#قسمت_سی_و_یکم
رفتار حمید حتی برای پرستارها هم غیرمعمول بود فکر میکردند ما چند سال است ازدواج کردهایم وقتی گفتم ما فقط دو ماه است عقد کردهایم از تعجب میخواستند شاخ در بیاورند یکی از پرستارها به من گفت شما دیگه شور عاشقی رو درآوردین همسر من بود ساعت ۱ به بعد دراز به دراز میافتاد میخوابید. آن شب ۸ آذر ۱۳۹۱ حمید اصلاً نخوابید. درست مثلِ ماجرایی که سه سال بعد اتفاق افتاد باز هم ۸ آذر ولی این بار من تا صبح بالای سر حمید نخوابیدم...
ایام نامزدی سعی میکردیم هر بار یکجا برویم امامزادهها پارکها کافی شاپها.
مدتی که نامزد بودیم، کل قزوین را گشتیم.
ولی گلزار شهدا پای ثابت قرارهای ما بود.
شب یلدا گلزار شهدا که رفته بودیم و بعد از آن پیاده به سمت بازار راه افتادیم. حمید دوست داشت برای شب یلدا به سلیقه ِمن برایم کادو بخرد. خریدمان که تمام شد به خانه عمه رفتیم.
فاطمه خواهر حمید همانجا بود. با همه محبتی که من و حمید به هم داشتیم و صمیمیتی که داشتیم ولی کنار بقیه رفتارمان عادی بود.
بین خودمان اگر همدیگر را عزیزم، عمرم، عشقم صدا میکردیم ولی پیش بقیه به اسم صدا میکردیم. حمید به من میگفت خانم و من میگفتم حمید آقا. دوست نداشتیم بقیه اینطوری فکر کنن که زندگی ما تافته جدا بافته از زندگی آنهاست.
#داستان_دنباله_دار
#رمان_عاشقانه
🕊|@ham_kalam
「 🪴♡☁」
هیچ وقت
از دوباره آغاز کردن نترس
شاید داستان جدیدت را
بیشتر دوست داشته باشی
#پروفایل
🕊|@ham_kalam
بِنَفْسِي أَنْتَ مِنْ نَازِحٍ مَا نَزَحَ عَنَّا🌱
جانم فدای تو!«آن» دور شده ای که از ما کناره ندارد
« دعای ندبه »
سلام آقا جان 💚🕊️
#یا_مهدی
#سلام_یا_مهدی
🕊️|@ham_kalam
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام رفیقم 🌈
میدونم سخته
ولی 👇🏻
جا نزن 👌🏻
پررو باش😌
پر قدرت ادامه بده💪🏻
🌱 اگه میخوایبهاهدافقشنگتبرسی، تلاشکن✨
#اندڪیحالخوب🪴
🕊️|@ham_kalam
⛈️خووووب دیگه بریم دنبال کسب علم 📝🚶♂️ادامه نکات امتحانی دی رو بگم؟
#نکته_امتحانی
#دکتر_مرضیه_شرکت
🕊|@ham_kalam
.
🌈رفیق درسته که هوشت خوبه 😃
وسالهای گذشته اکثر مواقع شب
امتحانی بودی و نتیجه میگرفتیـ
#نکته_امتحانی
🕊|@ham_kalam
.