eitaa logo
حا. میم
1.2هزار دنبال‌کننده
175 عکس
6 ویدیو
1 فایل
نوشته های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی حامد ملحانی
مشاهده در ایتا
دانلود
هشت شهر عشق! اگر عطار هفت شهر عشق را گشت، به لطف خدا در ۴ ماه اخیر، هشت شهر عشق را گشته ام! (مدینه، مکه، نجف، کربلا، کاظمین، سامرا، قم و مشهد) مخاطب آنچه می نویسم، اول خودم هستم تا بعضی نکات مهم را فراموش نکنم: ۱. اگرچه "بُعد منزل نبود در سفر روحانی" ولی برای انسان، این قُرب جغرافیایی در هنگام زیارت، به قُرب معنوی خیلی کمک می کند. "زیارت" امر واجب یا مستحبی است که مقدمه و تقویت کننده ی خیلی از واجب ها و مستحب هاست! شیطان خیلی تلاش می کند این مستحب را با واجبات و مستحبات دیگر (مثل صدقه، صله ی رحم و ...) جایگزین کند! فریب مکر شیطان را نخوریم! هر کسی، هر وقتی گفت زیارت نرو به جایش فلان کار خوب را انجام بده، پشت تریبون ابلیس ایستاده است! این حرف ها، چرت محض است! ما نیاز به زیارت داریم تا بتوانیم کار خوب بکنیم! زیارت، سوخت اتومبیل "خوب شدن" است! قابل تعویض یا تعویق نیست! ۲. خداوند به ما دو نعمت داده است که قدرش را خوب نمی دانیم. اول آنکه شیعه ایم و عاشق و پیرو امیرالمؤمنین هستیم! ولله قسم اسلام بی علی، اسلام بی فاطمه، اسلام بی حسین، اسلام بی مهدی، آنقدر توخالی است که انسان حیرت می کند! گول صف های مرتب نماز و قرائت های بی عیب و نقص اسلام تقلبی را نخوریم! مسحور نسخه ی مسلمانی سعودی و اماراتی نشویم! اسلام بی علی، مفت نمی ارزد! دوم آنکه ما در زمانه ی ایران اسلامی پیرو ولایت فقیه زندگی می کنیم! عزتی که انقلاب به ما داده است، شان و آبرویی که ولایت فقیه به ما بخشیده است را درست درک نمی کنیم تا اینکه مثلا فرصتی پیش بیاید و در جنگی، خارج از مرزها در کنار سایر مسلمانان باشیم! آن وقت است که می‌فهمیم چقدر ایرانی بودن با ایرانی نبودن، فرق دارد! ۳. تقریبا همه ی ما، عادت کرده ایم به غر زدن! به بد گفتن! به نیمه ی خالی لیوان را دیدن! اما این هشت شهر عشق، نیمه ی پر لیوان را بیشتر نشانم داد! اولا مردم خوبی داریم! چه آنها که در ایام اربعین، سختی سفر را به جان می خرند، چه آنهایی که حرم امام هشتم را شلوغ و پر رونق می کنند و چه آنهایی که برای امر واجب حج، هزینه می کنند، همگی آدم های شریفی هستند! اتفاقا کم هم نیستند! از طبقه و قشر خاصی هم نیستند! خودِ خودِ مردمند! مردمی که وقت و انرژی و پول خرج می کنند تا عبادت کنند! آن هم در دنیایی که به سمت بی دینی و بی خدایی دارد سُر می خورد! ثانیا مسئولین کشور در زمینه ی حج و زیارت، واقعا زحمت می کشند! در ایام حج، نمی شد تلاش های دلسوزانه و مدیریت منظم سازمان حج و زیارت را ندید! در حرم امام رضا این خلوص و نظم، واقعا آرامش بخش است! در اربعین، سال به سال، حرکت رو به جلو دیده می شود! این یعنی عده ای دارند برنامه ریزی و کار می کنند! چرا این نیمه ی پر لیوان مردم و مسئولین دیده نمی شود؟! ۴. هیچ عبادت و زیارتی نباید به "عُجب" و "خود برتر بینی" منجر شود! حج واجبی به گردنت بوده است، انجام داده ای! هنر که نکرده ای! یا خداوند لطف کرده است چند روزی مهمان