صبح یعنی یک غزل از جنس چشمان نگار
صبح یعنی با تو سبزم روزگار من بهار
صبح یعنی شعر چشمان تو را از بر شدن
صبح یعنی در هوایت بیقرارم بیقرار
#امیرعباس_خالقوردی
#حدیث_دل 🌸🍃
هر صبح گنجشکی
لب ایوان خانه
سر می دهد آوازهایی شادمانه
او می سراید تا فضای صبحدم را
هر لحظه رنگینتر کند با هر ترانه
#فریدون_مشیری
#حدیث_دل🌸🍃
[ حدیث دل ]
مرا که شانهام از حمل آفتاب خَم است به جز پناه دو دستِ تو سایبانی نیست…! #قیصر_امین_پور #حدیث_
#مخاطب_خاصم♥️
#تُ همان حس خوبی
همان قدم زدن به وقت غروب در خیابان رویاییِ شانزلیزه
همان ویترین گردی های شبانه
همان باران غیر منتظره در هوای گرگ و میش
همان شب پر ستاره ی ونگوگ
#تُ همانی
ساده اما دوستداشتنی...
#گیسو_عبدالهی
#حدیث_دل 🌸🍃
[ حدیث دل ]
#برای_او_که_رفت ♥️ دلـم برای #تُ تنگ است بـرای بـاران... برای گام برداشتن در خیابان خسته ام از اس
#برای_عشقم ♥️
باران که میبارد
دلم زیر و رو میشود
بیهوا لبخند پررنگی
مینشیند بر لبانم
و ذهنم باز تداعی میکند
آن روز بارانی را
من، #تو و یک چتر سیاه...
#سحر_ماخانی
#حدیث_دل 🌸🍃