به نام خدا
🗓 #درباره_نشست
🔻 سلسله نشستهای همعزم
🔰 طرح موضوع پیشرفت ایرانی اسلامی در سالهای مختلف (به طور مشخص از میانه دههی ۸۰) از سوی مقام معظم رهبری، آن را تبدیل به دغدغه جمعی از فعالان جبهه انقلاب اسلامی کرده است.
پس از گذشت بیش از ۱۵ سال از طرح این موضوع، فرایند آن رو به جلو بوده و کموبیش توانسته است با دغدغهی گفتمانسازی پیشرفت، در اولویت قرار بگیرد اما در عین حال، به نظر میرسد نیاز است تا این صحنه مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد. پیشرفت متوقف شدنی نیست و ادامه دارد و برای این حرکت دائمی، باید پیوسته مسیر و فاصله تا مقصد را سنجید و از حرکت در مسیر اطمینان یافت.
🔰 آنچه در این صحنه باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد، تبدیل ارتباط مکانیکی میان کنشگران عرصه عمل و نظر به ارتباطی ارگانیکی است. اگرچه همه در حال پیشبرد اهداف خود هستند اما برقرار نبودن این ارتباط، اثرگذاری فعالیتها را به نسبت توانی که صرف میشود، کاهش میدهد.
🔰سلسله نشستهای همعزم با هدف ارتقای فضای کنونی گفتمانسازی پیشرفت، با تمرکز بر موضوع نحوه این اتصال و ارتباط، شکل گرفته است. در واقع این نشست ها به دنبال آن است تا فضای گفتوگویی میان اصحاب نظر و عمل صحنه گفتمان سازی پیشرفت ایجاد نماید.
🔰 به همین منظور، در ابتدا ضمن پرداختن به ابعاد روایتگری با تمرکز بر روایتگری شهید آوینی در روایت فتح به عنوان نمونهای که توانست ارتباط میان نظر و عمل را برقرار سازد، تلاش میکند تا به سمت روشنتر شدن فضا و دقیقتر شدن مسائلی مانند ایدههای گفتمانی، ادبیات مورد نیاز، صورت بندی تجربیات و ... حرکت کند.
🔰 در این میان نیز برای کمک به تولید ادبیات گفتمانسازی پیشرفت درصدد است تا فرصتی برای کنشگران صحنه فراهم سازد تا ضمن بیان تجربیات خود، به اصلاح و پیشرفت آن بپردازند. آن چه اصل و اساس شکلگیری این مجموعه نشست شد، تلاش برای فراهم ساختن بستر ارتباطی موثر و تعامل سازنده میان افراد حاضر در این صحنه است.
▫️ بیشک طی این مسیر طولانی جز با همراهی دغدغهمندان و علاقهمندان مقدور نخواهد بود.
و صابروا و رابطوا ...
✅ @hamazm
یا علیم
🗓 #درباره_نشست
🔻 گفتگوهای انتقادی درباب چگونگی روایت انسان جدید و اندیشه جدید
🔰 با گذشت حدود یک دهه از مطرح شدن موضوع صورتبندی نظریه"پیشرفت" و دستیابی به الگوی بومی پیشرفت در مقابل الگوی توسعه، عرصهی جدیدی شکل گرفته که توانسته است تا حدودی در فرآیند تصمیمگیریهای کلان مسیر توسعه کشور نیز نقشآفرینی کند. اگرچه این عرصه، کنشگران و بازیگران خاص خود را نیز یافته است اما هنوز در ابتدای این راه طولانی و صعب العبور قرار دارد. آنچه در این مقطع زمانی ضروری به نظر میرسد، #بازاندیشی و بازنگری در این مسیر طی شده است تا ضمن شناسایی خلاها و چالشها، با خطای کمتر و سرعت بیشتر گامهای بعدی برداشته شود.
🔰 یکی از نقاط کلیدی و اثرگذار در این بازاندیشی، بررسی #نسبت_نظر_و_عمل در موضوع پیشرفت و گفتمانسازی پیشرفت است. شدت گرفتن طنین ادبیات "گفتمانسازی"، "روایتگری"، "سیاستگذاری" و امثال آن، خود دلیلی است بر این که نحوهی برقراری ارتباط نظر با عمل، مسأله مهمی برای بازیگران و نقشآفرینان این عرصه شده است و بعضاً این موضوعات به عنوان راهحلهایی جهت برقراری این ارتباط، فهمیده میشود.
