قرارمان امشب
سر راه شیری
همان کافه ی پرستاره
همان قهوه ی کهکشانی
برایت کمی خوشه ی پروین میاورم
و یک حلقه ی از زحل
عطارد شعر میخواند
ناهید میرقصد
زمین می ایستد
من زانو میزنم
تو سرخ میشوی
گل میدهی در سیاره ی کوچکم
تو آسمان میشوی
و من مشتریت
مشتری لبخندت
مشتری سیاه چاله های چشمانت
که هر شب
قدر هزار سال نوری در آن گم میشوم...
#احسان_عظیمی
#حدیث_دل 🎈
قرارمان امشب
سر راه شیری
همان کافه ی پرستاره
همان قهوه ی کهکشانی
برایت کمی خوشه ی پروین میاورم
و یک حلقه ی از زحل
عطارد شعر میخواند
ناهید میرقصد
زمین می ایستد
من زانو میزنم
تو سرخ میشوی
گل میدهی در سیاره ی کوچکم
تو آسمان میشوی
و من مشتریت
مشتری لبخندت
مشتری سیاه چاله های چشمانت
که هر شب
قدر هزار سال نوری در آن گم میشوم...!
#احسان_عظیمی
#حدیث_دل 🎈