eitaa logo
هَم کَلام🕊️
5.2هزار دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
3.6هزار ویدیو
12 فایل
با من هَم کَلام شو تو دردات رو بگو من روش مَرهَم میذارم😌❤️‍🩹 اینجا پاتوق نوجوونای باانگیزس👊🏻 جون دلم؟ https://6w9.ir/Harf_11051828 @fatemeh_tajeryan تبلیغاتمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/1390674976C250716ebab کپی؟⑤صلوات براظهوراقا
مشاهده در ایتا
دانلود
✨منتظر لحظه مناسب نباش همین لحظه رو بگیر و مناسبش کن... 🍃 🕊|@ham_kalam
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از سِدگراف
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایران تسلیت 🖤 طریق سلیمانی برشی از نامه‌ ایشان به دخترش صوت این ویدیو توسط هوش مصنوعی تولید شده همچنین دست‌خط نیز شبیه‌سازی شده است. @sedgraph
.  🌈 سر امتحان سعی کن سؤالا رو با دقت بخونی و زير قسمت‌های مهم سؤال خط بکشي .📝 مثلاً اين‌که سرعت را بر اساس کيلومتر بر ساعت يا متر بر ثانيه می خواهند.📊 🕊|@ham_kalam .
⁉️ سوال شما سلام. من هر چی سعی میکنم پاشم درس بخونم حسش نیس. چی کار کنم 👇🏻👇🏻👇🏻
. رفیق چند تا نکته عاولی بگم برات برای مقابله با تنبلی🙆🏻‍♀️👌🏻 🕊|@ham_kalam .
. ⛈️۱)هر روز روی پیشرفت های کوچک تمرکز کن، سعی کن هر روز ۱٪ فقط بهتر بشی، همین کافیه🚶‍♂️ یعنی ایده آل گرا نباش رفیق از پنج دقیقه شروع کن! 💪🏻⏳ 🕊|@ham_kalam .
. ⛈️۲)ذهنت رو متمرکز و خالی نگه‌دار، هرچیزی رو نخون، هرآهنگی رو گوش نده، هر فیلمی رو نبین، روی ورودی های ذهنت حساس باش⛔🔇 🕊|@ham_kalam .
. ⛈️۳)وقتی ۸۰ درصد احساس سیری کردی دست از غذا بکش🤷🏻‍♀️🍮 همونطور که روی ورودی های ذهن حساسی رو جسمت هم حساس باش، بدنی که هرچیزی بخوره خواه نا خواه تنبل میشه🤸‍♂️😴 🕊|@ham_kalam
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. 🍃 فَفِرُّوٓاْ إِلَى ٱللَّهِۖ بریم تو بغل خدا رمز آرامش همینه... 🤍 بریم نماز🙏🏻 🕊|@ham_kalam
خیلی خوب بلد بود چطور دلم را ببرد. روز به روز بیشتر وابسته می‌شدم.نبودنش اذیتم می‌کرد. فردای روزی که حرکت کرده بود، هنوز از روی سجاده نمازم بلند نشده بودم که تماس گرفت«گفت اینجای بوته گل یاس تو محوطه اردوگاه آموزشی هست اومدم کنار اون زنگ زدم این گل بوی سجاده تو رو میده»تقریباً هر شب با هم صحبت می‌کردیم از کفش پوشیدن صبح و به دانشگاه رفتنم برایش تعریف می‌کردم تا لحظه‌ای که به خانه برمی‌گشتم.یک ماه و نیم در نهایت سختی گذشت.برای چند روزی استراحت میان دوره داده بودند دوست داشتم زودتر حمید را ببینم صبر هر دوی ما تمام شده بود از مشهد که سوار اتوبوس شد لحظه به لحظه زنگ می‌زدم و گزارش می‌گرفتم که کجاست و چیکار می‌کند و کی می‌رسد؟ احساس می‌کردم این اتوبوس راه نمی‌رود. زمان خیلی دیر می‌گذشت و من صبر از کف داده بودم. اینطور جاها دوست داشتم به آدم‌های عاشقانه سلیمان می‌دادند تا این همه انتظار نکشیم. باید تا قبل از آمدن حمید به کارهای عقب افتادن می‌رسیدم ۸ صبح با عجله از خانه بیرون زدم انقدر عجله کردم که حلقه ازدواج فراموشم شد. وقتی همدیگرو دیدیم فقط توانستیم دست هم را بگیریم و روی صندلی بنشینیم دوست داشتم یک دل سیر حمید را ببینم تا دست من را گرفت متوجه نبودن حلقه شد پرسید یعنی مدت که من نبودم حلقه نمی‌انداختی؟ حساب کتاب همه چیز را داشت می‌خواست من را همه جور برای خودش بداند. حتی به اندازه مالکیتی که بودنِ این حلقه در انگشت من برای حمید می‌ساخت. با هزار ترفند متوجهش کردم که به خاطر ذوق و شوقِ دیدنش عجله کردم و عمدی نبوده است. 🕊|@ham_kalam