سفره ی کریمانه ی امام حسین بوده ای! یا رافت امام هشتم تو را چند روزی به مشهد کشانده است! خوش به حالت! ولی خیال برت ندارد! خبری نیست! شق القمر نکرده ای! نکند برای زیارت نرفته ها، قیافه بگیری! شاید اصلا تو را به این زیارت برده اند که همین قیافه نگرفتن را "امتحان" کنند؟! شاید "زیارت"، آزمون صبر و خوش اخلاقی تو بوده است؟! نکند شیطان با مدال زیارت، زمینت بزند! ۵. دعا، بخش مهمی از هر زیارتی است! و دعا وقتی واقعا دعاست، که انسان، مضطر باشد! که احساس کند "من لا یملک الا الدعا" شده است! دعایی که از ته دل نباشد! دعایی که با اشک آمیخته نباشد، یک متر هم بالا نمی رود! جامعه کبیره بخوان! امین الله بخوان! زیارت مخصوص بخوان! اما نه طوری که فقط کلمه های عربی از جلوی چشمانت رژه بروند! ببین چه می‌خوانی! از آن مهم تر، از ته دل، از اعماق فکرت، دعا را بخوان! در این هشت شهر، عمیق ترین دعاهایم، در زمان جنگ کنار کعبه بود! آن دعا، لقلقه ی زبان نبود، از سر رفع تکلیف نبود! برای خوش کردن دل خودم نبود! برای جمع کردن ثواب نبود! اهمیتی نداشت بقیه ببینند یا نه! واقعا خواستن از خدا بود! آن دعا، واقعا دعا بود! و بعد از آن دعا بود که از خودم پرسیدم پس بقیه ی دعاها چه بودند؟! "معنویت زیارت" مثل نگه داشتن آب در کف دو دست است و روزهای بعد از زیارت مثل راه رفتن با این آب ذخیره شده در کف دست است، هر چه بیشتر راه می روی، هر چه بیشتر می گذرد، این آب حیات، کم و کمتر می شود. این چهار ماه طلایی و زیارت هشت شهر عشق، شاید هیچ وقت دیگر نصیبم نشود. این روزها در خوف و رجایم از آنچه از دستم رفته است و آنچه برایم باقیمانده است! پی نوشت: به امید آزادی دمشق و بیت المقدس! تا توفیق زیارت این دو شهر هم فراهم شود! https://eitaa.com/hamedmalhani حامد ملحانی‌
شرف تنهایی وقتی نوح می خواست کشتی بسازد، "تنها" بود. جناح مقابل، در اکثریت بودند و او، در اقلیت! ابراهیم را هم که در منجنیق گذاشتند تا درون آتش پرتاب کنند، "تنها" بود. نمرود همه چیز داشت و او، هیچ چیز! موسی که به قصر فرعون وارد شد، "تنها" بود. چوپان ده ساله ی شعیب، جز برادرش، هیچ کس را نداشت و فرعون، لشکر و پول و قصر و قدرت داشت! عیسی حتی در بین حواریونش هم "تنها" بود. بی یار و هوادار! و محمد (ص) در سال های حرا، و در غربت مکه و حتی در حکومت مدینه، همیشه "تنها" بود. اگرچه در این سال ها همیشه علی بود. حتی در لحظه تدفین پیکرش، بقیه در سقیفه، کیک قدرت را تقسیم می کردند و فقط علی مانده بود! و علی، خلاصه ی تنهایی پیامبران بود! و این میراث، نسل به نسل به این شجره طیبه به ارث رسید! هر یک به شیوه ای و داستانی، تنها ماندند! تنهایی حسن! تنهایی حسین! تا عاقبت ماجرا رسید به تنهایی صاحب الزمان! بیش از ۱۰۰۰ سال تنهایی! چه سرنوشت عجیبی! چه تنهایی عمیقی! و وقتی نگاه می کنم به تنهایی حزب الله در لبنان! و تنهایی حوثی ها! و تنهایی حشدالشعبی! و وقتی نگاه می کنم به تنهایی ایران در جهان، دیگر خیلی عجیب به نظر نمی رسد! ما، وصله ی ناجور این دنیاییم! دنیا دارد می رود سمت قمار و فحشا و ربا و مظلوم کشی و استثمار و پول پرستی و خانواده گریزی