eitaa logo
هَم کَلام🕊️
5.1هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
3.7هزار ویدیو
12 فایل
با من هَم کَلام شو تو دردات رو بگو من روش مَرهَم میذارم😌❤️‍🩹 اینجا پاتوق نوجوونای باانگیزس👊🏻 جون دلم؟ https://6w9.ir/Harf_11051828 @fatemeh_tajeryan تبلیغاتمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/1390674976C250716ebab کپی؟⑤صلوات براظهوراقا
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چطوری درس خواندن رو شروع کنم؟! 📚🙆🏻‍♀️ 🕊|@ham_kalam
⁉️✨🫶😍
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام عزیز دلم 😍 قشنگم این که میگی وقتی یک نفر رو میبینی میخوای روسری رو جلو بکشی، یعنی تصمیمت احساسی نیست و از آرامش و امنیتی که از چادر می گیری این انتخاب رو کردی که این عالیه 👌🏻 پس به جای این که به مادرت بگی میخوام چادر سر کنم،از احساست بگو 👇🏻👇🏻 💙من از چادر احساس امنیت و آرامش میگیرم 🎀 💙برام شبیه یک حفاظه هیچ اجباری پشتش نیست🌿 💙دوست دارم حداقل یه مدت امتحانش کنم 🥲 و یه پیشنهاد برات دارم 👇🏻 حتتتما در مورد کاری که میخوای بکنی مطالعه کن عزیزم، این طوری خودت در مورد تصمیمت مصمم تر میشی و میتونی ازش دفاع کنی 🌠 مثلا کتاب ستاره ها چیدنی نیستند و کتاب ناگفته های صورتی رو بخون عشقم 🕊📚 🕊|@ham_kalam
هَم کَلام🕊️
پویش روایت میدان😌🇮🇷 احساست از روزهای گذشته، این شبها، وظایفمون، اتفاقات جالبی که دیدی، کارایی که
•••• دخترا 🌝 یه هفته دیگه تمدیدش کردمااا متن و عکسای قشنگتون رو برام بفرستید حتما هم لازم نیس طولانی باشه یه روایت کوتاهم باشه عااالیه میخوایم از روایت هاتون کانال بزنیم 😍
روز سی‌ام جنگ روایت نویسی با آرایش غلیظی که روی صورتش نشسته بود و روسری نصفه‌نیمه‌ای که روی سرش بود؛ اومد جلو و با تردید پرسید: «می‌تونم برای فردا میوه بیارم که شما پخش کنید؟» با خوشحالی گفتم: «حتماً» فردای اون‌روز با دو تا کیسه بزرگ میوه‌ی تازه و شسته‌شده اومد سمت موکب، میوه‌ها رو بهم داد و گفت: «اگه کمکی هم خواستید، من می‌تونم انجام بدم.» با محبت دعوتش کردم داخل و از خادم‌ها خواستم کمی جا بازکنند تا کنارمون بشینه و میوه‌ها رو برش بزنه. دیشب دوباره دیدمش. اومد جلو، روسریش رو با اضطراب جلو و عقب کرد و با نهایت تواضع گفت: «منو هم راه میدین بااین حجابم تو خیریه‌ اصلیتون؟» گفتم: «آره عزیزم، چرا راه ندیم؟» یدفعه بغض کرد و گفت: «من خیلی دوست دارم مثل شما چادر بذارم. یه بار هم خواب حضرت معصومه رو دیدم. تو خواب بهم گفتن این بانو دوست داره تو چادر بذاری. اما نمیتونم، کاش خدا کمکم کنه!!» با شنیدن خوابش بغضی گلوم‌ رو گرفت. ازینکه چرا من لیاقت دیدار معصومی رو تو خواب ندارم؟ چطور میشه که گاهی آدم‌هایی که از بیرون خیلی معمولی به نظر می‌رسند، تو دلشون ثروتی دارند که خیلی از ما نداریم؛ ثروتی به نام «فقر». شاید دلیل داشتن این ثروت اینه که اون آدم برخلاف من نقصش رو می‌بینه، فکر می‌کنه همین نقص‌ باعث میشه از نگاه خاص خدا دور باشه. برای همین کارای خوبش رو هیچ می‌شماره و حتی از انجامشون به درگاه خدا شرمنده‌ست. و این همون چیزیه که خدا خیلی دوست داره! اینکه خودت و کار خوبت رو هیچ بدونی! در واقع هر چه فقر بیشتر؛ به سفره‌ی خدا و ولی خدا نزدیک تر🌱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مسیر و روش هر کسی متفاوته🚶‍♂️🚶‍♂️ 🕊|@ham_kalam