🔰 باید در نظر داشت که نظر و عمل دو مقوله جدا از هم نیستند که بنا باشد با پل یا میانجگریِ مقولهی دیگری بین آنها اتصال برقرار کرد. بنابراین استفاده از واژه اتصال و ارتباط، تا حدی مسامحتاً صورت میپذیرد زیرا اساساً یکی از دلایل گسستی که میان این دو وجود دارد، به خود اصل نظر و عمل و عدم تناسب آنها با هم، باز میگردد.
🔰 با انقلاب اسلامی و ظهور اندیشهای جدید از یک سو و ساخته شدن #انسان_جدید از سویی دیگر، در واقع عمل و نظر متناسبی با هم تکوین یافتند که طبیعتاً به هم نیز مرتبط بودند. و امروز بخشی از راهحلِ اتصال نظر و عمل، دستیابی به خودآگاهی جمعی نسبت به این اندیشهی نو و این انسان جدید است.
🔰 براساس مقدماتی که بیان شد فراهم کردن بستری به منظور امکان برقراری گفتگوی انتقادی میان اندیشهورزان و کنشگران میدانِ عملیات، راهی جهت رسیدن به این خودآگاهی و توجه بیشتر پیدا کردن به ابعاد این مساله خواهد بود.
سلسله نشستهای همعزم نیز با این هدف طراحی شدهاند و امید داریم با عنایت الهی این هدف در کنار همعزمان این مسیر تحقق یابد.
همان طور که پیش از این بیان شد، سه مرحله گفتوگو در این برنامه طراحی شده است:
۱. گفتوگوهایی در جهت روشن ساختن ابعاد مسالهی نسبت نظر و عمل براساس تجربهای موفق از روایتگری
۲. گفتوگوهای انتقادی پیرامون مسائل احصا شده در نسبت با مساله اصلی نحوه اتصال نظر و عمل در فرآیند گفتمانسازی پیشرفت
۳. رجوع به تجربههای تحقق یافته در میدان گفتمانسازی و کالبدشکافی و بازبینی آنها.
#گفتگو_های_انتقادی
#نشست_های_هم_عزم
✅ @hamazm
یا علیم
🗓 #درباره_نشست
🔻 چرا روایت فتح؟
📌 گفتوگوهای همعزم با نشستهای سهگانهای در باب تجربهی "روایت فتح" در روایتگری، آغاز میشود.
🔰 انتخاب تجربهی روایت فتح به عنوان یک نمونهی موفق، از حیث التفاتِ شهید آوینی به ساخت آن بوده است. فرضیهی ما این است که روایت فتح تجربهای موفق در روایتگری و اتصال نظر و عمل بوده است اما این موضوع پیش فرض ما نخواهد بود و در این نشستها به صورت انتقادی در باب آن گفتگو خواهد شد. منطق انتخاب روایت فتح در واقع این بوده است که آوینی در روایت فتح، با توجه و خودآگاهی حرکت میکند و تنها به دنبال ساخت یک مستند صرفا با هدف تبلیغ و تهییج احساسات نبوده است.
🔰 بلکه آوینی همانطور که خودش در گفتگوها و مقالاتی به صراحت بیان میکند، به نحوه ساخت روایت از ابعاد مختلف نیز توجه داشته و به بدیلهای کار خود و یا شیوههایی که آنها را مناسب نمیداند هم التفات داشته است.
🔰 به عبارتی آوینی سراغ میدانِ عملی رفته که پیش از ورود به آن، به اندیشهای که پایه توصیف آن میدان است، رسیده بوده است. آوینی در ساخت روایت فتح که البته تنها بخشی از کلیت کار آوینی بوده است، به ابعادی از جمله موضوع روایتگری، انتخاب سوژه، چگونگی ساخت روایت، انتخاب قالب و نسبت راوی با روایت و موضوعِ روایت، مبتنی بر مبانی نظری و فهمش از انسانِ عصر خودش و به تعبیر او #عصر_جدید ، توجه داشته است.
