eitaa logo
حا. میم
1.2هزار دنبال‌کننده
175 عکس
6 ویدیو
1 فایل
نوشته های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی حامد ملحانی
مشاهده در ایتا
دانلود
علی! علی! علی! علی! علی! علی! ... عجب اسم سه حرفی عجیبی! چقدر مکرر شنیده ایم و چقدر تازه است! چه تکرار جدیدی! چه مکرر نویی! ای علی! چقدر بیشماری! چقدر بی نهایتی! چقدر کافی هستی! علی جان! چقدر عشقی! چقدر عاشقی! چقدر معشوقی! چقدر جذابی! چقدر جاذبی! چقدر جذبه داری! چه کرده ای با این دل های ما! همین ماهای کوچک زنگارگرفته گناه زده! همین ماهای معمولی! همین ما بی کس ها! غریب ها! فقیرها! یتیم ها! چه کرده ای با ما ای مرد؟! این عشق به شما از کجا می جوشد؟! انگار از ازل حب علی با ماست! انگار در دی ان ای ما، عشق علی حک شده است! انگار هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی! خدایا! شاهد باش که همین ما آدم های گرفتار در باتلاق دنیا، با همه کوچه پس کوچه های تنگ روحمان، عمیقا علی را دوست داریم! علی! علی! علی! و هر آنچه مال علیست! و هر آنچه متمایل به علیست! و هر آنچه میل علیست! فقط علی!!! @hamedmalhani
سفارتمان را زدند! خانه سفیرمان را خراب کردند! پرچم کشورمان را خاک آلود کردند! اقتدار و حرمتمان را شکستند! مرحله دیگری از تجاوز به ایران را آنلاک کردند! آن وقت هنوز عده ای در توهم تله جنگ اسرائیلند! این خود خود جنگ است! اگر پاسخ ندهیم فردا، موشک هایشان از مرز ایران می گذرد! این جماعت سفاک، جز منطق زور نمی فهمند! قسمتان می دهیم اینقدر شعار ندهید! اینقدر بیانیه پرحرارت نخوانید! اینقدر مشت گره نکنید! عمل کنید! سفارتخانه هایشان را در کشور متحدشان با خاک یکسان کنید! همین امشب، سفارتشان را در آذربایجان، اردن یا امارات خراب کنید! قصاص کنید! که در قصاص، حیات است! @hamedmalhani
شمشیر داموکلس تله جنگ داموکلس، درباری چاپلوسی در دربار دیونیزوس دوم، پادشاه سیراکوز در قرن چهارم قبل از میلاد بود. داموکلس ادعا می‌کرد که پادشاه، از نظر قدرت و صلاحیت ادارهٔ مملکت، واقعاً مردی خوشبخت و موفق است. پادشاه به او پیشنهاد کرد که آن دو یک روز جایشان را با هم عوض کنند تا داموکلس بتواند خود شخصاً این خوشبختی او را تجربه کند. داموکلس هم با اشتیاق بسیار این پیشنهاد پادشاه را قبول کرد. شامگاه در دربار، مجلس ضیافتی ترتیب دادند. داموکلس در آن مجلس از این‌ که شاهانه از وی پذیرایی می‌شد احساس رضایت و شعف فراوان می‌کرد. در لحظات پایانی ضیافت داموکلس متوجه شد شمشیر تیزی درست بالای سرش با تار مویی از دم اسب آویزان است. بلافاصله با دیدن شمشیر، طعم خوش غذا در نظرش از بین رفت و با دستپاچگی از جا برخاست و از پادشاه درخواست کرد به وی اجازه داده شود تا مجلس را ترک کند و در همان حال گفت که دیگر هیچ‌وقت آرزو نخواهد کرد که چنین خوشبخت باشد. اینکه آیا شمشیر داموکلس عاقبت بر سرش سقوط می کرد یا خیر را کسی نمی داند اما این عبارت، در تاریخ سیاست جهان به یادگار ماند تا کنایه از خطری باشد که ممکن است واقعی نباشد اما فردی را از بیم جان، از تخت شاهی، به پایین می کشد! و این روزها، چه بسیارند این "شمشیرهای داموکلس" ! "تله جنگ" یکی از این شمشیرهای آویزان است! عده ای معتقدند حمله اسرائیل به سفارت ایران را نباید آشکارا و در همان سطح پاسخ داد چون این شمشیری است که اسرائیل می‌خواهد فرود بیاورد. یعنی رژیم سفاک می خواهد جنگ را به ایران بیاورد پس باید صبر استراتژیک را ادامه داد تا نقشه اش عملی نشود! فرض کنیم این تئوری تله جنگ صحیح باشد! خب گام بعدی اسرائیل چیست؟ در ورود ایران به جنگ مستقیم موفق نبوده است پس چه می کند؟! کار را رها می کند؟! ابداً! سطح تنش را بالاتر می برد! اگر در سوریه و عراق جواب نگرفت، آتش را به ایران می آورد! چرا؟! چون فرض کرده ایم خواهان جنگ است پس آنقدر هزینه را بالا می برد که ناچار به جنگ می شویم البته بعد از آنکه سرداران بسیاری را برای پرهیز از تله جنگ از دست داده ایم! حالا فرض کنیم این تئوری تله جنگ غلط است و ما در تمام این مدت هزینه داده ایم تا خویشتن داری کنیم منتها اگر نمی کردیم این همه ضرر نمی کردیم! در هر دو حالت، چه این تله جنگ، واقعی باشد چه شمشیر داموکلسی باشد که واکنش ما را کنترل می کند، باید در همان سطح به اسرائیل پاسخ داده شود! در هر دو صورت پاسخ آشکار و مستقیم امروز، هزینه کمتری از فردا دارد! 🔹 فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم @hamedmalhani
جملات پایانی پیام رهبری در مورد حمله تروریستی به سفارت ایران *آنها را از این جنایت و امثال آن پشیمان خواهیم کرد، به حول و قوه‌ی الهی.* دستور رهبر صادر شده است. مطالبه از نیروهای نظامی، لبیک سریع، دقیق و پشیمان کننده به این دستور است! اگر پاسخ به این حمله تروریستی، پشیمان کننده نباشد، امر رهبری به صورت کامل انجام نشده است! @hamedmalhani
بلایند یا بینا؟! شلیک یک گلوله آمریکایی یا اسرائیلی به سمت مرزهای ایران، فورا با واکنش همه مسئولین سیاسی و نظامی روبرو خواهد شد. متاسفانه اما در عرصه فرهنگ، انفجار بمب اتمی فرهنگی نیز با واکنش مناسبی روبرو نمی شود. سنگرهای حجاب و حیا و عفاف یکی پس از دیگری در حال از دست رفتن است و به جز انذارهای رهبری (مثلا در دیدار اخیر رمضانی با مسئولین نظام) و تعداد اندکی از فعالان فرهنگی، تقریبا هیچ فعالیت موثری در این نبرد ویران کننده دیده نمی شود. موج جدید برنامه های "بلایند دیت" و "اکس دیت" که طی دو سه ماه اخیر از یوتیوب، اینستاگرام، و حتی آپارات در حال تولید و پخش است یکی دیگر از این حملات قبح شکن و حیازداست! برنامه هایی که اگرچه در نسخه های داخلی احتمالا به خاطر کاهش حساسیت، با حجاب نصفه و نیمه و حداقلی دختران همراه است ولی به لحاظ محتوا از جهت ترویج و اشاعه بی پروا و گستاخانه رابطه خارج از ازدواج، بسیار نگران کننده است. محتوای زرد، لباس های زیبا، چهره های آرایش کرده و مکالمات اروتیک این برنامه ها، ذهن و روح نوجوانان و جوانان کشور را از مقوله عفاف، حیا و قبح ارتباط نامشروع بیش از پیش خالی خواهد کرد! اینکه طرف مقابل در حال حمله هسته ای فرهنگی است عجیب نیست، اما اینکه در این سوی ماجرا هیچ کس به این مقوله قبح شکن جدید اعتراض نمی کند و با سازندگان آشکار و توزیع کنندگان داخلی آن برخورد نمی کند واقعا عجیب است! عجیب، تکان دهنده و تاسف آور! @hamedmalhani
خوش به حال ... ماه مبارک رمضان رو به پایان است و این بغض هرساله، دوباره در این روزها، گلوگیر شده است. خوش به حال آنها که در این ماه، هم روزه گرفتند، هم واسطه خیر برای دیگران بودند. با خودم مرور می کنم ... 🔹خوش به حال و و بچه های که سحرهای به یاد ماندنی را برای بچه های این سرزمین، خاطره انگیز کردند. 🔹خوش به حال که یاد احیاگر مرگ را در لحظات قبل از افطار در دل ها زنده کرد. 🔹خوش به حال متولیان که شیرینی قرآن را به مخاطب چشاندند. 🔹 خوش به حال و که در لحظات سحر، واسطه فیض بودند. 🔹 خوش به حال که در حرم ثامن الحجج با صدای سوزناکش، غوغا کرد. 🔹خوش به حال که امسال هم برای روزه اولی ها مداحی کرد و خوش به حال که مخاطب نوجوانش را این ماه مبارک هم فراموش نکرد. 🔹خوش به حال که هم صائم بود هم زائر بود هم شهید شد! و خوش به حال همه مجاهدان روزه دار! 🔹خوش به حال و و همه فعالان مجازی دیگری که از فرصت ماه مبارک برای کار خیر استفاده کردند. 🔹 خوش به حال آقایان و که هم معارف اهل بیت را با زبان خودشان و برای مخاطب خاص خودشان نشر دادند و هم اگر حاشیه ای ایجاد شد عاقبت حب مولا، به هم نزدیکترشان کرد! 