eitaa logo
حاجیاما
88 دنبال‌کننده
68 عکس
1 ویدیو
3 فایل
در نهایت، همه چیز با یه چرت حل میشه @mhajiyama
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸تیغ همدلی اگر بخواهیم برای ژانر سایبرپانک؛ خدایانی تعریف کنیم؛ به احتمال زیاد، تیغ رو "blade runner" رب النوع این خدایان است. «آیا آدم مصنوعی ها خواب گوسفند برقی می بینند؟» نام اصلی کتاب است ولی از آن جایی که فیلم آن با عنوان "بلید رانر" ساخته شد؛ ناشران مترجم عزیز، عنوان اصلی کتاب را دور انداختند و با همان نام بلید رانر منتشر کردند. تیغ رو جهانی را روایت می کند که در آن انسان ها موفق به ساخت ربات هایی شده اند که با خودشان مو نمی زنند و تنها با تستی به نام تست « همدلی» قابل شناسایی اند. داستان، افسر پلیسی را دنبال می کند که در تعقیب ربات های یاغی و «بازنشسته» کردن آن هاست. داستان به شدت روی نژاد پرستی علیه آدم مصنوعی ها متمرکز است و حتی شخصیت های کتاب از لفظ مرگ برای ربات ها استفاده نمی کنند و یک ربات مرده را، بازنشسته صدا می کنند. البته این نژاد پرستی دلیل درستی دارد( نه مثل نژادپرستی های احمقانه خودمان که براساس قبیله و خون و رنگ پوست است) و آن بی روح بودن آدم مصنوعی هاست. کتاب مدام یادآوری می کند که آن چه انسان را از یک ماشین جدا می کند، همدلی و دلسوزی او برای همنوعانش است. و این سوال همیشه وجود خواهد داشت: اگر هوش مصنوعی به خودآگاهی برسد؛ دلسوزی هم در او ایجاد خواهد شد؟ (ضمنا، چاپ فارسی کتاب، طراحی جلد بسیار مزخرفی دارد) https://eitaa.com/hajiyama
🔸داستان عامه فولکلور "folklore" از آن کلمه هایی است که صرفا به کار بردنش در مجامع داستان خوانی، دو امتیاز مثبت برایتان دست و پا می کند، حتی اگر ندانید به چه معناست. فولکلور داستان های محلی است که مردم یک منطقه یا روستا سینه به سینه نقل کرده اند؛ گاهی برای اینکه بچه هایشان را بخوابانند؛ گاهی برای ترساندنشان و گاهی برای سرگرمی پای بساط قلیان و شب نشین. فولکلور ها شاید بی منطق و بی سر و ته باشند، ولی دل نواز اند و پر از جن و پری. با ارتباطات جهانی این روزها و اینترنت سراسری؛ دیگر خلق فولکلور تقریبا کاری غیر ممکن است. دیگر وقتی کسی داستان می گوید؛ در محلهٔ خودش نمی ماند تا نسل به نسل پخته شود. تنها کاری که می شود کرد؛ یاد داشتن همان داستان‌هایی است که قبلی ها گفته اند. https://eitaa.com/hajiyama
🔸دست طلا ادبیات دفاع مقدس، معمولا سمت خط مقدم، ابراهیم هادی ها و عملیاتی ها می گردد که اصطلاحاً به آن «خط اصلی» "mainstream" می گوییم. «عباس دست طلا» ولی، روایت عباسی است که شاید دست به اسلحه نبرد اما دست به آچارش،‌ چکش‌کار ماشین های خستهٔ جنگ است. دست طلا، داستان مکانیکی را می گوید که ما هر روز در کوچه و خیابان می بینیم و تصور می کنیم حتما سر چند نفر را حداقل دوهزار تومانی کلاه گذاشته تا بتواند گاراژ خودش را باز کند؛ اما او هم در دنیای خودش آدم درستی است. ماجرای حاج عباس، جزء نیمه های پنهان جنگ است و خواندنش یادآور آن است که کوچک ترین کاری برای آن چه باور داریم، ارزشمند است. در ضمن تقریظ رهبری هم دارد. https://eitaa.com/hajiyama
