eitaa logo
نیمه‌ی گُمشــــدھ ؛
31 دنبال‌کننده
7 عکس
4 ویدیو
0 فایل
- اینجا ؟! پناهگاهِ نیمه هایی که هنوز دنبال هم میگردند ؛ - کپی ؟! فور قشنگ تره :)
مشاهده در ایتا
دانلود
از نگاهش آشکار است مایل شده قلبش به من . دوست می‌دارد مرا بیهوده پنهان‌ می‌کند .
گر روزی ز من بپرسند او که بود ؟ مختصر خواهم گفت که او باقی جانــــم بود !
_عاشقانۀای کوتاه_ تو راسته بازار حاج عبدالله یه گلفروشی بود . هر روز که از حجره فرش فروشی آقا سید مَمّد برمیگشتم از جلوی گلفروشی رد میشدم و چشمم میفتاد به دختر ریزه میزۀ فروشنده .‌ از ملاحت چهره‌ش خوشم میومد یه جورایی خستگی اون حجره رو از تنم درمیاورد . پیش نیومده بود همکلامش شم اما یه روز به مناسبت روز مادر رفتم تو مغازش سلام کردم اونم سر تکون داد ، گفتم یه دسته گل میخوام واسه مادرم ‌لبخندی زد و توی دفترچه یادداشتی یه چیزی نوشت و گرفت جلوم : گلاتونو انتخاب کنید ! متعجب نگاش کردم ، با اشاره گلا رو نشونم داد ، اون نمیتونست حرف بزنه ! هاج و واج چند شاخه گل برداشتم خیلی قشنگ دسته‌شون کرد و داد دستم پرسیدم چند ؟ نوشت ۱۲ . شب خوابم نبرد ،‌ دلبر گلفروش من لال بود و من نمیدونستم .‌ هر روز به یه بهانه رفتم مغازه و با نوشتن باهاش حرف میزدم . دلم رفته بود واسه چشاش و حرفای خوش خطش ، تصمیممو گرفته بودم چند روزی نرم گلفروشی . از دور می‌دیدم ساعت 5 عصر در ‌ِمغازه منتظره . بعد از 7 روز رفتم گلفروشی اخم کرده بود . رو کاغذ نوشتم یه دسته گل بزرگ میخوام واسه خواستگاری سلیقۀ خودتون باشه ، غمگین نگاهم کرد . رفت سراغ گلا و یه سبد خوشگل درست کرد .‌ تو دفترچش نوشت مبارک باشه ! غم چشماش دلمو بیشتر لرزوند . ‌ سبد رو گرفتم از دستشو دوباره دادم دستش . مات نگاهم کرد رو کاغذ نوشتم : زن من میشی ؟ بخدا قسم لبخندش قشنگ تر از همه‌ی گلای گلفروشی بود . نوشتم براش : تو این دنیای پر هیاهو ، خوبه ك حرف نمیزنی‌خوبه که مهربونیاتو مینویسی و بی ریا هدیه میدی به آدما . .... چند ساله از ازدواجمون گذشته و من هنوز عاشق سکوت لباشو صدای چشاشم :) .
هزاران بیت خواندم مو به مو از سو به سو . ندارد هیچ دیوانی شعرِ چشمانِ تو را .
من همانم که با دیدن غم تو ، تمام فصل ها برایم پاییز می‌شوند !
آتشی زد شب هجرم به دل و جان که مپرس ، آن‌چنان سوختم از آتش هجران که مپرس ، _شهریار_