🔹 خوش به حال عزیز که در این ماه میزبان اقشار مختلف بود و خوش تر به حال میهمانانشان که در این زمانه غیبت، روزه شان را پیش رهبری افطار کردند! 🔹خوش به حال روزه داری که سختی نگهداری از نوزاد شیرخوار و بچه های قد و نیم قد و ماجراهای عید و افطار درست کردن و سحری بیدار شدن و ... را با هم تحمل کرد و حتی نرسید یک جوشن کبیر را کامل بخواند اما لابه لای کارهای خانه، لا به لای غذا پختن و ظرف شستن و عوض کردن بچه، خدا را عبادت کرد. 🔹 خوش به حال آن دوستی که خانه اش را در ۲۱ رمضان سیاه‌پوش عزای امیرالمؤمنین کرد و روضه بر پا کرد! 🔹خوش به حال هر کسی که با زبان روزه، رژه قدرت راهپیمایی روز قدس را تنها نگذاشت و غزه را فراموش نکرد و خوش به حال اهالی که در حال جهاد هم روزه بودند. 🔹خوش به حال که در این هجوم گناه و شبهه، راه خدا را انتخاب کردند. 🔹 خوش به حال شب زنده دارها، منبری ها، مداح ها، کفش جفت کن ها، چای ریزها، نمازگزاران جماعت، مکبرها، موذن ها، انتظامات دم در مسجد، خوش به حال روزه دارها، آنهایی که روزه تغییرشان داد، خوش به حال توّاب ها ... نشسته ام گوشه ای و با خودم مرور می کنم و غبطه می خورم به حال این همه آدم خوب ها! خوش به حالتان! @hamedmalhani
🔥🔥🔥 با توجه به قرائن موجود و با بن بست مذاکرات آتش بس بین حماس و رژیم صهیونیستی، به نظر می رسد، پاسخ نظامی ایران به اسرائیل قریب الوقوع خواهد بود. پیش بینی می شود این حمله: ۱. مستقیما از خاک ایران به سرزمین های اشغالی باشد. ۲. همزمان با این حمله، شاهد حملات پهپادی و موشک های محور مقاومت هم خواهیم بود. (هم برای گمراهی سیستم های پدافندی، هم به منظور ارعاب دشمن) ۳. یک پایگاه یا فرودگاه نظامی هدف خواهد گرفت. ۴. بعد از عید فطر انجام خواهد شد. @hamedmalhani
محفظه شیشه ای چرخدار در باز شد و پرستار، محفظه شیشه ای چرخداری را آورد توی راهرو، همانجا که من مضطرب و نگران، ایستاده بودم. چشم های نوزاد تازه متولد شده، باز بود و داشت این دنیای جدید را نگاه می کرد. نگاهش که کردم عجیب ترین حس دنیا، ناگهان دوید توی سینه ام. قلبم گرم‌تر می زد، سریعتر می زد، عجیب تر می زد! ... پدر شده بودم! دخترم به دنیا آمده بود. محفظه شیشه ای چرخدار توی راهروی خلوت نیمه شب بیمارستان از من دور می شد و من بی آنکه نای راه رفتن داشته باشم به رفتنش خیره مانده بودم! خوشحال بودم، نگران بودم، مضطرب بودم، ذوق کرده بودم، خسته بودم، همه حس هایم قاطی شده بود با هم! و در همان حال عجیبم به این فکر می کردم که در این زمانه پر از گناه و شبهه، چگونه دختری خواهد شد؟! به نمازش، اخلاقش، حجابش، به سختی های گذر از کودکی به بلوغش، به روزه گرفتنش فکر می کردم. محفظه ی شیشه ای رسیده بود به ته راهرو که من توی ذهنم تازه رسیده بودم به روزه اش. دو دو تا چهار تا کردم، دیدم سالی که به سن تکلیف می رسد ماه رمضان در اسفند و فروردین است! و من، منی که تازه چند دقیقه بود پدر شده بودم کمی خیالم راحت شد که موقع روزه گرفتنش، خیلی گرم نخواهد بود و تعطیلات عید هم فرصت خوبی برای دختر من خواهد بود. محفظه شیشه ای که دخترم را می برد به بخش نوزادان، حالا از پیچ راهرو عبور کرده بود و دیده نمی شد! به خودم آمدم‌. به خودم خندیدم. آخر این چه حساب و کتابی است برای نوزاد تازه به دنیا آمده؟! و از آن روز، ۹ سال و چند ماه می گذرد. ماه رمضان، با صبر و حوصله، تقویم را آمد و آمد تا رسید به اسفند ۱۴۰۲ و فروردین ۱۴۰۳ و دخترم، فاطمه، روزه اولی شد! و این ماه رمضان، همان ماهی که در آن راهروی بیمارستان، خیره به محفظه شیشه ای چرخدار، در ذهنم تصورش می کردم، شیرین ترین و بهترین ماه رمضان عمرم شد! ۹ سال و خورده ای منتظر بودم تا بگویم: روزه ات قبول باشد باباجان! @hamedmalhani