eitaa logo
هَم کَلام🕊️
5.3هزار دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
3.6هزار ویدیو
12 فایل
با من هَم کَلام شو تو دردات رو بگو من روش مَرهَم میذارم😌❤️‍🩹 اینجا پاتوق نوجوونای باانگیزس👊🏻 جون دلم؟ https://6w9.ir/Harf_11051828 @fatemeh_tajeryan تبلیغاتمون👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/1390674976C250716ebab کپی؟⑤صلوات براظهوراقا
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍊امروز می خوایم در مورد یک عامل دیگه که خیلیییی هم مؤثره حرف بزنیم به اسمِ « خودگویی» یا «واگویه» 🕊️|@ham_kalam
چیست⁉️ آهسته ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﺍ ﻭﺍﮔﻮیه گویند. ﻗﺪﺭﺕِ ﻧﻔﻮﺫِ ﮐﻼﻡِ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ، ﻫﻔﺪﻩ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﮐﻼﻡ ﺩیگرﺍﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ قوی تر است. 🕊️|@ham_kalam
🍊افراد غیر جرأت مند ،وقتی با موقعیت های استرس زا و مشکل روبرو می شوند ، منفی زیادی دارند مثل: من نمیتونم حتما شکست می خورم تقصیر فلانی بود،این طوری شد من همیشه همین طورم دیگه هیچ وقت موفق نمیشم و.... 🕊️|@ham_kalam
🍊‌ﺍﮔﺮ یکبار ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺑﮕﻮیید"ﻧﻤﯽﺗﻮﺍنم" باید ﺩیگران ﻫﻔﺪﻩ بار ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﮕﻮیند"ﻣﯽﺗﻮﺍنید" ﺗﺎ ﺍﺛﺮش ﺧﻨﺜﯽ شود. ⚠️ﻣﺮﺍﻗﺐ ﻭﺍﮔــویـــه ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﺎشید! 🕊️|@ham_kalam
🌱 🍊حالا راهِ حلّ ایجادِ واگویه مثبت چیه؟! یه سری کارت کوچیک برای خودت درست کن و روی اونا واگویه های مثبت ؛مثلِ «با کمک خدا موفق میشم», «خدارو شکر، هنوزم زمان زیادی دارم»,«درسته شکست خوردم ،ولی فاجعه ای رخ نداده» ...بنویس و قبل از هر کاری و بعد از هر شکست یا باختی ،با خودت تکرارشون کن. کم کم و میشی🍃 🕊️|@ham_kalam
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مهمان ها همه آمده بودند اما حمید غیبش زده بود،کمی بعد کاشف به عمل آمد که حمید شناسنامه اش را جا گذاشته است.تا شناسنامه را بیاورد یک ساعتی طول کشید.ماجرا دهان به دهان پیچید و همه فهمیدند که داماد شناسنامه اش را فراموش کرده است.اما من از این فراموشی حرص می خوردم. موقع خواندن خطبه ی عقد من و حمید روی یک مبل سه نفره نشستیم.من یک طرف ،حمید هم طرف دیگر چسبیده به دسته های مبل ،بین ما فاصله بود. سفره عقد خیلی ساده ولی در عین حال پر از صمیمیت بود.یک تکه نان سنگک به نشانه برکت،یک بشقاب سبزی،گل خشکی که داخل کاسه ای آب برای روشنایی زندگی بود،و یک ظرف عسل ،جعبه حلقه و یک آیینه که روبروی من و حمید بود.گاهی ساده بودن قشنگ است. هر دوی ما مشغول خواندن قرآن بودیم.موقع خواندن خطبه ی عقد لحظه ای نگاهم به تصویر خودم و حمید در آیینه ی روبرویم افتاد.حمید چشم هایش را بسته بود و دست هایش را به حالت دعا روی زانو هایش گذاشته بود. بله را که دادم،شبیه آدمی بودم که از یک بلندی پایین افتاده باشد.به یک سکون و آرامش دل نشین رسیده بودم. بعد از مراسم گفتند ،عسل دهان هم بگذارید.حمید که خیلی خجالتی بود،من هم تا انگشتش را دیدم،کلاً پشیمان شدم.انجا فهمیدم وقتی رفته شناسنامه را بیاورد،موتور یکی از دوستانش خراب شده بود و او کمک کرده و آن را تعمیر کرده و انگشتش حسابی روغنی بود.بلاخره انگشتش را پاک کرد و عسل را خوردیم. 🕊️|@ham_kalam
🌱 وَإِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ»‌ و اگر خدا بخواهد خيرى به تو برساند، هيچ‌کس نمی‌تواند فضل و لطف او را از تو برگرداند. ‌💚 سوره‌ی يونس؛ آيه ١٠٧. 🕊️|@ham_kalam
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام اربابم 🌱 امیدِ قلبِ بی تابم 💔🥺 روزمان را با سلام به شما آغاز می کنیم آقاجان 🕊️🙏🏻 🕊️|@ham_kalam
سلام دوست جونا🌱 صبح قشنگتون به خیر 🤍 پاشید لنگِ ظهره 😁 🕊️|@ham_kalam