🔰 موضوع #نشستهای_سهگانه_اول ، بررسی ابعاد مسأله ارتباط نظر و عمل با کمک گرفتن از این نمونه موفق از حیثی که بیان شد، خواهد بود.
در نشست اول، هدف تبیین #موضوع_روایت ، در نشست دوم، چگونگی #ساخت_روایت ، انتخاب قالب و خلق روایت و در نشست سوم، چگونگی #ساختِ_اجتماعی_روایت مورد بررسی قرار خواهد گرفت ان شالله.
▫️ در هر سه این نشستها، نسبت بین روایت فتح با روایت پیشرفت پیوسته مورد نظر است.
#نشست_های_هم_عزم
#از_روایت_فتح_تا_روایت_پیشرفت
✅ @hamazm
یا علیم
#درباره_نشست
#نشست_هفتم
🔰 گفتمان با "گفت"، با کلام، مفاهیم، معنا، واژه، خطاب و ... نسبت دارد، گفت و بیان از "وضعیت"، از "واقعیت" و ... اما وجه مهمترش "عزم" است. گفتمان، گفتی است که بنا دارد برانگیزاند، بپیونداند. از سوی دیگر "روایت" نیز با بیان و شرح در نسبت است. روایت تلاش راوی است برای تشریح وضعیتی که میبیند و میفهمد. حال چه با زبان گزارشگری و چه با زبان قصه و داستان بخواهد آن را بیان کند. روایت نسبتی برقرار میکند بین دنیای راوی که به واقعیتی دست یافته، با دنیای مخاطبش که #مردم است. روایت را حتی اگر افسانه هم بدانیم، بدون ارتباط با واقعیت، بر جان مخاطب نمینشیند. اما این واقعیت نه یک پدیده واحد، تک و جداافتاده، که واقعیت کل جامعه است.
🔰 در نشستهای سهگانهی اول تا حدی تلاش شد به ساختار خود روایت پرداخته شود؛ از این که موضوع روایت در "روایت پیشرفت" چه باید باشد و اگر آن را انسان انقلاب اسلامی و انسان جدیدی که در انقلاب و بعد از انقلاب ظهور کرده میدانیم، چگونه باید او را نشان داد. از ساخت روایت چه در نقطهی ساختش توسط راوی، چه در نقطهی ساخت اجتماعیاش که چه شرایط و امکانهایی بخصوص در نسبت با واقعیت نیاز است، تا "روایت پیشرفت" و خلقش به عنوان #روایت_کلان اجتماعی ممکن شود.
🔰 در این نشست "روایت پیشرفت" در نسبت با "گفتمان پیشرفت" محل بحث است. بخصوص این که حدود یک دهه و کمی کمتر است که جریان "روایت پیشرفت" شکل گرفته است. برای رشد و گسترش این جریان باید به چه بیاندیشیم و چه مسائلی پیش روی ماست، چه به لحاظ وضعیت بیرونی و موانع و امکانات آن و چه به لحاظ درونی در فرآیند تولید روایت پیشرفت. مسیری که غایتش ایجاد عزم عمومی و ایجاد گفتمان پیشرفت باشد.
🔰 در ادامهی این سوال؛ یعنی نسبت بین روایت و ایجاد عزم عمومی، واکاوی نمونههای روایت و دستهبندیاش در نسبت با اهداف و کارکردشان اهمیت مییابد. دلیل بحث از دستهبندی روایت، به جهت نیاز به این تمایز بخشی است. همیشه در مقابل جنس اصل، جنس بدل هم وجود دارد و به جهت اثربخشی و کارکردی حتی ضد آن هم وجود دارد. با توجه کردن به ضرورت مضاعفی که امروز برای وجود روایت پیشرفت داریم، یعنی بودن در میدان مبارزهای که رقیب دائماً تلاش دارد روایتی از وضعیت به ما دهد که حرکتمان در جهت و سوی مدنظر خودش قرار گیرد، این تمایز بخشی اهمیت بیشتر مییابد.
