📚 #داستان_کوتاه📚
🌴🌸🌴🌸🌴🌸🌴🌸🌴🌸🌴🌸🌴🌸
ميگويند که پسري در خانه ، #خيلي شلوغکاري کرده بود .
او ، همه ي اوضاع را به #هم ريخته بود.
وقتي پدر وارد شد، مادر شکايت او را به پدرش کرد.🗣
پدر ، که #خستگي و ناراحتي بيرون را هم داشت، #شلاق را برداشت.
پسر ديد امروز اوضاع خيلي خراب است، و همه ي درها هم بسته است.
وقتي پدر #شلاق را بالا برد ؛
پسر ديد #کجا فرار کند؟
راه فراري ندارد!...
خودش را به #سينه ي پدر چسباند.
شلاق هم در دست #پدر #شل شد و افتاد.
🔸شما هم هر وقت ديديد #اوضاع خراب است،
🔹به سوي #خدا فرار کنيد.( #اعتمادکنید به سوی خدافرارکنید)
❣«وَ فِرُّوا إلي الله مِن الله»❣
🔹هر کجا متوحش شديد راه فرار به سوي خداست.
🦋🌸🦋🌸🦋
👤حاج محمد اسماعيل دولابي🌸
@haghighatshenas78🕊