eitaa logo
هَم کَلام🕊️
5.1هزار دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
3.7هزار ویدیو
12 فایل
با من هَم کَلام شو تو دردات رو بگو من روش مَرهَم میذارم😌❤️‍🩹 اینجا پاتوق نوجوونای باانگیزس👊🏻 جون دلم؟ https://6w9.ir/Harf_11051828 @fatemeh_tajeryan تبلیغاتمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/1390674976C250716ebab کپی؟⑤صلوات براظهوراقا
مشاهده در ایتا
دانلود
⛈️۱)اولین کاری که باید بکنی اینه که با پرسیدن پنج تا سوال از خودت، به یه خودآگاهی برسی ⁉️👇🏻👇🏻👇🏻
مثلا: ✨ ۱)این فرد مگه چه ویژگی هایی داشته که من دوسش دارم؟ 🍋 ۲)این افکار چقدر به نفع منه و چقدر به ضررم؟(مثلا نمیذاره زندگی عادی داشته باشم؟) 🤦🏻‍♀️ ✨۳)اگه وارد دوستی باهاش بشم چه نفعی برام داره در نهایت؟ 🤷🏻‍♀️ 🍋۴)این افکار و ارتباط باعث رشد من میشه یا نه؟ 📉 ✨۵)با این افکار و ارتباط با این فرد، من چقدر حس ارزشمندی می کنم؟؟👌🏻🌈 🕊|@ham_kalam
. 🌻کلا بشین فکر کن در مورد احساساتت و اونا رو بنویس تا به یه خود آگاهی برسی .
. ⛈️۲)دومین کاری که میکنی این باشه که سعی کن ارتباط صمیمی تری با پدر مادر و خونوادت داشته باشی، این جوری، کمتر این افکار میاد سراغت 🫂 .
⛈️۳)گاهی، علت این که این احساسات به ما دست می ده، عدم شناخت مهارت ها و توانمندی هامون هست💪🏻 🍋 اگر من خودم رو یک فرد با ارزش و توانمند بدونم و یک شخصیت وابسته نداشته باشم، این احساسات کمتر میان سراغم🪄🙆🏻‍♀️ ⛈️پس سعی کن روی مهارت هات کار کنی مثل مهارت نه گفتن و سایر مهارت های ارتباطی 🕊|@ham_kalam
هدایت شده از هَم کَلام🕊️
43.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️آقا من خیلی وابسته شدم به رفیقم😥 ⭕یه بار با من آب میوه نمیخوره دیوونه می شم😔 حالا چی کار کنم ؟!👇🏻👇🏻👇🏻 🕊️|@ham_kalam
🌱 فَلا تَکُن مِنَ القانِطِین .." پس از مأیوسان مباش.» _حجـر۵۵🍃 بریم نماز🙏🏻 🕊|@ham_kalam ‌•
⁉️سوال شما
هَم کَلام🕊️
دوست نوجوونم سلام🙋🏻‍♀️ اگه دوست داری خیلی سریع به آموزش هامون دسترسی پیدا کنی از فهرست زیر استفاده
. سلام عزیز دل 🍓 🪄۱)از لیست بالا اول تست شخصیت شناسی بده 🪄۲)بعد ببین متناسب با تیپ شخصیتت چه خطاهایی تو مطالعه داری که نمره نمیاری 🪄۳)بعدم برای درمان اضطراب امتحانت، نکات خوبی گفتم که از همین لیست میتونی پیدا کنی .
قسمت پنجاهم حمید ششمین فرزند خانواده بود که ازدواج می‌کرد برای همین در خانواده آنها این چیزها تازگی نداشت و برایشان عادی شده بود. ولی خانواده ما اینطور نبود. من اولین فرزند خانواده بودم که ازدواج می‌کردم. صبح روز عروسی که می‌خواستم به آرایشگاه بروم پدر و مادرم خیلی گریه کردند. خودم هم از چند روز قبل اضطراب عجیبی گرفته بودم. خواب به چشمم نمی‌آمد. وقتی دیدم این همه مضطرب و ناآرامم چاره کار را در توسل و توکل دیدم. یک کاغذ برداشتم و نوشتم:« خدایا من از ورود به زندگی مشترک می‌ترسم کمکم کن که بهترین زندگی را داشته باشم». دست نوشته را بین صفحات قرآنم گذاشتم . این کار خیلی به آرامشم کمک کرد. حمید ساعت ۶ غروب به دنبالم آمد می‌دانست گل رز و مریم دوست دارم یک دسته گل با ۱۰ شاخه گل رز و ۶ شاخه گل مریم برایم خریده بود. کت و شلواری که خریده بودیم را پوشیده بود. از همه از همیشه خوشتیپ‌تر تو دل بروتر شده بود. ماشین عروسمان پراید بود خیلی هم ساده تزیین شده بود. عروسی خیلی خوبی داشتیم هم ساده بود هم دلخوری پیش نیامد. چون در خیلی از عروسی‌ها بخصوص وصلت‌های فامیلی به خاطر مسائل پیش پا افتاده ناراحتی به وجود می‌آید. ولی عروسی ما خیلی خوب بود بعد از اینکه از تالار در آمدیم در خیابان‌ها دور زدیم و سمت خاانه افتادیم. رفقای حمید آن شب خیلی شلوغ کردند.جلوی ماشین عروس را می‌گرفتم با دستمال شیشه‌های ماشین را پاک می‌کردند و انعام می‌خواستند می‌گفتند داماد به این خوش تیپی باید به ما انعام بده. 🕊|@ham_kalam