eitaa logo
حا. میم
1.2هزار دنبال‌کننده
175 عکس
6 ویدیو
1 فایل
نوشته های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی حامد ملحانی
مشاهده در ایتا
دانلود
🕋 ما آدم ها عادت داریم خودمان را مرکز دنیا بدانیم! من! زندگیِ من! خانواده یِ من! دوستانِ من! کارِ من! پولِ من! خانه یِ من! کشورِ من! حتی خدایِ من! انگار مرکز پرگار هستی، این منِ "من" است! و هر آنچه وجود دارد با این "من" تعریف می شود! انگار عالم وجود، دایره هایی است متحدالمرکز با شعاع های متفاوت به مرکزیت من! حج، اما مراسم "من کُشی" است! حج، تمرین خود هیچ پنداری است! حج، رسیدن به باور صفر بودن در مقابل بی نهایت خداست! حج، هجرت از "ی" مالکیت " یا الهی" به "ی" مملوکیت "یا عبادی" است! اما حج فقط این نیست. در حج، نه تنها می فهمی که صفری هستی در مقابل بی نهایت، بلکه می فهمی صفری هستی در میان صفرهایی دیگر! یعنی حتی در صفر بودنت هم یکتا و بی همتا نیستی! می فهمی یک صفر خاص نیستی! یک صفر برگزیده نیستی! پس چه هستی؟! یک صفر تکراری! یک صفر معمولی! یک صفر‌ متداول! و این تازه آغاز ماجرای بندگی است! حامد ملحانی https://eitaa.com/hamedmalhani
🕋 غدیر است و من کنار کعبه ام! درست روبروی رکن یمانی! چهره ام آرام است در دلم اما آشوب است معجونی از احساسات مختلف! شوق عید غدیر ذوق نگاه به کعبه نگرانی برای ایران استرس حفظ جان سیدعلی دوری از خانواده در این شرایط جنگی ناراحتی از تمام شدن فرصت زیارت بلاتکلیفی چگونگی بازگشت خوشحالی از ضربه موشکی به دشمن نگرانی از آینده کشور طوفانی است درونم! به کعبه نگاه می کنم و می گویم زمانه بر سر جنگ است، یا علی مددی! مدد ز غیر تو ننگ است، یا علی مددی! حامدملحانی https://eitaa.com/hamedmalhani
🕋 غروب شده است. آفتاب، شرمگین و غمزده، دارد می رود در افق، خودش را گم و گور کند. عجب معرکه ای! چه بیابانی! شمشیرها، شکسته! تن ها، بی سر! سرها، روی نیزه! زنان، بیوه! دختران، یتیم! تن عباس، بی دست! و پیکر حسین، ... این تصویرِ غمگین ترین تراژدی تاریخ است! و کدام عقل زمینی، در این تصویر، پیروزی می بیند؟! ظاهرا در یک طرفه ترین نبرد دنیا، لشکری کوچک، تنها و بی یاور، شکست خورده است! فرمانده رفته است! یاران هم همینطور! و باقیمانده سپاه که یک جوان بیمار و زن و کودکند، اسیر شده اند! کدام طرف، شکست خورده است؟! اگر در غروب عاشورای ۶۱ هجری این سوال را می پرسیدی، لابد می شنیدی چه سوال بیهوده ای! معلوم است حسین! اما گاهی باید زمان بگذرد و گرد و غبار حوادث بنشیند تا صحنه روشن شود! اگر امروز این سوال را بپرسی، باز هم خواهی شنید، چه سوال بیهوده ای! معلوم است یزید! و این اثر خونِ شهید است! و این اثر خلوص ِ نیت است! و این اثر کار برای خداست! و این اثر حسین علیه السلام است! در این جنگ، ما تنهاییم! همه دنیا آن طرف ایستاده است در سپاه يزيد! و ما این طرفیم در خیمه ی حسین! زیر سایه ی پرچم علی! پس این ماجرا، هر طور که تمام بشود، پیروزی، سهم ماست! حامد ملحانی https://eitaa.com/hamedmalhani
