eitaa logo
هَم کَلام🕊️
5.1هزار دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
3.7هزار ویدیو
12 فایل
با من هَم کَلام شو تو دردات رو بگو من روش مَرهَم میذارم😌❤️‍🩹 اینجا پاتوق نوجوونای باانگیزس👊🏻 جون دلم؟ https://6w9.ir/Harf_11051828 @fatemeh_tajeryan تبلیغاتمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/1390674976C250716ebab کپی؟⑤صلوات براظهوراقا
مشاهده در ایتا
دانلود
. 🌈دو تا کار کمکت می کنه 👇🏻👇🏻 🕊|@ham_kalam .
🪴یکی این که افکار منفی رو به عنوان یه مهمون ناخونده بپذیری و سعی کنی درگیرش نشی 🕊|@ham_kalam
🌈و مهم ترین و دومین کار اینه که که رفیق خدا بشی و بهش توکل کنی چون خودش میگه: 👇🏻👇🏻 🕊|@ham_kalam
. 🪴إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»🕊 دوستای خدا نه «می ترسن» و نه «ناراحت میشن»🥲 🕊|@ham_kalam .
🌈یعنی اگه رفیق خدا بشی و به خودش توکل کنی نه دیگه از آینده می ترسی و نه به خاطر گذشته ها ناراحت میشی خیلی قشنگه نه؟ (。♡‿♡。) . 🕊|@ham_kalam
🌈پیام شما (๑♡⌓♡๑)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اول بگم که سپااااس🥲😍 بعدم اینجا پاتوق نوجووناس چه دهه هشتادی، چه نودی بپرس گیانم😉 https://harfeto.timefriend.net/17006570115687
قسمت پنجاه و یکم دوشنبه برای ماه عسل با قطار رفتیم مشهد. باران شدیدی می‌آمد. اولین باری بود که با هم مشهد می‌رفتیم. از پله‌های قطار که بالا می‌رفتیم هر دو از نم به باران خیس شده بودیم. بیشتر زمانی که در قطار بودیم داخل کوپه نمی‌نشستیم و در راهروی قطار سرپا بیرون را نگاه می‌کردیم و صحبت می‌کردیم. گاهی اوقات که حرفی نبود سکوت می‌کردیم. حرف‌هایمان را روی شیشه‌های مه گرفته قطار نقاشی می‌کردیم. از خوشحالی شروع زندگی مشترکمون سر از پا نمی‌شناختیم. مسیر به چشم برهم زدن تمام شد. هم صحبتی با حمید برایم به حدی شیرین بود که متوجه گذر زمان نبودم. مطمئن بودم این جاده بدون حمید به جایی نمی‌رسد. خیالم راحت بود که بودنش یک بودن همیشگی ست. تکیه‌گاه محکمی که مثل کوه پشتم ایستاده و عشق بی‌پانی که تمام درهای بسته را برایم به آسانی باز می‌کرد. فکر می‌کردم عشق ما هیچ وقت شبیه قصه‌های کودکی نمی‌شود که کلاغ قصه به خانه‌اش نمی‌رسید. ماه عسلی که زیر سایه امام رضا نقطه آغاز زندگی ما شد سفری ساده و فراموش نشدنی که تک تک لحظاتش برایم عزیز و نجیب بود. از قطار که پیاده شدیم به سمت هتل رفتیم هوای مشهد هم بارانی بود این هوا با طعم یک پاییز عاشقانه کنار حرم امام رضا خیلی دلچسب به نظرم می‌آمد. وسایل و ساک‌ها را داخل اتاق گذاشتیم و به سمت حرم راه افتادیم حس و حال عجیبی داشتم از دور گنبد طلایی امام رضا را که دیدیم چشم‌های هر دوی ما بارانی شد. 🕊|@ham_kalam
[🐇♡☁] وقتی افکار منفی بر ما چیره شوند، به هیچ وجه به آرامش واقعی نخواهیم رسید. ◜👌🏻✨◞ 🕊|@ham_kalam