و خداانکاری و همجنس‌بازی و مستی و نژادپرستی و منفعت طلبی و مادی گرایی. و شیعه ی منتظر امام زمان دارد به "تنهایی" به سمت دیگری می رود! ما "تنهاییم" خیلی هم تنهاییم! و این تنهایی، شرف دارد به جمع های آن طرفی! از تنهایی نترسیم! خدا را می شود در اوج تنهایی، به وضوح دید! و کسی که خدا را دارد، چه کم دارد؟! بگذار همه ی صحرا در سپاه عمرسعد باشد! آنچه باقی می ماند، عاقبت، فقط، حسین است! حامد ملحانی https://eitaa.com/hamedmalhani
تصویر محل دفن سید مقاومت
خمس تحلیل همه جا هستند! چه کسانی؟! همین "غوره نشده های مویز شده"! تحلیلگران ِ "غریب با نمی دانم"! فقیهان ِ "غیرمجازِ مجازی"! زلزله می آید. ربطش می دهند به فقه و حکم ثانویه و بمب اتم و تغییر پارادایم نظامی نظام! از سردار خبری نمی شود، تحلیل های جاسوسی و فوق امنیتی می دهند و گام به گام بازجویی اطلاعاتی را منتشر می‌کنند. طرح صلح ترامپ را که می شنوند تا ته مبانی مقاومت و دو دو تا چهارتای هفت اکتبر و رابطه سنوار با هنیئه می روند و می آیند! سید، شهید می شود، یک دور از بالا تا پایین را خائن و بزدل و فراری از جنگ معرفی می‌کنند! همان سرداران وقتی شهید می شوند، به جای آنکه مهر شهادت را پای کارنامه ی زندگی‌شان ببینند، بهانه می گیرند که چرا حواسشان آنقدر جمع نبوده که شهید نشوند! وزیر، که توییت آتش بس می زند، القای حاکمیت دوگانه و خیانت خواص می کنند! جنگ که تمام می شود، با صفر ساعت سابقه ی نظامی گری، بلافاصله تاریخ شروع جنگ بعدی را معین و توی دل خلق الله را خالی می کنند! و این ماجرا همچنان ادامه دارد... خب چه اصراری است، بزرگوار؟! دو دقیقه تحلیل نکن ببینیم چند چندیم؟! این چه اشتهای سیری ناپذیری است که داری برای تحلیل کردن؟! برای آینده نگری؟! برای عیان کردن پشت پرده ها؟! رها کن برادر! یک مدتی ما را از این سیل واکنش ها و تحلیل های موشکافانه ات محروم کن! خواهش می کنم از هر پنج تحلیل، یکی را منتشر کن! خمسش برای ما، باقیش بماند برای خودت! خدا ان شاءالله برکت می دهد! حامد ملحانی https://eitaa.com/hamedmalhani
کنش هوشمندانه، آرامش فراگیر بعد از ماجرای تاسف بار خودسوزی جوان اهوازی، شاهد چند کنش مثبت و دلگرم کننده در اهواز بودیم: ۱. فارغ از اینکه شهرداری منطقه ی ۳ اهواز در آن اتفاق تلخ، مقصر بود یا نبود، استعفای شهردار اهواز، آقای امینی، دومینوی تنش و التهاب را متوقف کرد. شهردار می توانست بر روایت رسمی موجود اصرار کند، می توانست حداکثر چند مسئول شهرداری را عزل کند، می توانست پشت دوقطبی های ایجاد شده، سنگر بگیرد، می توانست عدم حضورش در اهواز (به دلیل ماموریت اداری) را دلیل برائتش بیان کند. اما هیچ کدام از این کارها را نکرد. او به راحتی پذیرفت کنار برود تا شهر و شاید حتی کشور آرام بماند. ۲. پس از استعفای شهردار، آقای موسی پور به عنوان گزینه ی اصلی سرپرست شهرداری مطرح شد. مدرک تحصیلی، سابقه ی کاری، رزومه ی مدیریتی و اشراف به مسائل شهری، از او، یک گزینه ی عالی ساخته بود. در نتیجه برای انتخاب ایشان، اجماع لازم در شورای شهر شکل گرفته بود. اما افراد مغرضی که این انتخاب را نمی پسندیدند و در چندسال