سواری که از دور می اید،
پیش أز آنکه خودش برسد و دیده شود...
گرد و غــباری که از؛ زیرپای أسبش
برمیخیزد دیده میشـود.
گرد و غبار آشوب هــاو ناآرامی های
جهان در روزگار مـا
خبر أزنزدیک شدن...
فارِس الحجٰاز...یَعنی؛
امام زمان«عج»میدهـد...
#حاج اسماعیل دولابی
#یادشهیدانصلوات
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
دُختـرک سرزَمینـم...
عفیـف بــاش وبـاحیـا...!!
وپسر سـرزمینـم...
محجـوب بــاش و بـاتقوا..!!
شمـاييد که دشمن را بـا...
سـلاح ایمـان ،اُمیـد ، حیـا و
تَقوايتــان به زانـو در می آوَرید...
#یادشهیدانصلوات
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
هدایت شده از برادر شهیدم ابوالفضل 🌹🌹
#یاصاحب_الزمان_عج💚
اي قبله ي نمازگزارانِ آسمان
هجر تو کرده قامتِ اسلام را کمان
خورشید تابه کی به پس ابرها نهان
عجِّل علي ظهورکَ ياصاحب الزمان
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
سلام امام زمانم ✨
#امام_زمان
#اللهم_عجل_الولیک_الفرج
[🌼] @hafzi_1🍃
شهید جاوید الاثرابوالفضل حافظی تبار💫
شیطان مثل یک حبه قند میفتد توی فنجان دل ما
حل میشود ...!
آرام آرام....!
بی آنکه ما اصلا بفهمیم و ...
روحمان سر می کشد آنرا...!!
آن چای شیرین را
شیطان زهر آگین را!!
آنوقت آن خون می شود درتن!
می چرخد....
ومی گرددو می ماند آنجا....
او ، می شود " من "!!
اعوذبالله من الهمزات الشیاطین
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
چند دقیقه قبل از اذان مغرب، داشت با عجله از خانه خارج می شد. پرسیدم: حسین! کجا می روی با این عجله؟
همان طور که فاصله می گرفت، گفت: با یک نفر قرار ملاقات دارم.
و رفت. از برادرش پرسیدم: کجا می رفت با این عجله؟
خندید و گفت: می رفت مسجد جامع تا نمازش را اول وقت بخواند...
🌷شهید غلام حسین خزاعی
#یادشهیدانصلوات
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
در عملیات کربلای دو، محمود کاوه، فرمانده لشکر پنجاه و پنج ویژه شهدا، کار عجیبی کرد.
نیروهای خط شکن
را که جلو فرستاد، آمد و نمازی دو رکعتی را اقامه کرد.
بعد از نماز گفت:« این نماز را فقط به
دو دلیل خواندم،اول برای پیروزی بچه های خط شکن و بعد ...»
یکی از بچه پرسید: «بعد چه؟»
« دلم می خواهد اگر خدا لایقم بداند، این نماز، آخرین نمازم باشد.»
و خدا لایقش دانست.
محمود کاوه در همان عملیات شهید شد.
#یادشهیدانصلوات
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
بانو!!!
حجابت،
کیمیای غیرتت را به لبخندی هرز مفروش !
راستی ،تو که در بازار و خیابان جلوه فروشی می کنی !!
هیچ می دانی صاحب این پوتین ها کجا رفته اند ؟!
چرا رفته اند ؟!
صبر کن تا برایت فاش بگویم!
رفتند تا تو امروز چون ملکه ها صاحب سرزمینت باشی وبا اطمینان و وقار در کُوی وبرزن قدم برداری!
رفتند !!
واگر نرفته بودند !!
امروز چون سرزمین شام وعراق باید داغ جگر گوشه ات را به سینه می کشیدی ومجالی برای قدم زدن وخودآرایی در خیابان های شَهرت را نداشتی!!
بانو حواست باشد کجا قدم می گذاری !!
کوچه های این سرزمین هر کدام به نام وخون شهیدی آویخته شده اند.
️و روی نامشان قدم نگذاری
شهداشرمنده ایم
#یادشهیدانصلوات
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
در شبی زمستانی و سرد، مردی در خانه اش نشسته بود و از شدت سرما به خود میپیچید، سرما در تک تک اعضایش رسوخ کرده بود و دندان هایش به شدت به هم میخوردند.
اما تصور نکنید این مرد، فقیر بوده و نمیتوانسته آتشی برای خودش فراهم کند.، خیر
او نه تنها توانایی ایجاد آتش را داشت، بلکه کبریت و بخاری در یک متری او بودند ولی او اقدامی برای روشن کردن آنها نمیکرد و فقط میلرزید و میلرزید.
حتما برایتان سوال شده که چرا چنین رفتاری میکرد…
آن مرد فقط در انتظار رسیدن فصل بهار و گرمای خورشیدش بود و حاضر نبود برای گرم شدنش قدم از قدم بردارد.