🔸یک سانتی متر شخصیت هایی که برای کشورشان می جنگند؛ همیشه یکی از تیپ های مورد علاقه بازیکن‌ها در بازی های ویدیویی بوده اند. دیالوگ های این گونه شخصیت ها معمولا یک تم خاص را در بر می گیرد؛ اما بسیاری از آن ها در یک موضوع به شدت خاص هم نظر اند. مثلا شخصیت ایرلیا از league of legends دیالوگی دارد با این مضمون: یک اینچ بهشان بده؛ یک پادشاهی را می گیرند. یا لرد شیمورا در ghost of Tsushima می گوید: اگر ما الان نایستیم؛ مغول ها اسم مردممان را از تاریخ پاک می کنند. یا لرد هیون در final fantasy که می گوید: اگر الان سر خم کنیم؛ دیگر هیچ وقت نمی‌توانیم برخیزیم. تمامی این شخصیت ها و نویسندگانشان از فرهنگ های متفاوت اند ولی حرفشان یکی است: کافی است به دشمن یک سانتی متر از خاک تسلیم شود تا آن ها یک کله تا نمک آبرود تنکابن را با دنده پنج بیایند. مقاومت در برابر هجوم بیگانه و مخلفات آن از غرایز آدمی است و ربطی به دین و فرهنگ ندارد؛ تنها چیزی که لازم دارد، ذات ناسقوط کردهٔ انسان است. https://eitaa.com/hajiyama
‏🔸86 نژادپرستی یکی از قدیمی ترین رفتارهای انسان است. تقریبا تمام تمدن های اولیه نژاد پرست بوده‌اند و به همان قدمت برایش داستان وجود دارد. 86 نیز یکی از همین داستان ها است. 86 از روی لایت ناولی به همین نام ساخته و در فروردین ۱۴۰۰ منتشر شد. داستان انیمیشن هشتاد و شش جهان آخرالزمانی ماشین ها علیه بشریت را در قاره ای با سه کشور روایت می کند. یکی از این کشورها؛ جمهوری سن مگنولیا از ۸۶ منطقه تشکیل شده است که منطقه هشتاد و ششم آن به دلیل نژاد متفاوت، محکوم به خط مقدم جنگ و موظف به مبارزه با ماشین ها است. در طول داستان، هرچند اقلیت، قربانی نژادپرستی اکثریت هستند اما با رفتارهایشان به مخاطب می‌فهمانند که آن ها هم ۸۵ منطقه دیگر را «خوک» می بینند و اگر به قدرت برسند؛ افراد بهتری نخواهند بود. اثر سعی می کند راه حل نژادپرستی را صحبت و اتحاد در مقابل قدرتی بزرگ تر معرفی کند( هرچند در واقعیت خودمان کمتر مشکلی میان ملت ها با صحبت واقعا حل شده است.) ۸۶ منطق جهان داستان درستی ندارد و بیش از حد ساده انگارانه است؛ اما دو نکته مثبت دارد: یک اینکه سرگرم کننده است و دو آن که قادر است مخاطب را احساساتی کند. به طرز غیر منتظره ای دوبله فارسی هم دارد. https://eitaa.com/hajiyama
🔸جهش یافته ها بایوپانک "biopunk" یکی از جذاب‌ترین و مریض‌ترین زیرژانرهای سایبرپانک است. بایوپانک ها جهانی را به تصویر می کشند که در آن انسان ها به عمق ژن های انسانی رسیده‌اند و قادرند انسان را با دستکاری دی ان ای و سلول‌هایش، به هر شکلی درآورند. بایوپانک ها آرمان شهرهایی هستند که ظاهر زیبایی دارند و همه انسان ها در سلامتی به سر می‌برند، اما زیر ظاهرشان پوسیده است. ثروتمندان، بهترین تغییرات ژنتیک را تجربه می‌کنند؛ در حالی که فقرا سراغ دکترهای «کوچه‌پشتی» می روند. ژنوم های قدرتمند و دی ان ای های ارتقا یافته در اختیار شرکت های چندملیتی اند و این شرکت ها جز به ابرسربازهایی که برایشان قدرت مطلق می آورند؛ فکر نمی کنند. بایوپانک زیرژانر به شدت جوانی است و اولین بار توسط لویس پُلاک بازی ساز، در سال 2001 استفاده شد. کتاب های کمی هستند که با زیرژانر بایوپانک نوشته شده باشند( شخصا که هیچ وقت ندیده ام) و بیش ترشان میان بازی های ویدیویی و انیمیشن ها خوابیده اند. (برخی اولین داستان بایوپانک را "فرانکنشتاین" می دانند.) بایوپانک زیرژانری است که انسان را به مقام خدایی می رساند؛ اما معمولا این خدایی ختم به خیر نمی‌شود. https://eitaa.com/hajiyama
