این نامه را برایت ، از خاک کوچه های سرد ، با خون سرخ خود نوشتم تا روید خنده ها ز لب .
قلبش مثل یک گیاه حساس بود، با تابش آفتاب باز میشد و با یک تلنگر انگشت یا وزش نسیم جمع میشد و در خود فرو میرفت.
آن برونته ⭐️ ؛
Vampire
خواهش میکنم یکی منو مجبور کنه کارامو انجام بدم . لطفا .
می سگهار جز جبش کردن کار دیگه ایم میکنه؟