#داستان_پند_آموز
🍃🍂دستــــ✋ــــم را
بگیـــــــــر🍃🍂
🌸✨ #دختری با #پدرش میخواستند از یک پل چوبی رد شوند. #پدر رو به دخترش گفت: دخترم دست من را بگير تا از پل رد شويم. #دختر رو به پدر كرد و گفت: من دست تو را نمیگيرم تو دست مرا بگير. پدر گفت چرا؟ چه فرقی ميكند؟⁉️ مهم اين است كه دستم را بگيری🔺 و با هم رد شویم. #دخترک گفت: ✅فرقش اين است كه اگر من دست تو را بگيرم ممكن است هر لحظه دست تو را رها كنم، اما تو اگر دست مرا بگيری هرگز آن را رها نخواهی كرد!
این 👌دقیقا مانند داستان #رابطه ما با #خداوند است؛ هرگاه ما دست او را بگيریم ممكن است با هر غفلت و نا آگاهی دستش را رها كنیم اما اگر از او بخواهیم دستمان را بگيرد هرگز دستمان را رها نخواهد كرد
#ازخدا_بخواهیم_دستمان_را_بگیرد
@haghighatshenas78🕊
📚 #داستان_کوتاه📚
🌴🌸🌴🌸🌴🌸🌴🌸🌴🌸🌴🌸🌴🌸
ميگويند که پسري در خانه ، #خيلي شلوغکاري کرده بود .
او ، همه ي اوضاع را به #هم ريخته بود.
وقتي پدر وارد شد، مادر شکايت او را به پدرش کرد.🗣
پدر ، که #خستگي و ناراحتي بيرون را هم داشت، #شلاق را برداشت.
پسر ديد امروز اوضاع خيلي خراب است، و همه ي درها هم بسته است.
وقتي پدر #شلاق را بالا برد ؛
پسر ديد #کجا فرار کند؟
راه فراري ندارد!...
خودش را به #سينه ي پدر چسباند.
شلاق هم در دست #پدر #شل شد و افتاد.
🔸شما هم هر وقت ديديد #اوضاع خراب است،
🔹به سوي #خدا فرار کنيد.( #اعتمادکنید به سوی خدافرارکنید)
❣«وَ فِرُّوا إلي الله مِن الله»❣
🔹هر کجا متوحش شديد راه فرار به سوي خداست.
🦋🌸🦋🌸🦋
👤حاج محمد اسماعيل دولابي🌸
@haghighatshenas78🕊
هدایت شده از ثانیه شمار ظهور
سختگیری پدر عروس.mp3
5.66M
🍃
🌸🍃
🔊 #صوت:
🔴 #پدر خانمم #سختگیرے میڪند ...اول ماشین و خانه بعد #عروسے وگرنه #طلاق.....😞
#پیشنهاددانلود💯
👌استاد #دهنوے
⭕️#پــرســمــانــ_اعــتــقــادیــ_اخــلــاقــے
https://eitaa.com/joinchat/3397320738C0c4c71fad0
࿐🌸🍃❒○🌺○❒🍃🌸࿐