🔰 یکی از منطقهای تقسیمکننده روایتها در میان کنشگران این صحنه، منطق دوگانه "پیشرفت" و "توسعه" است. اما به نظر میرسد این منطق با این دو نسبت تباینی که فهم میشود، در این لایه راهگشا نیست. چرا که این تمایز در لایهی مصادیق و واقعیت، تباینی نیست و حتی نمیتوان نسبت منطقی بینشان برقرار کرد. به این صورت که یک پدیده را سلاخی کنیم و یک بخش را توسعه بدانیم و بخشی دیگر را پیشرفت. بلکه در واقعیت ما از یک #چرخش_نسبت میتوانیم صحبت کنیم که تا حدی در نشست پیشین در این مورد صحبت شد.
🔰 به عبارتی هر چند حتما بین "توسعه" و "پیشرفت" در لایهی مبانیمان تمایز روشنی داریم، اما در نسبت با واقعیت نیاز به برقراری نسبتی بین آنچه پیشرفت یا آنچه توسعه میدانیم، داریم و روایت پیشرفت اگر میخواهد روایت "پیشرفت" کند، این نسبت را باید توضیح دهد. یک نقطهی مشترک، حتماً انسانی است که این وضعیت را خلق میکند و انسانی که در این وضعیت خلق میشود.
🔰 اما در گفتوگو در باب انواع روایت، کمی از این نزاع میگذریم، و با نگاه وسیعتری به #صحنهی_روایت_پیشرفت در نسبت با همهی مولفههایش از جمله مردمی که بنا است روایت را بشنوند، از گونههای روایت و از کارکرد هر کدام و جایگاهی که در ایجاد گفتمان پیشرفت دارند، بحث خواهیم کرد.
#گفتگو_های_انتقادی
#نشست_های_هم_عزم
#گفتمان_سازی_پیشرفت_از_معنا_تا_فرآیند
✅ @hamazm
یا علیم
🗓 #درباره_نشست
🔰 فاصله نظر تا عمل؛ به تعبیر دقیقتر فاصله #میدان_عمل با #عرصه_فکر و ذهن گاهی شبیه فاصله یک خط کوتاه در یک کالک و نقشه عملیاتی با تحقق یک عملیات پیچیده است، که حتی اگر به پیروزی و موفقیت منجر شود همراه با تلفات مادی و انسانی و شکستها و عدم موفقیتهایی است. شان عرصه نظر و فکر، زدن حرف کلی و بیان منطقها و قواعد اصلی است و عرصه عمل ورود به جزییات و درگیری با مسائل متصل به زمان و مکان و شرایط خاص است.
🔰 تلاش "همعزم" در این نشستها این بوده که درباره دو سوی داستان نظر و عمل در صحنهی گفتمانسازی پیشرفت وارد بحث شود تا گفتگوهایی شکل گیرد و #پرسش هایی قوام پیدا کند. در مسیر این تلاش در مرحلهی سوم از این گفتگوها خود به میدانِ عملِ مساله اتصال نظر و عمل زده است. به این صورت که در این مرحله تلاش خواهد کرد تا #"نظر"- که از نقطه مبانی میتواند شروع شود و تا نقطهی پیش از عمل که یک طراحی، رسیدن به یک منطق و چیزی شبیه این است را شامل شود- و #"عمل" که همان لحظهی ورود به میدان و درگیر شدن با جزییات است را به صورت همزمان در نمونه تجربههایی از این دست مورد واکاوی قرار دهد.
🔰 در مسیر طراحی یک عملیات، سویههای نظری یا گزارههایی که طراحی مبتنی بر آن انجام می شود تا کشیده شدن به صحنه عمل، یک مسیر پیوستهای است که گاهی بنا به درگیریهای در اجرا و گاهی بنا به دوری از میدان و غفلت از جزییات در صحنه مورد توجه نیست. در این #خط_پیوسته -که پیوستگیاش باید آگاهانه پیگیری شود و مورد توجه باشد- مجموعهی زیادی از افراد و گروهها قرار میگیرند که ممکن است همگی به این "کل" متفتن و متوجه نباشند اما فردی، افرادی یا گروه و گروههایی هستند و باید باشند که از بالا این مسیر را زیر نظر داشته باشند و دائم این اتصال و پیوستگی را رصد کنند.