🔸تک سرو «مفاخر ملی_ مذهبی» نام مزخرف و حوصله سربری است؛ مخصوصا برای زندگی نامه هایی که قرار است داستان باشند؛ اما نگاهی کمی دقیق تر به نویسنده هایشان نام مجموعه را می شوید و می برد. در این میان یکی از مورد علاقه های خودم، «سومین پرچمدار» داوود سالک است. سومین پرچمدار، داستان شروع تا شهادت نواب صفوی را در ۲۲۳ صفحه روایت می کند. یکی از نکاتی که همان ابتدا چشمگیر است؛ تنش بالای داستان است؛ اولش فکر می کردم این صرفا ترفند نویسنده است تا داستان را جذاب و همیشه «پر تعلیق» نگه دارد؛ اما بعد متوجه شدم این تنش صرفا چیزی است که نواب بعد از فداییان اسلام زندگی کرد. نواب، تنها، بدون امکانات و بدون نیروی آموزش دیده بود؛ اما آن قدر غیرت داشت که بایستد و ستم ظالم نپذیرد. ( خیلی از مذهبی ها حتی با متودهایش موافق نبودند چرا که کارش را ترور و آن را نادرست می دانستند.) اگر نواب کمی در تاریخ به ما نزدیک‌تر می‌بود؛ احتمالا به یکی از جنجال ترین شخصیت های تاریخی مورد بحث(مانند آقای خلخالی) تبدیل می شد؛ چون ( بیایید صادق باشیم) داریم در مورد یکی از اولین «تروریست های دنیای مدرن» صحبت می‌کنیم. اگر احساساتی هستید یا عرق دینی یا وطنی بالایی دارید؛ این کتاب را نخوانید چرا که جز درد، نتیجه دیگری نخواهد داشت. https://eitaa.com/hajiyama
🔸شکافتگی سایبرپانک کلا کتاب کم دارد؛ از آن کم تر سایبرپانک ایرانی و از آن کمتر «ژند» محمد فائزی فرد است. داستان ژند در دنیایی پیشرفته می گذرد که تورانیان بر ایران مسلط شده و مشت آهنینشان بالای سر مردم است.( خودم هم که اول فهمیدم نویسنده برای یک جهان سایبرپانک از کهن الگوهای شاهنامه استفاده کرده؛ شک کردم که نتیجه خوبی داشته باشد؛ اما هرچه جلوتر رفتم دیدم که انصافا کار می کند.) گیو مردی است که دوست دارد جلوی تورانی ها مقاومت کند؛ اما خب دوست داشتن تا توانستن فاصله زیادی است. هرچند نشر باژ؛ رمان را به عنوان رمان نوجوان منتشر کرده اما جهان تاریک ژند، شاید مناسب بیست ساله ها هم نباشد. (پشت رمان زده «مخصوص نوجوانان بالای ۱۷ سال»؛ ما که تا به حال نوجوان بالای هفده، ندیده ایم!) ژند، جدا از قیام علیه حکومت ظالم؛ هویت انسان را می پرسد: آیا آن چیزی که ما را ما می کنند؛ خاطرات هستند؟ حقیقتا نمی دانم طراح نشر باژ چقدر بالا بوده که چنین طرح جلد عجیبی برای چنین دنیای سیاهی زده است؛ اما خب هر وقت فرصتش پیش آمده متلک اش را به نویسنده انداخته ام؛ خدا را شکر. https://eitaa.com/hajiyama
🔸دیوانگی بایوشاک "bioshock" از دسته تجربه هایی در بازی های ویدیویی است که نیاز به استعداد خاصی ندارد؛ تمام چیزی که می طلبد، قابلیت لذت بردن است. بایوشاک داستان جک را روایت می کند که هواپیمایش در اقیانوس سقوط کرده و در اعماق آب، آرمان شهر دیوانه ای به نام «خلسه» "rapture" را می یابد که مردمش زیر دستکاری های ژنتیک دیوانه شده اند و جک باید در مقابل شهر زنده بماند. بایوشاک شاید تا به امروز بهترین بازی بایوپانک باشد. بیش تر جهان های خیالی، معماری‌های درستی ندارند اما بایوشاک آن حس بیمار زیر آب را تا حلق بالا می‌آورد. طعنه آمیز است که در داستان بایوشاک تمام دیوانگی های شهر «خلسه» زمانی شروع می شود که دو نفر از افراد پرنفوذ شهر سر مسائل سیاسی با هم به مشکل می خورند. «خلسه» شعار جالبی هم دارد: No Gods or kings, only man. بایوشاک در تمام جزییاتش نشان می دهد که آزادی مطلق در پیشرفت؛ چیزی جز نابودی به همراه ندارد. https://eitaa.com/hajiyama
