حاد ✊🏻 ننهقاسم
اگر اهل رویش باشی ، سبز میشی 🌱 🌿 @had9797 🌿
وارد حیاط پشتی شدم.
لیوان صبحانه در دستم به کارد برخورد میکرد و جیلینگ جیلینگ میکرد.
هوای بهاری دل انگیز بود، نسیم سحر، نفسم را گرفت و عمیق پَسَم داد .
راهم را کشیدم نزدیک درب سلف ، همان درب فلزی سفید رنگ که شیشه های مشبک گلگلیاش اصلا اجازه مشاهده ی هر آنچه که در دل دارند را نمیدهند . درب را که اندکی فشار دادم ، قفل فلزی اش به صدا درآمد و توجهم را جلب کرد. قفل سیاه رنگ ، نزدیک کف حیاط به درب آویزان شده بود و گویی به او پناه آورده بود.
نمیدانم خیره شدنم به قفل به ثانیه کشید یا نه اما در همان زمان ، یک قطره سبز بهاری ، گوشه ی چشم راستم چکانده شد .
سر چرخاندم و با دیدن لبخندش ، لبخند زدم .
روحم جلا پیدا کرد ، خون سبز در رگ هایم جاری شد، چشمانم غرق نور شدند و تکتک جوارح بدنم ، رویش و سبزینگی را فریاد زدند.
برگ های نحیفش ، همچون تن نوزاد لطافت و عطوفت داشتند .
دیوار آجری پشت سرش ، تکیه گاهی امن و مستحکم در قاب نگاهم ساخته بود و شباهت این نوزاد نورسیده ی نوبهار را به طفل آدمیزاد شبیهتر میکرد.
رویش زیر آسمان آبی ، بی توجه به هر آنچه که پابندت شده ، دانه های افکارم را تکان داد و باور هایم را الک کرد .
#تراوش
🌿 @had9797 🌿
#هیمیدان اینجوریه که ؛
دلت گرفته ،نشستی گوشهی جدول خیابون خاک بازی میکنی،
به عمق ۵ سانت که رسیدی ، دست میکنی توی زمین ،
یه دستی، پایی، ظرف سفالیای ، داس فلزیای چیزی پیدا میکنی !
بعد دستتو تا عمق ۱۰ سانت که فرو ببری ، دیگه قشنگ وارد شهرشون میشی ،
معذب میشی و دستتو میکشی میکشی بیرون !
خیلی هم عادی و نرمال !!!
🌿 @had9797 🌿
زمان:
حجم:
157.7K
در خوابگاه های دخترانه چه میگذرد؟🤣
با هندزفری گوش کنید🙉
🌿 @had9797 🌿
امروز رفتیم یه روستایی
دیدیم وسط راه این هاپو نشسته ، به هیییچ وجه هم بلند نشد حتی وقتی تا روی دستاش با ماشین رفتیم 😵
ما هم دنده عقب گرفتیم و یه گوشه واستادیم ببینم قضیه چیه ؟
که دیدیم این چوبان کوچولو با ببعی هاش اومدن و رفتن تو طویله شون
و اونجا بود که فهمیدیم ایشون به هاپوی به شدت وفاداره😭😍
🌿 @had9797 🌿
امروز چندتا عکس گزارشی دیدم
از نمایشگاه عفاف و حجابی که دانشجوهای دانشگاه فرهنگیان کردستان برگزار کرده بودن !
و چون صبح چشمامو رو با عینک انتقادی باز کردم ، الان میخوام اون تصاویر رو واستون نقد و تحلیل کنم😎
❌مسئولین بخوانند ❌
اینا تحلیلای خودمه و درخصوص واقعیت تصاویر هیییچ اطلاعی ندارم :)
🌿 @had9797 🌿
نمیدونم چرا همیشه وسط ارائه هایی که شخص ارائه دهنده داره با هیجان و استرس کارشو میکنه و حس میکنه موضوع داره جا میوفته ، گوشی یکی از مسئولین زنگ میخوره و این های جنابان هم جواب میدن و شروع میکنن به صحبت و هماهنگی و پیگیری 😐
بعدم که از حرفای شخص پشت خطی خسته میشن، میگن: من جایی هستم بعدا صحبت میکنیم .
بعد یه عذر خواهی کوچیک از ارائه دهنده میکنن و در جواب مسئولین کناریشون که میگه کی بود ،
خیلی خلاصه تماس رو کاااامل شرح میدن :)))
🌿 @had9797 🌿
امان امان از هیئت همراه😑
شیرینی و شربت که بیشتر از همه برمیدارن ، پچ پچ هاشونم که کل ساختمون برمیداره، تهش هم چون حاجاقا/آقایدکتر رو مشایعت کردن، نمیان جلو که از نمایشگاه یا ارائه بازدید کنن .
این گروه خیلی رو مخن
اگه هدیه و گیفت و اینا بدید ، اینا اول از برمیدارن و خیلی وقتا هم چندتا چندتا برداشتن 😟
🌿 @had9797 🌿
یه نکته ی رو مخ هم که وجود داره ، درباره غرفه های محصولاته !
_ اینارو خودتون درست کردید؟
_ بچه ها میخرن؟
_ خوشگله !
_خطاب به هیئت همراه : برای کوکب ( دخترش) ازینا بخریم .
_ خنده و کف و خون حضار
و تهش یه خسته نباشید میگن و رد میشن 😤
بابااااا این بیچاره وقت گذاشته، حوصله ، انرژی، ذوق، استعداد ...
دوتا سوال فنی بپرس ، متعجب شو از هنرش ، براش آرزوی موفقیت کن 😠
🌿 @had9797 🌿