🔰 تجربههای خُرد بسیاری یا تک پروژه و مجموعه پروژههای زیادی میتواند ذیل چنین منطقی قرار گیرند که در مجموع حرکتی را موجب میشود. اما منطقی حاکم بر این حرکت هست و باید باشد تا موجب تحقق حرکت جمعی در نسبت با یک ماموریت مشخص و هدفی روشن باشد. بخصوص در بحث گفتمانسازی که "گفتمان سازی" در نسبت با "حرکت عمومی" و حرکت عمومی در نسبت با "تجمیع اراده" هاست.
🔰 در این مرحله مدنظر است تا دو ایده مورد کاوای قرار گیرد: یک ایده مربوط به یکی از جریانهای اصلی "روایت پیشرفت" و ایده دیگر ذیل تجربه "اتم" و در امتدادش تجربه "نوپیا" خواهد بود ان شالله. نقطه ی مشترک این دو تجربه این است که اول: کنشگران این جریان به صورت آگاهانه منطقی برای حرکت خود داشته اند، دوم این که تلاششان در جهت ایجاد یک #حرکت_عمومی بوده است؛ به عبارتی افقی که داشته اند ایجاد حرکت عمومی در موضوع پیشرفت در کشور بوده است، سوم این که براساس دادههایی که در یک فرآیند زمانی از میدان و صحنه عمل دریافت کردند حرکت خود را طراحی نمودهاند و چهارم این که طراحی را در میدان هم، پیگری نموده و به تعبیری درگیر عملیات شدهاند و اکنون در میانهی این حرکت قرار دارند. ممکن است بتوان بر این ویژگیها افزود و یا براساس آن چه ما شاخص #ایده_گفتمانی داشتن یک تجربه میدانیم به آنها نظم دیگری داد.
🔰 همان طور که اشاره شد این جلسات که ان شالله پایهای برای شکلگیری جلساتی از این دست باشد، تلاشی ناظر به مساله اصلی این مجموعه نشستها؛ یعنی برقراری نسبت و اتصال بین نظر و عمل است. که نقطهی این اتصال را در واکاوی تجربههایی با #پیشینه_نظری دیده است. در این واکاوی ابتدائاً سوالاتی هست و براساس آن تجربه مورد نظر بررسی میشود اما بنا است در این نقطهی اتصال، #سوالات_پیشبرنده ای شکل بگیرند؛پرسشهایی که هم بازنگری در بخش تلاشهای نظری را در پی داشته باشند و هم توجهاتی در طراحیها برای عملیات را ایجاد کنند انشاءالله.
#گفتگو_های_انتقادی
#نشست_های_هم_عزم
#گفتمان_سازی_پیشرفت_از_معنا_تا_فرآیند
#ایده_گفتمانی
✅@hamazm
یا علیم
#درباره_نشست
#نشست_دهم
🔰 یکی از چالشهای جدی در فرآیند تحقق گفتمان پیشرفت و حتی به طور عام در تحقق بسیاری از موضوعات مورد نیاز در جامعه، گسست میان دو #عرصه_نظر و #میدان_عمل است. عدم التفات یا عدم توجه به این چالش خود چالشی مضاعف است که نیاز است تا با بررسی مختصات این مساله ابتدا وجه مسالگی آن در وضعیت امروزمان روشن شود.
🔰 آنچه ما را به این گسست ملتفت میکند، نقطهی توضیح #وضعیت_امروز_جمهوری_اسلامی است. پیشرفت هم به عنوان مفهومی برای توضیح این وضعیت و هم برانگیزانده به سمت افقی متفاوت از افق توسعه وضع شده است. اما در هنگام مواجه شدن با واقعیت بیرونی تفاوتهای معناداری در روایت وضعیت به وجود میآید. بعضاً این روایتهای در دو سر طیفِ "پیشرفت کردهایم" و "پیشرفت نکردهایم"، هر دو مستند به شواهدی عینی و آمار کمی است. این تفاوت در واقع نشاندهنده همین فاصلهی بین نظر و عمل است.
