eitaa logo
کانال #داستان و #طنز حال خوش
4.3هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
3.8هزار ویدیو
82 فایل
💠 تمام سعی ما در این کانال علاوه بر نشر نکات #دینی و #اخلاقی و مطالب #مناسبتی ، نشاندن لبخندی هر چند کوچک ، بر لبان مبارک شماست. ✅ با بخشهای متنوعی از #خواندنی ها ، #دیدنی ها و #خندیدنی ها
مشاهده در ایتا
دانلود
کانال #داستان و #طنز حال خوش
#داستان 💠 قضیه عجیبﺳﻨﮓ ﻗﺒﺮ حضرت آیت ﺍﻟﻠﻪ ﺑﻬﺠﺖ رحمه الله 🔸ﭘﺴﺮ ﺑﺰﺭگ حضرت آیت الله العظمی بهجت ﺗﻌﺮﯾﻒ
🌸 🍃عاشقان، اینجا کلاس درس ماست ما همه شاگرد و استادش خداست 🍃درس آن راه کمال و بندگیست شیوه ی انسان شدن در زندگیست 🍃با عمل تنها بود این آزمون از مسیر عقل رفتن تا جنون 🍃باید اینجا چشم دل را وا کنی تا که در عرش خدا ماوا کنی 🍃درس اول در وصالش، اشتیاق درس آخر، وصل و پایان فراق 🍃شرط اول، عاشقی، تسلیم عشق ورنه بیخود دیده ای تعلیم عشق 🔵 کانال و حال خوش👇 https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
🟠 ♦️گول شکل ظاهری زندگی دیگران رو نخورید 💠دﻭ ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻢ ﺗ ﻣﺤﻞ ﮐﺎﺭﺷﻮﻥ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩﻧﺪ. 🔹ﺍﻭﻟﯽ: ﺩﯾﺸﺐ، ﺷﺐ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ. ﺗﻮ ﭼﻪ ﻃﻮﺭ؟ 🔸ﺩﻭﻣﯽ: ﻣﺎﻝ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺑﻮﺩ. ﺷﻮﻫﺮﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪ ﺧﻮﻧﻪ ﻇﺮﻑ ﺳﻪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺷﺎﻡ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﻭ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺭﻓﺖ و افتاد رو تخت ﻭ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩ. ﺑﻪ ﺗﻮ ﭼﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﮔﺬﺷﺖ؟ 🔹ﺍﻭﻟﯽ: «ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺎﻋﺮﺍﻧﻪ ﻭ ﺟﺎﻟﺐ ﺑﻮﺩ. ﺷﻮﻫﺮﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪ ﺧﻮﻧﻪ ﮔﻔﺖ: ﮐﻪ ﺗﺎ ﻣﻦ ﯾﻪ ﺩﻭﺵ ﻣﯽ‌ﮔﯿﺮﻡ ﺗﻮ ﻫﻢ ﻟﺒﺎﺳﺎﺗﻮ ﻋﻮﺽ ﮐﻦ ﺑﺮﯾﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺷﺎﻡ. ﺷﺎﻡ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ ﺗﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺮﮔﺸﺘﯿﻢ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﻣﻨﺰﻝ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﻤﻊ ﺭﻭﯾﺎﯾﯽ ﮐﺮﺩ. ▪️از قرار، همسران این دو خانم نیز همکار هم بودند و داشتند درباره دیشب صحبت می‌کردند 🔹ﺷﻮﻫﺮ ﺍﻭﻟﯽ: ﺩﯾﺮﻭﺯﺕ ﭼﻪ ﻃﻮﺭﯼ ﮔﺬﺷﺖ؟ 🔸ﺷﻮﻫﺮ ﺩﻭﻣﯽ: «ﻋﺎﻟﯽ ﺑﻮﺩ. ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺷﺎﻡ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﺁﺷﭙﺰﺧﻮﻧﻪ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ. ﺷﺎﻡ ﺭﻭ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﺑﻌﺪﺵ ﺭﻓﺘﻢ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻡ. ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺗﻮ ﭼﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺑﻮﺩ؟ 