eitaa logo
کانال #داستان و #طنز حال خوش
4.3هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
3.8هزار ویدیو
82 فایل
💠 تمام سعی ما در این کانال علاوه بر نشر نکات #دینی و #اخلاقی و مطالب #مناسبتی ، نشاندن لبخندی هر چند کوچک ، بر لبان مبارک شماست. ✅ با بخشهای متنوعی از #خواندنی ها ، #دیدنی ها و #خندیدنی ها
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🟠 ✳️زهد حقیقی✳️ درویشی، نام ملا احمد نراقی (از زاهدان معروف )و تعریف کتاب معراج السعاده او را شنیده و به شدت مرید و شیفته وی شده بود. به همین سبب روزی درویش به قصد زیارت ملا احمد نراقی وارد شهر کاشان می‏شود و چون دستگاه ریاست، رفت و آمد و مراجعه مردم را به وی می‏بیند، اندکی از ارادتش نسبت به او کاسته می‏شود. از سوی دیگر ملا احمد نراقی هم در دیدارهایی که با درویش انجام می دهد متوجه این موضوع می گردد. بعد از چند روزی درویش می‏گوید که تصمیم دارد به کربلا برود. ملا احمد در جواب می‏گوید: چه بهتر که من هم چنین قصدی داشتم. پس صبر کن تا با هم حرکت کنیم. در این جا درویش می‏پرسد، چند روز باید صبر کنم تا شما آماده شوید؟ جواب می‏شنود: همین الان مهیا هستم. سپس با هم این سفر را آغاز می کنند. وقتی به چند فرسخی قم می رسند به خاطر رفع خستگی در کنار چشمه‏ای اتراق می کنند در اینجا درویش می‏گوید: کشکول خود را در خانه شما جا گذاشته‏ام. نراقی می‏فرماید: این که چیزی نیست وقتی از سفر بازگشتیم، آن را تحویل می‏گیری. او قبول نمی‏کند و می‏گوید: من به این کشکول خیلی علاقه ‏مندم. ملا احمد سوال می‏کند: آیا نمی توانی مدتی بدون کشکول باشی؟ او جواب می دهد: من تبرزین وکشکولم را می خواهم و آماده بازگشت به کاشان می‏شود. در این هنگام آن فقیه زاهد و پارسا می فرماید: "ای درویش! من به آن ریاست و مقام و منزلتی که در کاشان دارم، اینقدر وابسته نیستم که تو به این کشکول خود وابسته‏ای؟!" 🔵 کانال و حال خوش👇 https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
🟠 از گلستان سعدي 🔸آنكس كه مصيبت ديد، قدر عافيت را مى داند پادشاهى با نوكرش در كشتى نشست تا سفر كند، از آنجا كه آن نوكر نخستين بار بود كه دريا را مى ديد و تا آن وقت رنجهاى دريانوردى را نديده بود، از ترس به گريه و زارى و لرزه افتاد و بى تابى كرد. هرچه او را دلدارى دادند آرام نگرفت ، ناآرامى او باعث شد كه آسايش شاه را بر هم زد، اطرافيان شاه در فكر چاره جويى بودند، تا اينكه حكيمى به شاه گفت : ((اگر فرمان دهى من او را به طريقى آرام و خاموش مى كنم .)) شاه گفت : اگر چنين كنى نهايت لطف را به من نموده اى . حكيم گفت : فرمان بده نوكر را به دريا بيندازند. شاه چنين فرمانى را صادر كرد. او را به دريا افكندند. او پس از چندبار غوطه خوردن در دريا فرياد مى زد مرا كمك كنيد! مرا نجات دهيد! سرانجام مو ی سرش را گرفتند و به داخل كشتى كشيدند. او در گوشه اى از كشتى خاموش نشست و ديگر چيزى نگفت . شاه از اين دستور حكيم تعجب كرد و از او پرسيد: حكمت اين كار چه بود كه موجب آرامش غلام گرديد؟ حكيم جواب داد: او اول رنج غرق شدن را نچشيده بود و قدر سلامت كشتى را نمى دانست ، همچنين قدر عافيت را آن كس داند كه قبلا گرفتار مصيبت گردد. اى پسر سير ترا نان جوين خوش ننماند معشوق منست آنكه به نزديك تو زشت است حوران بهشتى را دوزخ بود اعراف از دوزخيان پرس كه اعراف بهشت است فرق است ميان آنكه يارش در بر با آنكه دو چشم انتظارش بر در 🔵 کانال و حال خوش👇 https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