🔰 روایت پیشرفت با درکی اولی از معنای پیشرفت شکل گرفته است و نیاز است تا از این روایتها به #صورت بندی نظری دست پیدا کنیم. در واقع مفهوم پیشرفت و مفاهیم در ارتباط با آن آنقدر سهل الوصول نبودهاند که دست راوی را قبل از ورود به میدان پر کند. چرا که ما در داستان "پیشرفت" با یک #قصد برای #تغییر خود شروع کردهایم و خواستهایم به نحوی توسعه را از آن خود کنیم یا بدیلی برای این مدل توسعه که بر جهانِ امروز ما غلبه یافته است، بیابیم. با این توصیف باز به همان سوالی که در نشستهای پیشرفت-نشست 5 و 6- با آن روبرو بودیم میرسیم که اساساً در واقعیت و خارج چه نسبتی بین این دو مفهوم برقرار است و چطور یک پدیده را میتوانیم پیشرفت یا توسعه لحاظ کنیم؟ که این سوال بیان دیگری از مسأله نحوه تعیین نسبت نظر و عمل در این صحنه است.
🔰 نسبت نظر و عمل در لایههای مختلفی مطرح میشود که در بحث از آن باید به تفکیک این لایهها دقت داشت چرا که هر لایه میتواند احکام خاص خود را داشته باشد، هر چند بین آنها نسبتی برقرار است. لایهی اول نسبت کنشگران عرصه نظر و کنشگران میدان عمل است، که اساساً می توان در مورد چنین تفکیکی در ساختارها و نهادهای اجتماعی مناقشه کرد. لایهی دیگر نسبت بین #نظام_دانش و #نظام_کنش است و لایهی سوم نسبت نظر و عمل است که بحث آن کمی مفهومیتر است و به تعریف ما از علم و عمل و نسبت میان این دو در کنش انسانی باز میگردد.
🔰 حد وسط این دو عرصه در هر سه لایه "واقعیت" است. در #روایت_وضعیت از سویی و در #خلق_واقعیت از سوی دیگر پیوند میان این دو رقم می خورد. در روایت واقعیت ما چگونه باید مفاهیم مربوط به پیشرفت را لحاظ کنیم. این مسیر در ابتدا از کدام سو است؟ از سمت میدان عمل به سمت عرصه فکر و نظر یا بالعکس؟ آیا وضعیت ما و مباحث مربوط به پیشرفت که ضرورتی تاریخی داشته است در تعیین نوع این نسبت اثرگذار است و نسبت متفاوتی را رقم می زند؟ به عبارتی آیا پیشرفت که به عنوان مفهومی در اتصال با واقعیت امروز جمهوری اسلامی و بعد از انقلاب اسلامی تکوین یافته است یا حداقل مطرح شده است، نسبت متفاوت و خاصی را براساس این ضرورت تاریخی بین این دو عرصه ایجاد میکند؟
#گفتگو_های_انتقادی
#نشست_های_هم_عزم
#تحقق_گفتمان_پیشرفت
#نسبت_عرصه_نظر_و_میدان_عمل
✅ @hamazm
یا علیم
#درباره_نشست
#نشست_یازدهم
🔰 صورتبندی اولیه نشستهای همعزم از چالش عرصه گفتمان پیشرفت "گسست میان نظر و عمل" بود که پیش از این نیز دراین باره صحبت شده است. با این وجود باید برای تکمیل بحث وارد این سوال شد که داستان گسست میان عرصه نظر و میدان عمل در پیشرفت کجا خودش را نشان می دهد؟ از ابتدای این گفتگوها واژه پربسامدی داشتیم که این نشست میخواهیم دربارهی آن صحبت کنیم؛ واقعیت. و نسبت آن را با مسأله اصلی این نشستها کمی واکاوی کنیم.