او حاضر نبود تا هنگام رسیدن بهار و هوای دلپذیرش تلاشی کند و گرمایی در مقیاس کوچک تر درست کند.
ماجرای این مرد، ماجرای کسانی است که تصور میکنند معنای انتظار برای فرج امام زمان (عج) فقط دست روی دست گذاشتن تا ظهور ایشان است.
#مهدویت
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
🔰طبق فرمایش امام صادق (ع) در جان منتظر دو عشق و شوق وجود دارد.
اول عشق به حق و دومی عشق به خلق
عشق به حق یعنی عشق به خداوند و عشق به وجود آمدن عدالت
عشق به خلق یعنی منتظر فقط به فکر خودش نیست، فقط نمیخواهد اوضاع خودش بهتر شود بلکه میخواهد مشکلات مردم نیز حل شود، میخواهد مردم از شر زنجیرهای ظلم خلاص شوند و طعم عدالت در جامعه را بچشند.
این دو عشق باید در وجود منتظر وجود داشته باشد چرا که این دو در وجود امام زمان نیز وجود دارد.
بنشین، بنشین
راحت باش، راحت باش،
بخواب، بخواب
اینها فرامین نفس اماره ماست که همواره ما را به راحتی و تنبلی دستور میدهد.
حال این نفس اماره بازیگوش که از تمام مسئولیت ها فراری است، سعی میکند مفاهیمی که ما را به مسئولیت وامیدارد را تغییر دهد تا با تن پروری اش منافات نداشته باشد.
یکی از معانی که نفس اماره ما تغییر داده، معنای انتظار است.
نفس اماره آن را به این صورت معنا کرده که باید صبر کنی و بی تفاوت در سایه ای آسوده بگیری تا روزی که خود امام زمان ظهور کند.
در حالی که معنای واقعی انتظار نیاز به حرکت، تلاش، کوشش و سختی کشیدن نیاز دارد، انتظار واقعی یعنی مقدمه سازی برای ظهور، یعنی تلاش برای هدایت جامعه و مبارزه تا پای جان در برابر ظلم که مطابق میل نفس اماره مان نیست.
#مهدویت
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
🌷آیا اینکه قرار است امام زمان ناگهان ظهور کنند، و سپس با یک اشاره تمام ظالمان نیست و نابود شوند برای شما خیلی عجیب است؟
احتمالا خیر
چرا که سالهای سال است که چنین مفهومی به ما القاء شده است، اما قرار نیست این اتفاق بیافتد، قرار نیست امام زمان بدون ایجاد مقدمات ظهور کنند و همچنین قرار نیست بعد از ظهور با یک اشاره تمام ظالمان ریشه کن شوند.
🌷امام زمان برای ظهورشان نیاز به مقدماتی دارند که این مقدمات را منتظران واقعی محقق میکنند و بعد از ظهور ایشان نیز همه چیز طبق روال عادی پیش میرود اما با رهبری فوق العاده امام زمان پیشرفت مومنان و زوال ظالمان تسریع می یابد.
چوب همیشه در خودش یک آتش پنهان دارد، ولی تا وقتی که شعله ور نشود گرمایی هم تولید نمیکند و همچنان سرد و بی جان است.
انتظار هم تا وقتی صرفا در دل شخص منتظر است و به عمل نمی انجامد فایده ی زیادی ندارد.
نیاز است انتظار در افعالش ظهور پیدا کند و او را به میدان عمل بکشاند.
منتظر باید علاوه بر علاقه به ظهور امام زمان و عدالت گستری ایشان در جامعه، سعی کند این مهم را تا جایی که میتواند در جامعه خودش محقق سازد.
#مهدویت
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
هنگام خداحافظی با یوسف می خواستم صورتش را ببوسم. با دست گوشه ی پیشانی اش را نشان داد و گفت: «این جا را ببوس که جای گلوله ی شهادت است»
و بالآخره در عملیات مرصاد به علت اصابت گلوله به همان قسمت از پیشانی آسمانی شد و به سجده افتاد.
🌷راوی: مادرشهید
#یادشهیدانصلوات
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
آرپی جی زن تانک را زد؛ تانک هم سر او را با گلوله ی مستقیم زد. بدنش که بی سر می دوید، یکی از بچه ها فیلم برداری کرد. بعدها مادر شهید شنیده بود از بچه اش توی آن وضعیت فیلم گرفته اند، اصرار می کرد می خواهم فیلم را ببینم.
سپرده بودم نگذارند. خیلی اصرار کرده بود و بچه ها هم کوتاه آمده بودند. برده بودنش تبلیغات لشکر و فیلم را برایش پخش کرده بودند؛ نه یک بار که چند بار.
بچه ها می گفتند دفعه ی آخر وقتی دوربین روی رگ های بی سر شهید زوم کرد، مادرش رفت جلوی تلویزیون و از روی صفحه ی تلویزیون رگ های بریده ی شهیدش را بوسید و گفت حالا حضرت زینب (س) را درک می کنم.
#یادشهیدانصلوات
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