eitaa logo
حاد ✊🏻 ننه‌قاسم
412 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
211 ویدیو
11 فایل
🧕🏻حدیث‌الزهرا 🩵مامانِ آقا محمدقاسم |✍️اهل نوشتن |🎓دانش‌آموخته دانشگاه فرهنگیان |🦻مربی کودکان با نیازهای ویژه شهید حسن باقری: باید به‌خود جرات داد...✊🏻 ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_kkd16t&btn=پیام.های.
مشاهده در ایتا
دانلود
حاد ✊🏻 ننه‌قاسم
اگر اهل رویش باشی ، سبز میشی 🌱 🌿 @had9797 🌿
وارد حیاط پشتی شدم. لیوان صبحانه در دستم به کارد برخورد می‌کرد و جیلینگ جیلینگ می‌کرد. هوای بهاری دل انگیز بود، نسیم سحر،  نفسم را گرفت و عمیق پَسَم داد . راهم را کشیدم نزدیک درب سلف ، همان درب فلزی سفید رنگ که شیشه های مشبک گلگلی‌اش اصلا اجازه مشاهده ی هر آنچه که در دل دارند را نمی‌دهند . درب را که اندکی فشار دادم ، قفل فلزی اش به صدا درآمد و توجهم را جلب کرد. قفل سیاه رنگ ، نزدیک کف حیاط به درب آویزان شده بود و گویی به او پناه آورده بود. نمی‌دانم خیره شدنم به قفل به ثانیه کشید یا نه اما در همان زمان ، یک قطره سبز بهاری ، گوشه ی چشم راستم چکانده شد . سر چرخاندم و با دیدن لبخندش ، لبخند زدم . روحم جلا پیدا کرد ، خون سبز در رگ هایم جاری شد، چشمانم غرق نور شدند و تک‌تک جوارح بدنم ، رویش و سبزینگی را فریاد زدند. برگ های نحیفش ، همچون تن نوزاد لطافت و عطوفت داشتند . دیوار آجری پشت سرش ،  تکیه گاهی امن و مستحکم در قاب نگاهم ساخته بود و شباهت این نوزاد نورسیده ی نوبهار را به طفل آدمیزاد شبیه‌تر می‌کرد. ‌ رویش زیر آسمان آبی ، بی توجه به هر آنچه که پابندت شده ، دانه های افکارم را تکان داد و باور هایم را الک کرد . 🌿 @had9797 🌿
اینجوریه که ؛ دلت گرفته ،نشستی گوشه‌ی جدول خیابون خاک بازی میکنی، به عمق ۵ سانت که رسیدی ، دست میکنی توی زمین ، یه دستی، پایی، ظرف سفالی‌ای ، داس فلزی‌ای چیزی پیدا میکنی ! بعد دستتو تا عمق ۱۰ سانت که فرو ببری ، دیگه قشنگ وارد شهرشون میشی ، معذب میشی و دستتو میکشی میکشی بیرون ! خیلی هم عادی و نرمال !!! 🌿 @had9797 🌿
اگه ازین باباها نیستید دختر دار نشید 🌸💜 🌿 @had9797 🌿
زمان: حجم: 157.7K
در خوابگاه های دخترانه چه میگذرد؟🤣 با هندزفری گوش کنید🙉 🌿 @had9797 🌿
امروز رفتیم یه روستایی دیدیم وسط راه این هاپو نشسته ، به هیییچ وجه هم بلند نشد حتی وقتی تا روی دستاش با ماشین رفتیم 😵 ما هم دنده عقب گرفتیم و یه گوشه واستادیم ببینم قضیه چیه ؟ که دیدیم این چوبان کوچولو با ببعی هاش اومدن و رفتن تو طویله شون و اونجا بود که فهمیدیم ایشون به هاپوی به شدت وفاداره😭😍 🌿 @had9797 🌿
ازین عکسا که حواسش نیست 🙂😍🥰 🌿 @had9797 🌿
سلام صبح بخیر 🌞
امروز چندتا عکس گزارشی دیدم از نمایشگاه عفاف و حجابی که دانشجوهای دانشگاه فرهنگیان کردستان برگزار کرده بودن ! و چون صبح چشمامو رو با عینک انتقادی باز کردم ، الان میخوام اون تصاویر رو واستون نقد و تحلیل کنم😎 ❌مسئولین بخوانند ❌ اینا تحلیلای خودمه و درخصوص واقعیت تصاویر هیییچ اطلاعی ندارم :) 🌿 @had9797 🌿
نمیدونم چرا همیشه وسط ارائه هایی که شخص ارائه دهنده داره با هیجان و استرس کارشو میکنه و حس میکنه موضوع داره جا میوفته ، گوشی یکی از مسئولین زنگ میخوره و این های جنابان هم جواب میدن و شروع میکنن به صحبت و هماهنگی و پیگیری 😐 بعدم که از حرفای شخص پشت خطی خسته میشن، میگن: من جایی هستم بعدا صحبت میکنیم . بعد یه عذر خواهی کوچیک از ارائه دهنده میکنن و در جواب مسئولین کناریشون که میگه کی بود ، خیلی خلاصه تماس رو کاااامل شرح میدن :))) 🌿 @had9797 🌿
امان امان از هیئت همراه😑 شیرینی و شربت که بیشتر از همه برمیدارن ، پچ پچ هاشونم که کل ساختمون برمی‌داره، تهش هم چون حاج‌اقا/آقای‌دکتر رو مشایعت کردن، نمیان جلو که از نمایشگاه یا ارائه بازدید کنن . این گروه خیلی رو مخن اگه هدیه و گیفت و اینا بدید ، اینا اول از برمیدارن و خیلی وقتا هم چندتا چندتا برداشتن 😟 🌿 @had9797 🌿
البته گاهی هم لطف میکنن و میان پیش مسئولین وامیستن به تماشا ! تماشای محصول یا ارائه ؟ ابدا !!! تماشایِ رفتار مسئولین و واکنش هاشون به محتواها !!!
یه نکته ی رو مخ هم که وجود داره ، درباره غرفه های محصولاته ! _ اینارو خودتون درست کردید؟ _ بچه ها می‌خرن؟ _ خوشگله ! _خطاب به هیئت همراه : برای کوکب ( دخترش) ازینا بخریم . _ خنده و کف و خون حضار و تهش یه خسته نباشید میگن و رد میشن 😤 بابااااا این بیچاره وقت گذاشته، حوصله ، انرژی، ذوق، استعداد ... دوتا سوال فنی بپرس ، متعجب شو از هنرش ، براش آرزوی موفقیت کن 😠 🌿 @had9797 🌿