🔰 اما وضعیت امروز ما در نسبت نظرورزیهای پیشرفت با میدان عمل داستان پیشرفت چیست؟ چند سوال و مثال بهتر میتواند پاسخ را روشن کند. برنامه هفتم توسعه بعد از حدود ۱۵ سال صحبت از بحث پیشرفت کجای کار است؟ الگوی پیشرفت بعد از حدود ۷ سال و خروجی سه چهارصفحهایاش چه سهمی در سیاستگذاری کلان کشور ایفا کرد؟ البته که توانست به طور بیسابقهای اجماعی در بین صاحب نظران ایجاد کند، اجماع در #بیفایدگی اش و مرکز الگو هم در نهایت چراغ خاموش به خاموشی گرایید! و آیا دست برتر گفتمان رقیب در توضیح وضعیت امروز ما و القا احساس عقبماندگیمان مطلقاً قابل انکار است؟
🔰 پاسخهای موجود در نحوه نسبت برقرار کردن میان عرصه نظر و میدان عمل را شاید بتوان در دو دسته اصلی قرار داد. یک پاسخ باز کردن مسیری است که حداقل از اواخر دههی ۷۰ آغاز شد؛ یعنی مسیر تولید علم تا رسیدن به امتدادهای عملیاش، اما این مسیر ظاهرااً نتوانسته به مطلوب و مقصد مورد نظرش برسد. گویی هر چه در جاده نظر و نظرورزی پیش رفتیم به جاده عمل نرسیدیم! اما بعد از این تجربه مسیر جایگزینی سر دست گرفته شد؛ مسیر تجربه و بازخوانی تجربه و یا از عمل به سمت علم کاملتر و به تعبیری تفصیلی رسیدن. اما باز این سؤال مطرح است که اگر از این سمت حرکت کردیم آیا ما را به نقطهی اتصال میرساند؟ به نقطهای که ادعا میشود میتوانیم علم را بازبینی کنیم و به علم راهگشا و قابل امتداد در عمل دست یابیم یا این مسیر هم جادهای موازی با جادهی قبلی خواهد شد؟
🔰 به نظر در هر صورت در حرکت از هر دو سو باید به یک نقطهی پیوندگاه برسیم، اما در این نقطه نحوه پیوند نظر و عمل در هر دو مسیر روشن نیست. آیا میشود راه سومی پیدا کنیم؟ آیا لحاظ واقعیت یا شروع از واقعیت میتواند نقطهی سومی برای حرکت باشد؟ که در این نقطه بتوانیم هم با گذشته خود گفتگو کنیم برای ساخت لحظه امروز و هم مسیر نویی برای آینده باز کنیم؟ اگر پاسخ به این سوال مثبت هم باشد این چالش را کماکان خواهیم داشت که در توضیح واقعیت باز در دور بحثهای نظری بی ثمر قرار بگیریم.
🔰 واقعیت گاهی خود را با حوادثی به رخ میکشاند که در آن لحظات #عجزمان از توضیح واقعیت و فهمش عیان میشود؛ لحظاتی که در طول انقلاب و بعد از آن کم نبودهاند، و گاهی ما با کنکاش "مسائل" میخواهیم به آن دست بیابیم که در این باره نیز حرف و نقد فراوان است. به نظر میرسد در این مسیر و برای توضیح واقعیت نیاز به #مواجه_شدن با واقعیت داریم، مواجههای شجاعانه در میانهی تهور و جُبن. شاید همچون مواجههای که ابتدای انقلاب با واقعیت آن دوره داشتیم: در جهاد، در نهضت سوادآموزی، در دفاع مقدس و امروز در داستان مقاومت در منطقه و ..
🔰 فرضی از ابتدای ورود به بحث پیشرفت برایمان شکل گرفته بود در یافتن مقوم "پیشرفت"، یافتن آن نقطه اصلی و واقعی که پیشرفت را توضیح میدهد که هر چه میگذرد برایمان روشنتر و قابل دفاعتر میشود؛ نقطهی #استقلال. و به نظرمان این مواجهه با واقعیت آنگاه پیشرفت را رقم خواهد زد که مستقلانه با آن مواجهه شویم، این استقلال نوعی مواجهه در لحظهای است که متعلق به"ما" است و ما یعنی انسان را همزمان میسازد. و پیشرفت هم در همین نقطه که نظر و عملش هم به هم پیوند خوردهاند محقق میشود. اما چطور میتوانیم این لحظه را دریابیم، فهم کنیم و در آن عمل کنیم؟
در این نشست با حضور سه ایده که هر سه در این نکته #لحاظ_واقعیت و همچنین #درهم_تنیدگی_نظر_و_عمل مشترک اند به این موضوع ورود خواهیم کرد ان شالله.
#گفتگو_های_انتقادی
#نشست_های_هم_عزم
#تحقق_گفتمان_پیشرفت
#چگونگی_لحاظ_واقعیت_در_پیوند_نظر_و_عمل