🔹ﺷﻮﻫﺮ ﺍﻭﻟﯽ: «ﺭﺳﯿﺪﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺷﺎﻡ ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﻢ، ﺑﺮﻕ ﺭﻭ ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﭼﻮﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﺣﺴﺎﺑﺸﻮ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪﯾﻢ ﺑﺮﯾﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺷﺎﻡ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ. ﺷﺎﻡ ﻫﻢ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮔﺮﻭﻥ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪ ﻭ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪﯾﻢ ﺗﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﻢ. ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﻕ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺷﻤﻊ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨم ✅نتیجه ﺍﺧﻼﻗﯽ: گول شکل ظاهری زندگی دیگرانو نخورید. شاید شما خوشبخت تر از کسی هستید که همیشه حسرت زندگیشو دارید…! 🔵 کانال و حال خوش👇 https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
یه هواپیما داشته سقوط میکرد همه داشتن دادو فرییاد میزدن بجز یه نفر. ازش میپرسن تو چرا دادو فریاد نمیزنی؟ میگه: مال بابام که نیست بذار سقوط کنه😂😂😂😂😂😂😂 @hal_khosh
یارو توی هواپیما میره داخل کابین خلبان با تهدید میگه : برو فرانکفورت😠 خلبان یه نگاهی بهش میکنه میگه : پس اسلحه ات کو!؟ یارو میگه: رفاقتی برو دیگه حتما باید زور بالا سرتون باشه!☹️ @hal_khosh
زندگی ساز دل است... تو نوازنده این سازی و بس... تو اگر شاد زنی شاد شوی... گرچه باشی چو پرنده به قفس
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی به داداشم میگم پُشتمو لگد کن خستگیم گرفته شه😁☹️ @hal_khosh
🟢 🔸برخی از مسافر 👈چند وظیفه مسافر 1️⃣ نمازهای 4 رکعتی را 2 رکعتی بخواند. 2️⃣روزه نگرفتن 3️⃣نخواندن نافله های نماز ظهر و عصر و عشاء 🚨مسافرت در ماه اشکال ندارد، ولی اگر برای فرار از روزه باشد، است. 🔹مستحب است مسافر به اميد ثواب الهى بعد از هر نماز شكسته، ۳۰مرتبه، تسبیحات اریعه"چهارگانه" سُبْحانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا الهَ إلَّااللَّهُ وَ اللَّهُ اكْبَر بگويد. 🔹مسافری که دارد ۱۰ روز پشت سرهم در یک محل بماند، باید نمازهای خود را در آن محل تمام بخواند و روزه اش را اگر در ماه رمضان است، بگیرد. 🔹اگر کمتر از ۱۰روز می ماند، نمازش شکسته است و روزه هم نباید نگیرد. ‼️اگر نمیداند چند روز در آنجا می ماند، تا ۳۰ روز باید نماز را شکسته بخواند و روزه هم نگیرد . 📢شرایط شکسته شدن نماز مسافر👇 1️⃣حداقل ۸ از وطن خود دور شده باشد و یا ۴فرسخ برود و ۴ فرسخ برگردد؛ بدون اینکه در بین آن، ۱۰ روز جایی بماند. 2️⃣از اولِ ، قصد پیمودن ۸ فرسخ را داشته باشد. 3️⃣در بین راه از قصد خود برنگردد. 4️⃣نخواهد پیش از رسیدن به ۸فرسخ از خود بگذرد، یا۱۰روز یا بیشتر در جایی بماند. 5️⃣برای کار حرام نکند. یا سفرش حرام نباشد(مثل مسافرت زن بدون اجازه شوهر و یا مسافرت بچه که سبب آزار و اذیت والدین شود.) 6️⃣از صحرانشین‌هایی نباشد که در بیابان‌ها گردش می‌کنند. 7️⃣شغل او مسافرت نباشد. 8️⃣به حدترخّص برسد. کانال طلبه پاسخگو 🔵کانال تخصصی (فیلم _صوت_متن ) در موضوعات اخلاقی – اعتقادی و احکام شرعی 🔻 https://eitaa.com/joinchat/1482096640C5117b771d9
