.
⁉️چی کار کنیم که کمتر سر جلسه بی دقتی داشته باشیم؟؟؟🤦🏻♀️
این راه کار ها معجزه میکنه💯
پس امروز هم با من همراه باش
#بی_دقتی
🆔@ham_kalam
📌دفترچه یا برگه ات فقط ،یه سوال داره،اونم سوالی که مشغول حل کردنش هستی ،پس به بقیه سوالا نه فکر کن نه نگاشون کن
#بی_دقتی
🆔@ham_kalam
📌صاف بشین دوست من :)
شاید باورت نشه،اما روی تمرکزت تاثیر داره 😉
#بی_دقتی
🆔@ham_kalam
#قسمت_ششم
اخم کردم و گفتم:« یعنی چی ؟؟درست بگو ببینم چی شده؟؟».گفت:«نمیدونم ،اون طور که من از حرفاشون فهمیدم ،فک کنم حمید آقا رو بفرستن با تو حرف بزنه !».تا شنیدم که قرار است بدون هیچ مقدمه و قرار قبلی با حمید صحبت کنم همان جا گریه ام گرفت . آبجی که با دیدن حال و روز من بدتر هول کرده بود گفت :«شوخی کردم!تو رو خدا گریه نکن ،ناراحت نباش هیچی نیست !!»
دلم مثل سیر و سرکه میجوشید ،دست خودم نبود.زمانی نگذشته بود که مادرم داخل اتاق آمد.مشخص بود خودش هم استرس دارد ،گفت؛«دخترم اجازه بده حمید بیاد با هم حرف بزنین ،حرف زدن که اشکال نداره،بیشتر با هم آشنا می شین ،در نهایت هر چی خودت بگی همون میشه . خیلی محکم گفتم:«نه !اصلا!من که قصد ازدواج ندارم .تازه دانشگاه قبول شدم میخوام درس بخونم »
مادرم هنوز از چارچوب در بیرون نرفته بود که پدرم عصا زنان وارد شد و گفت :«من نه میگم صحبت کنید ،نه میگم حرف نزنید ،هر چیزی که نظر خودت باشه.میخوای با حمید حرف بزنی یا نه؟؟گفتم :«نه ،من قصد ازدواج ندارم،با کسی هم حرف نمی زنم ،حالا حمید باشه یا هر کس دیگه
#داستان_دنباله_دار
#داستان_عاشقانه
🆔@ham_kalam
و تو همانی
که به شوق ِ دیدنت
حتی پَسِ همین قاب ِعکس
صبح را به خیر می کنم برای دنیا!
#معصومه_سیاه_پشت
#صبح_بخیـر_جانــا