eitaa logo
حاد ✊🏻 ننه‌قاسم
412 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
211 ویدیو
11 فایل
🧕🏻حدیث‌الزهرا 🩵مامانِ آقا محمدقاسم |✍️اهل نوشتن |🎓دانش‌آموخته دانشگاه فرهنگیان |🦻مربی کودکان با نیازهای ویژه شهید حسن باقری: باید به‌خود جرات داد...✊🏻 ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_kkd16t&btn=پیام.های.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از کانال حسین دارابی
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گذاشتن کف‌دست‌ها روی زمین هنگام سجده واجب است... اما گاهی باید بدون دستها و با سر به‌پای خدا بیفتی😭 در دل آمریکا چه میگذرد؟ حسین دارابی | عضوشوید 👇 http://eitaa.com/joinchat/443940864Cf192df24f0
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بماند به یادگار از روز معلم ۱۴۰۳ / بچه های اتاق ۱۵ / خوابگاه باهنر همدان 💕 🌿 @had9797 🌿
روزت مبارک رفیق ندیده 🤍 ممنون از دعوتت❤️‍🩹 🌿 @had9797 🌿
شب جمعه ای دعوت شدیم کربلا 💓 🌿 @had9797 🌿
الهی به احترام آبروی حضرت صادق علیه السلام، به ما توفیق کسب علم نافع عطا بفرما 🖤 🌿 @had9797 🌿
یکم صفحات کانال رو ورق زدم دیدم خیلی وقته که براتون ننوشتم ! برای دل خودم چرا ، ولی متاسفانه نشده که با شما به اشتراک بذارم ... اینو چند‌وقت پیش ، زمانی که عکسش رو گرفتم ، نوشتم ✏️ 🌿 @had9797 🌿
حاد ✊🏻 ننه‌قاسم
اگر اهل رویش باشی ، سبز میشی 🌱 🌿 @had9797 🌿
وارد حیاط پشتی شدم. لیوان صبحانه در دستم به کارد برخورد می‌کرد و جیلینگ جیلینگ می‌کرد. هوای بهاری دل انگیز بود، نسیم سحر،  نفسم را گرفت و عمیق پَسَم داد . راهم را کشیدم نزدیک درب سلف ، همان درب فلزی سفید رنگ که شیشه های مشبک گلگلی‌اش اصلا اجازه مشاهده ی هر آنچه که در دل دارند را نمی‌دهند . درب را که اندکی فشار دادم ، قفل فلزی اش به صدا درآمد و توجهم را جلب کرد. قفل سیاه رنگ ، نزدیک کف حیاط به درب آویزان شده بود و گویی به او پناه آورده بود. نمی‌دانم خیره شدنم به قفل به ثانیه کشید یا نه اما در همان زمان ، یک قطره سبز بهاری ، گوشه ی چشم راستم چکانده شد . سر چرخاندم و با دیدن لبخندش ، لبخند زدم . روحم جلا پیدا کرد ، خون سبز در رگ هایم جاری شد، چشمانم غرق نور شدند و تک‌تک جوارح بدنم ، رویش و سبزینگی را فریاد زدند. برگ های نحیفش ، همچون تن نوزاد لطافت و عطوفت داشتند . دیوار آجری پشت سرش ،  تکیه گاهی امن و مستحکم در قاب نگاهم ساخته بود و شباهت این نوزاد نورسیده ی نوبهار را به طفل آدمیزاد شبیه‌تر می‌کرد. ‌ رویش زیر آسمان آبی ، بی توجه به هر آنچه که پابندت شده ، دانه های افکارم را تکان داد و باور هایم را الک کرد . 🌿 @had9797 🌿
اینجوریه که ؛ دلت گرفته ،نشستی گوشه‌ی جدول خیابون خاک بازی میکنی، به عمق ۵ سانت که رسیدی ، دست میکنی توی زمین ، یه دستی، پایی، ظرف سفالی‌ای ، داس فلزی‌ای چیزی پیدا میکنی ! بعد دستتو تا عمق ۱۰ سانت که فرو ببری ، دیگه قشنگ وارد شهرشون میشی ، معذب میشی و دستتو میکشی میکشی بیرون ! خیلی هم عادی و نرمال !!! 🌿 @had9797 🌿