[ حدیث دل ]
#روضه
زبان به روضه چرا واکنم؟ همین کافیست
مباد شاهد جان دادنِ پسر، پدری...
#سجاد_سامانی
#حدیث_عاشقی 🥀
[ حدیث دل ]
#حدیث_عاشقی 🦋
#منبر_مجازی 🌱
خوش بہ حال کسے ڪه براے
پیدا ڪردن راه درست زندگے
در مجالس اهلبیت شرکت ڪند
انقدر با عظمت است ڪه اگر
کسے در راه این جلسات بمیرد
شهید محسوب میشود
#استاد_انصاریان
#حدیث_نفس
[ حدیث دل ]
#جمعه ها بیشتر وقتت را با من بگذران بیشتر دقایقت را به من اختصاص بده با بوسه اجاق خاموش احساسم را رو
دوستت دارم را قُرص و محکم می خواهم
پدر مادر دار
از همان هایی که بوی
عشق های قدیمی می دهد
مزه ی چای زعفران
در استکان های کمر باریک
نُقل پهلو
از همان هایی که
مزه اش می ماند زیر دندان
می نشیند ته ته دلت
برای همیشه ...
#سوسن_درفش
#برای_آنکه_خودش_میداند
#حدیث_دل
[ حدیث دل ]
بیا ای دل یه دشتستون بگرییم ...💔 #آجرکاللهیاصاحبالزمان #امیرکرمانشاهی #حدیث_عاشقی 🥀
شعرِ من از قبیله ی خون است....
#غروب_دلگیر_جمعه
#حدیث_عاشقی 🥀
فَلَما أرادَ أن يَشرب غُرفة مِن اَلماء
ذَكر عَطش الحُسين و أهل بيته فَرمِى اَلٔماء ...
مقاتل سید الشهدا(ع) را که میخوانی
یک جاهایی را انگار نقطه چین گذاشته اند
یکی از این جاها دست بردن حضرت عباس(ع)
داخل آب شریعه است ...
خبر این است که حضرت دست در آب فرو برد
و مشت آبی برداشت و آب را روی آب ریخت.
اینجا حتیٰ تاریخ نویس ها که قاعدتاً باید
تاریخ بگویند و رد شوند انگار غیرتی شده باشند
بی آنکه پرانتز باز کنند،
نوشته اند یاد لب های تشنهی برادرش افتاد
حتی نگفته اند شاید ...
انگار این خبر را نمی شود با شاید و لابد نوشت
و حالا چند صد سال است که هنوز دارند
از این مشت پرآب مضمون بیرون میکشند
و انگار هنوز آن مضمون دلچسب و گوارایی که باید ؛
از آب در نیامده است ...
"ماه منیر بنی هاشم دست در آب برد
سپس آب را روی آب ریخت ..."
خبر یک جمله بیشتر نیست،
اما انگار همه خبرها اینجاست
#تلک_الایام
#فنعم_الاخ_المواسي_عباس
#کیوان_کیانی
#حدیث_عاشقی 🥀
[ حدیث دل ]
#story ...💔 یه مشک و یه سقا.. یه ماه گرفته تو آغوش زهرا.. #علمدار_نیامد🥀 #حدیث_عاشقی
#بسمربالوافی
«قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ»
روزی که شمر برایش امان نامه آورد فرمود «دستت بریده باد! چه بد امانیست این که آوردی، ای دشمن خدا! آیا میگویی برادر و سرور خود حسین فاطمه را رها کنیم و با لعینان و لعین زادگان درآییم؟ ما را امان خدا بهتر است» اصلا وقتی حسین امن من است مرا چه به امان نامه؟
آری... «قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ». قلبش سرشار از ایمان به حسین و خدای اوست.
و بعد « أَنْ شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ فِي دَرَجاتِ هٰذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ وَزُخْرُفِها وَزِبْرِجِها» که دنیا و درجاتش او را بی رغبت کرده بود
رو به حسین کرد و فرمود: «ضَاقَ صَدْرِي وَ سَئِمْتُ مِنَ الْحَيَاةِ» سینه ام سنگین شده حسین جان، از دنیا خستهام.
«فَشَرَطُوا لَكَ ذٰلِكَ ، وَعَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفاءَ بِهِ» پس برایش شرطی نهاده شد و او نیز به شرطش وفا کرد.
مولایشبه او رو کرد و فرمود « لِهَؤُلَاءِ الْأَطْفَالِ قَلِيلًا مِنَ الْمَاءِ» با تمام جنگآوری و رشادتی که داری دست به شمشیر نبر و آب بیاور .
«وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ» و اوست کسی که فرمان میبرد از انچه خدا امر کرده، پیش میرود تا به سرمنزلهی عهد خود برسد.
عباس به شریعه رسید.
«الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ و إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ» آن ها که به عهدشان وفا میکنند و متذکر میشوند، آنها صاحبان خردند.
پس عباس؛ أُولُو الْأَلْبَابِ دشت کربلا دست به زیر آب برد «فذکّر عطش الحسین» و در گوشآن زمزمه کرد: حسین مولایم تشنه است.
آب تمنا میکرد و عباس «جَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍحَيٍّ» را در سرش تفسیر میکرد؛ مولایم، آب؛ همان نعمت حقیقی، سرمنشاءحیات؛ در خیامْ ایستاده به انتظار .
پس زیر لب «یا نفس من بعد الحسین هونی و بعده لا کنت أن تکونی» میگوید که ای من! تو را چه کارْ به دنیای بی حسین؟... نیست باش بدون او.
او نباشد «إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ؟».
آب بر زمین فرو رود چنانکه همه محروم باشند از حیات و نعمت. کیست که دوباره او را هویدا کند؟و قابل دسترس؟
عباس درک کرده بود نبودنِ امام چگونه دنیایی است؛ دنیایی بدون آب! بدون حیات.
ما نیز بدون آبیم در غیاب مولایمان مهدی-ارواحنا فداه-
«أَ فَرَأَیْتُمُ الْماءَ الَّذی تَشْرَبُونَ؟»
آیا به او فکر میکنیم؟
#شب_نهم
#حدیث_عاشقی 🥀
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#story ...💔
روضه نمیخواهد تنی که #سر ندارد..
قربان آن آقا که #انگشتر ندارد..
#آجرکاللهیاصاحبالزمان🏴
#حدیث_عاشقی 🥀