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌼🍃آخرین یکشنبه اسفند ماهتون ‌معطر به ‌عطر خوش صلوات🌼🍃 🍃🌼اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلي 🍃🌼محَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد 🍃🌼وعَجِّل‌فَرَجَهُــم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🟠 ✳️زهد حقیقی✳️ درویشی، نام ملا احمد نراقی (از زاهدان معروف )و تعریف کتاب معراج السعاده او را شنیده و به شدت مرید و شیفته وی شده بود. به همین سبب روزی درویش به قصد زیارت ملا احمد نراقی وارد شهر کاشان می‏شود و چون دستگاه ریاست، رفت و آمد و مراجعه مردم را به وی می‏بیند، اندکی از ارادتش نسبت به او کاسته می‏شود. از سوی دیگر ملا احمد نراقی هم در دیدارهایی که با درویش انجام می دهد متوجه این موضوع می گردد. بعد از چند روزی درویش می‏گوید که تصمیم دارد به کربلا برود. ملا احمد در جواب می‏گوید: چه بهتر که من هم چنین قصدی داشتم. پس صبر کن تا با هم حرکت کنیم. در این جا درویش می‏پرسد، چند روز باید صبر کنم تا شما آماده شوید؟ جواب می‏شنود: همین الان مهیا هستم. سپس با هم این سفر را آغاز می کنند. وقتی به چند فرسخی قم می رسند به خاطر رفع خستگی در کنار چشمه‏ای اتراق می کنند در اینجا درویش می‏گوید: کشکول خود را در خانه شما جا گذاشته‏ام. نراقی می‏فرماید: این که چیزی نیست وقتی از سفر بازگشتیم، آن را تحویل می‏گیری. او قبول نمی‏کند و می‏گوید: من به این کشکول خیلی علاقه ‏مندم. ملا احمد سوال می‏کند: آیا نمی توانی مدتی بدون کشکول باشی؟ او جواب می دهد: من تبرزین وکشکولم را می خواهم و آماده بازگشت به کاشان می‏شود. در این هنگام آن فقیه زاهد و پارسا می فرماید: "ای درویش! من به آن ریاست و مقام و منزلتی که در کاشان دارم، اینقدر وابسته نیستم که تو به این کشکول خود وابسته‏ای؟!" 🔵 کانال و حال خوش👇 https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
🟠 از گلستان سعدي 🔸آنكس كه مصيبت ديد، قدر عافيت را مى داند پادشاهى با نوكرش در كشتى نشست تا سفر كند، از آنجا كه آن نوكر نخستين بار بود كه دريا را مى ديد و تا آن وقت رنجهاى دريانوردى را نديده بود، از ترس به گريه و زارى و لرزه افتاد و بى تابى كرد. هرچه او را دلدارى دادند آرام نگرفت ، ناآرامى او باعث شد كه آسايش شاه را بر هم زد، اطرافيان شاه در فكر چاره جويى بودند، تا اينكه حكيمى به شاه گفت : ((اگر فرمان دهى من او را به طريقى آرام و خاموش مى كنم .)) شاه گفت : اگر چنين كنى نهايت لطف را به من نموده اى . حكيم گفت : فرمان بده نوكر را به دريا بيندازند. شاه چنين فرمانى را صادر كرد. او را به دريا افكندند. او پس از چندبار غوطه خوردن در دريا فرياد مى زد مرا كمك كنيد! مرا نجات دهيد! سرانجام مو ی سرش را گرفتند و به داخل كشتى كشيدند. او در گوشه اى از كشتى خاموش نشست و ديگر چيزى نگفت . شاه از اين دستور حكيم تعجب كرد و از او پرسيد: حكمت اين كار چه بود كه موجب آرامش غلام گرديد؟ حكيم جواب داد: او اول رنج غرق شدن را نچشيده بود و قدر سلامت كشتى را نمى دانست ، همچنين قدر عافيت را آن كس داند كه قبلا گرفتار مصيبت گردد. اى پسر سير ترا نان جوين خوش ننماند معشوق منست آنكه به نزديك تو زشت است حوران بهشتى را دوزخ بود اعراف از دوزخيان پرس كه اعراف بهشت است فرق است ميان آنكه يارش در بر با آنكه دو چشم انتظارش بر در 🔵 کانال و حال خوش👇 https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92