🕋 با طواف سرگرم بودیم! به نماز مشغول بودیم! با قرائت قرآن، ثواب جمع می کردیم! دعاهایمان را برای خدا لیست می کردیم! خلاصه در این حج ۱۴۴۶، سرخوشانه داشتیم برای خودمان حال می کردیم! حالا این وسط کمی هم لطف می کردیم و یاد امام زمان می افتادیم! تازه سرش منت هم می گذاشتیم که ببین چه شیعه های خوبی هستیم! تا اینکه وقت واقعه شد. و خبرها یکی، تلخ تر از دیگری آمد. و کم کم جنس طواف ها و نمازها و قرآن ها و دعاها فرق کرد! دعا وقتی از ته دل می آید که "مضطر" باشی! که "بی کس" باشی! که راه چاره نداشته باشی! وقتی سپر انداختی و واقعا شدی کسی که "لا یملک الا الدعا"، وقتی دست هایت رفت بالا و اشکت جوشید، وقتی معنی "یا غیاث من لا غیاث له" را با ذره ذره وجودت درک کردی، تازه آن وقت است که جنس دعاهایت فرق می کند! حالا به وقت واقعه و در اوج تنهایی و بی کسی دیگر دعایی نمانده است جز دعای ظهور و دعای پیروزی اسلام و ایران و دعای سلامتی سید علی حسینی خامنه ای! یا غیاث المستغیثین، اغثنا! حامد ملحانی https://eitaa.com/hamedmalhani
🕋 ثانیه ها دقیقه ها ساعت ها روزها همگی گذشتند تا رسیدم به این لحظه! به طواف وداع! چقدر سخت است دل کندن از کعبه! چه دشوار است خارج شدن از مسجد الحرام! فرصت تمام شد! آخرین نگاه را به کعبه می اندازم و خارج می شوم. خدانگهدار تا دیدار بعدی! حامد ملحانی https://eitaa.com/hamedmalhani
🕋 خورشید کم کم دارد توی افق خاکی عربستان، پنهان می شود. جاده آسفالته، کویر مرکزی عربستان را شکافته است و ما مسافران این جاده و کویریم! ما، یعنی ۵۵ اتوبوس! با اسکورت پلیس و آمبولانس! در مسیر، از هر شهری که رد می شدیم، مردم شگفت‌زده از این قطار اتوبوسی، ازمان فیلم می‌گرفتند! در شرایط جنگی، همه چیز، شکل دیگری به خودش می گیرد. یکیش هم لابد نحوه برگشتن ما از حج است! تقریبا ۱۵۰۰ کیلومتر را با اتوبوس باید از مکه تا شهر مرزی عربستان و عراق، عرعر، برویم. و این یعنی حداقل ۲۰ ساعت سفر اتوبوسی! آنجا باید از مرز رد بشویم و باز با اتوبوس، ۴۵۰ کیلومتر را تا نجف برویم و بعد از استراحت کوتاهی از نجف برویم سمت مرز! خسته کننده است؟ بله! مچاله شده ایم؟ تقریبا! از این وضعیت راضی هستیم؟ ابدا! ولی ... ولی در شرایط جنگی، همه چیز، شکل دیگری به خودش می گیرد! یکیش هم لابد باید صبر ما باشد. سختی ای که ما داریم می کشیم در مقابل زحمت و رنج مدافعان کشور و در مقابل صبوری مردم ایران، هیچ است! از پنجره به بیرون نگاه می کنم آفتاب کاملا غروب کرده است وقتی از پرواز ایران ایر در مدینه پیاده می شدم، هیچ وقت فکر نمی کردم، در این سفر، سر از بیابان مرکزی عربستان در بیاورم! چه بازی هایی دارد روزگار! حامد ملحانی https://eitaa.com/hamedmalhani
🕋 ایستگاه پایانی حج ما، به جای مکه و مدینه، رسیده است به اینجا، نجف! به روبروی ایوان طلا! به کنار ضریح امیرالمؤمنین علیه السلام! تندباد حوادث این روزها، یک خاصیتش این بود که ما را از محل میلاد علی، آورد به مزار او! تا اینجا در نجف، سجده ی شکر به جا بیاوریم که خدایا شکر که علی را آفریدی و شکر که ما را عاشق علی آفریدی! حامد ملحانی https://eitaa.com/hamedmalhani