🔸لنگه کفش خیلی دوست دارم درمورد انیمه ها و انیمیشن های به روزتر بنویسم؛ منتها انیمه های این روزها کیفیت شان در سطل غیرقابل بازیافت است و انیمیشن های آمریکایی یا اروپایی هم محتوایشان. دیزنی و نتفلیکس به شدت روی فمینیسم و همجنس بازی کار می کنند. پیکسار چند قدم عقب تر از دیزنی همان مسیر را می رود. دریم ورک به شدت کم کار است و بگیر، نگیر دارد. آمازون در انیمیشن حتی از دریم ورک هم کم کارتر است. شرکت سونی هم انیمیشنی را کار نمی کند مگر از فروشش مطمئن باشد. معمول استودیوهای ژاپنی هم مزخرفات تولید می‌کنند( شیوه انتخاب اثر در ژاپن به صورت میزان مخاطب کمیک های ژاپنی است؛ یعنی هر کمیک یا به اصطلاح مانگایی مخاطب بیش‌تر داشته باشد، تبدیل به انیمه می شود). در کل در عصری زندگی می کنیم که اثرات هنری‌ای که زهرماری های عادی داشته باشند( نه حتی زهرماری های کم؛ صرفا عادی) هم رو به کاهش کرده اند. ان شاءالله که بهتر شود. https://eitaa.com/hajiyama
🔸متلک های یک نویسنده اگر کسی دنبال یک کتاب با شیرازه قرمز برای ست کردن با پرده هایش است؛ «عقاید یک دلقک» از بهترین گزینه هاست. عقاید یک دلقک؛ عقاید یک دلقک را روایت می کند.( واقعا هیچ خلاصه داستانی وجود ندارد چرا که هیچ داستانی وجود ندارد) تقریبا هیچ اوج و فرود خاصی وجود ندارد و بیش ترش تفکرات و خاطرات یک دلقک است که نویسنده در قالب آن متلک هایش را به دین و نازی‌های آلمانی انداخته است. ( احتمالا در سال ۱۹۶۳ که کتاب منتشر شد؛ استفاده از شخصیت یک دلقک به عنوان یک فرد جدا از جامعه و به اصطلاح "free thinker" هنوز کلیشه نشده بود.) الان هم در هر سایت و کانال فروش کتابی بروید؛ کتاب را به مفاهیم عمیق و نقدهای رسایش به جامعه تحسین می‌کنند؛ آش خورها! تقریبا در همه کافه هایی که قهوه هایشان را دوبرابر در پاچه می کنند هم، می شود پیدایش کرد. بامزه تر از همه اینکه این کتاب در سال 1972 جایزه نوبل ادبیات را برای نویسنده‌اش برد. https://eitaa.com/hajiyama
🔸موسای عیسی «موسای عیسی» آتلانتیس ادبیات دینی است؛ گمشده و فوق العاده. نیمه اول کتاب داستان فرعون و موسی و نیمه دوم کتاب پس از عروج عیسی را روایت می کند. «موسای عیسی» اوج قلم فرسایی ای است که تا به حال در داستان بلند دیده ام. در بخش موسی خواننده یکی از فرعونیان است که از عظمت موسی می لرزد و در بخش عیسی، مسیحی ای است که بر سر کاتبان دروغ گو که مرگ را بر مسیح می بندند؛ فریاد می زند. «موسای عیسی» یک قل به نام «کشتی بان دوست» هم دارد که روایت گر نوح و ابراهیم است. شنیده ام که هر دو کتاب را تحت عنوان «چهارفصل» هم چاپ کرده اند ولی خب هرچه گشتم نبود. یکی از لذت های خواندن موسای عیسی آن است که گمنام است؛ گنجینه ای است که فقط در سر اندک خوانندگانش زندگی می‌کند و شاید گفتنش درست نباشد اما امیدوارم همیشه ناشناخته باقی بماند. https://eitaa.com/hajiyama