صبح، سوار بر قطار ستارگان سحرگاهی
از راه رسید
تـو نـیـامـدی
گنجشک های منتظر
دور خانه من نشستند
و به هر سایه به خود لرزیدند
تـو نـیـامـدی
شعر از دلم به دهانم
از لب هایم به دلم پر کشید
تـو نـیـامـدی....
#شمس_لنگرودی
#حدیث_دل 🌸🍃
غمگین مشو عزیز دلم
مثل هوا کنار توام
نه جای کسی را تنگ میکنم
نه کسی مرا می بیند
نه صدایم را می شنود
دوری مکن
تو نخواهی بود
من اگر نباشم.
#شمس_لنگرودی
#حدیث_دل 🌸🍃
#برای_عشقم ♥️
کجای جهان رفتهای
نشان قدم هایت
چون دان پرندگان
همه سویی ریخته است
باز نمیگردی، میدانم
و شعر
چون گنجشک بخارآلودی
بر بام زمستانی
به پاره یخی
بدل خواهد شد
#شمس_لنگرودی
#حدیث_دل 🌸🍃
اشتباه نكن
نه زيبايىِ تو
نه محبوبيتِ تو
مرا مجذوبِ خود نكرد
تنها آن هنگام كه روحِ زخمىِ مرا بوسيدى
من عاشقت شدم ...
#شمس_لنگرودى
#حدیث_دل 🌸🍃
در من نگاه مى كنى
زخم هاى من آرام مى گيرند.
اى پرچم بام من
كه به وقت عبور دشمن تسكينم مى دهى
زمينه صبح گاه!
زخم هاى من
ستاره هاى همين تاريكى است
كه چشم بسته از برابر من عبور مى كنى.
#شمس_لنگرودى
#حدیث_دل 🌸🍃
نجاتم بده، آفتاب من
که پیشاپیشم راه میروی
و تقدیر مرا میپاشی،
دستم را بگیر
تا چون سایه، کنارت
لنگانلنگان
به خانهی اولم برگردم.
#شمس_لنگرودی
#حدیث_دل 🌸🍃
صبور ...
مثل درختی که در آتش میسوزد
و توان گریختن ندارد.
حیرتزده ...
چون گوزنی که شاخهای بلند
در شاخه گرفتارش کردهاند.
همه این روزها اینچنینایم ...
#شمس_لنگرودی
#حدیث_دل 🌸🍃
دلخوش نشستهام
که شاید گذر کنی!
لعنت به شایدی که مهیا نمیشود،،،
#شمس_لنگرودی
#حدیث_دلتنگی 🌸🍃
روز،
با کلماتِ روشن حرف میزند
عصر، با کلماتِ مبهم
شب...
سخن نمیگوید
حکم میکند....
#شمس_لنگرودی
#حدیث_دل 🌸🍃🦋
[ حدیث دل ]
مرداد هم بی #تو گذشت کاش .. شهریور نویدی باشد برای آمدنت ... #باران_قیصری #برای_آنکه_خودش_میداند
گرمای #مرداد ڪه میرود،
یاد تو میآید
تو! ڪه نیمشبی
به دریا رفتی
تا ستاره بیاوری.
هر زنگی ڪه دیروقت به صدا در میآید
یادآور اضطرابِ نبودنِ تست.
"ڪجای جهان رفتهای؟
نشان قدمهایت
چون دانِ پرندگان
همه سو ريخته است.
باز نميگردی
می دانم."
#شمس_لنگرودی
#حدیث_دل 🦋
تابستان گذشته است
جاده فرش شده در برگ ها
برگی در کفم نیست
برای بازی با روزهایی
که نباشی....
#شمس_لنگرودی
#حدیث_دل 🍂
تابستان گذشته است
جاده فرش شده در برگ ها
برگی در کفم نیست
برای بازی با روزهایی
که نباشی....
#شمس_لنگرودی
#حدیث_دل🍂