😁بخوانید و بخندید😁 🔸روزی مردی به مسافرت می رود و به محض ورود به اتاق هتل متوجه می شود که هتل به کامپیوتر مجهز است. تصمیم می گیرد به همسرش ایمیل بزند نامه را می نویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را می فرستد. نامه به دست زنی می رسد که تازه از مراسم خاکسپاری همسرش برگشته بود و با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان و اشنایانش داشته باشد به سراغ کامپیوتر می رود تا ایمیل های خود را چک کند. اما پس از خواندن ایمیل ان مرد غش کرده بر زمین افتاد .پسر او با ترس و لرز به اتاق مادرش می رود و او را نقش بر زمین می بیند ودر همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد........... گیرنده.....همسر عزیزم موضوع.....من رسیدم متن......می دونم که از خواندن این نامه حسابی غافلگیر شدی راستش اینجا کامپیوتر هم دارند و هرکس به اینجا می اید می تواند برای عزیزانش نامه بفرستد من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم همه چیز برای ورود تو رو به راهه..فردا می بینمت امیدوارم سفر تو هم مثل من بی خطر باشد.وای چقدر اینجا هوا گرمه. 🔵 کانال و حال خوش👇 https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
دیشب اینترنتم قطع شد... رفتم ی ذره با خانواده نشستم باهاشون آشنا شدم ب نظر آدمای خوبی میان!!!! مخصوصا اون ک میگفت باباتم!😂😂😂 @hal_khosh
حیف نون شب موقع خواب یه لیوان پر آب و یه لیوان خالی میذاره بالا سرش ... میپرسن چرا لیوان خالی گذاشتی بالا سرت ؟! میگه: اومدیم شب پا شدم و تشنم نبود😐😃😂 @hal_khosh
+ هفت عمودی از بالا : مایه حیات - چند حرفیه ؟ + دو حرف -نت😂 @hal_khosh
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مهارتی که حین تلویزیون دیدن به دست اومده☹️ @hal_khosh
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
••✨ ماه رمضون نزدیکه و خوبه این کلیپ رو برای پیشواز تماشا کنیم😁 ببینید و لذت ببرید و لبخند بزنید :) 🌙
🟠واقعا ن تنها تازه عروسا 🔴اونایی ک هر چی میخورن و هر جا میرن و هر کاری میکنن و هر کادویی میگیرن استوری میکنن جزو همون مشمئز کننده ها هستن🤦‍♀️😁 ⛔️بابا نکنید⛔️ تا حالا شده یکی بیاد بگه وای شما چقد خوشبختید؟. تا حالا شده یکی بیاد بگه چقدر همسر خوش تیپی دارید؟ تا حالا شده یکی بیاد بگه وای چقد شما مایه دارید؟. تا حالا شده یکی بیاد بگه وای چقد شما خوشگلی؟ تا حالا شده یکی بیاد بگه وای..... نیومدن دیگ انصافا 🙈😂 همه اینها تو ذهن ما ادماست ک بذاریم خودمونو نشون بدیم😌 بابا جز فحش و اه و ناله و نفرین چیزی پشت سرتون نمیگن نکنید یک اه سوزناک بیاد تو زندگیتون همه اون خوشبختی تازه اگه واقعی باشه و خوشبخت باشید میسوزونه از ریشه استوری رو نذاشتن ما تا یه گوجه سبز نوبرونه تو بهار خوردیم استوری کنیم گذاشتن مطالب اثر گذار استوری کنیم حال ادما رو خوب کنیم. هر کی استوری شخصی میزنه پشت سرش کینه افرادو به خودش زیاد میکنه از چشم ها میافته نکنید لطفا از این کارای سبک کانال شادی و نکات مومنانه ┄┅┅❅🟤🟢🔴🟣❅┅┅┄ @khandehpak