🎵ای برده اختیارم تو اختیار مایی
من شاخ زعفرانم تو لاله زار مایی
🎵گفتم غمت مرا کشت گفتا چه زهره دارد
غم اینقدر نداند کاخر تو یار مایی
🎵ای جان جان جانم تو جان جان جانی
بیرون ز جان و تن چیست آنی و بیش از آنی
🎵من باغ و بوستانم غم دیده خزانم
باغ مرا بخندان کاخر بهار مایی
🎵گفتم چو چرخ گردان ولله که بی قرارم
گفت ارچه بی قراری نی بی قرار مایی
🎵اینجا دویی نگنجد این ما و تو چه باشد
این هر دو را یکی دان چون در شمار مایی
🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁
جان جان
📖 سروده: #مولانا/#عطار
🆔@hamechi_media
#نوستالژی
🍂یک شب آتش در نیستانی فتاد
سوخت چون عشقی که بر جانی فتاد
🍂شعله تا سرگرم کار خویش شد
هر نی ای شمع مزار خویش شد
🍂نی به آتش گفت : کاین آشوب چیست؟
مر تو را زین سوختن مطلوب چیست؟
🍂گفت آتش بی سبب نفروختم
دعوی بی معنی ات را سوختم
🍂زانکه می گفتی نیم با صد نمود
همچنان در بند خود بودی که بود
🍂مردی را دردی اگر باشد خوش است
درد بی دردی علاجش آتش است
🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁
🎶 آتش در نیستان
📖سروده: حضرت #مولانا
🆔@hamechi_media