اخیر هم با توییت پراکنی، فضا را آلوده کرده بودند، مجددا کارشان را شروع کردند. ستون خیمه ی این هجمه ی ناجوانمردانه، تاکید بر لباس روحانیت آقای موسی پور و مدرک دکترای الهیات او بود. در حالی که این افراد، عامدانه، مدرک مهندسی عمران و شهرسازی، سابقه ی کار در استانداری، عضویت در شورای شهر قبلی، سابقه ی قائم مقامی و تجربه ی معاونت شهرداری را نادیده گرفته بودند. بر خلاف این فضای مسموم برخی توییت ها و کانال ها، در فضای واقعی اما، در جلسه ی جمعه شب شورای شهر، انتخاب آقای موسی پور قطعی شده بود. چند دقیقه قبل از اعلام آرا، تماس آیت الله جزایری و نگرانی ایشان از حاشیه های ایجاد شده و امکان جسارت به کسوت روحانیت به بهانه ی انتخاب شهردار جدید توسط برخی مغرضان، آقای موسی پور را بر سر یک دوراهی قرار داد. لحظاتی بعد، تصمیم، مشخص شده بود: انصراف آقای موسی پور از سمت سرپرست شهرداری اهواز! استعفای امینی و انصراف موسی پور، فرار از مسئولیت نبود، شانه خالی کردن از کار نبود، کنج عزلت گزیدن نبود، راحت طلبی نبود، این استعفا و انصراف، کنش هوشمندانه برای بازگشت آرامش به شهر و شهرداری بود. این استعفا و انصراف، آزمون در "دام لجبازی نیفتادن"، بود. امتحان "حرص ِ پست و سمت نداشتن"، بود. ترجیح مصلحت جمعی بر منفعت شخصی بود. دروغگوها می توانند روایت خودشان را از این ماجرا داشته باشند اما مردم می فهمند چه کسی حب دنیا را دارد و چه کسی ندارد و از همه مهمتر، خدا همه چیز را می داند و خودش از مومنین دفاع می کند که ان الله یدافع عن الذین آمنوا ! حامد ملحانی https://eitaa.com/hamedmalhani
حجاب کیش و کیش حجاب! بیایید صادق باشیم! بدون تعارف! بدون ادا! بدون پیچ و خم های روایت های رسمی! بدون مصلحت سنجی های مدیریتی! بدون سیاسی کاری! بدون گروکشی باندی! بدون دوقطبی سازی جناحی! بدون ژست روشنفکری! بیایید فقط قضیه را شفاف و عیان ببینیم! در قضیه ی حجاب! مرزها سقوط کرده است! دیگر هیچ حد یقفی، هیچ جان پناهی، هیچ سنگری باقی نمانده است! در وضعیت حجاب شده ایم مثل روزهای آخر حکومت بشار اسد در سوریه! یادتان هست با چه سرعتی شهرها سقوط می کرد؟! خاطرتان هست هیچ نیروی نظامی و امنیتی برای حراست و حفاظت در مقابل جولان جولانی وجود نداشت؟! دیدید چقدر خون دل خوردیم که پس خون شهدای مقاومت چه می شود؟! تجربه کردید که ثمره ی از دست دادن زمین دمشق، اتوبان شدن آسمان تهران برای F35 های نتانیاهو بود؟! حالا در حجاب هم همین وضعیت در حال تکرار است؟ کجاست مسئولی که سینه سپر کند؟ کو راه حل سلبی و ایجابی؟ کی به مسئله ی ناموسی نظام رسیدگی می کند؟! حاج قاسم وضعیت فرهنگی کشور، کیست؟! چه کسی وظیفه جلوگیری از سقوط شهرها را دارد؟! آنچه امروز در کیش می گذرد، فردای تهران و مشهد و اهواز و تبریز است! کشور در حال سقوط فرهنگی است! حجاب در کیش، کیش و مات شده است! آقایان مسئول کجا تشریف دارند؟!! حامد ملحانی https://eitaa.com/hamedmalhani
حا. میم
می شود یا نمی شود؟! اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه، اگرچه ضربات دردناکی به ایران زد ولی به اهداف اصلیش نرسی
آخرین جنگ پیش تر در مطلبی با عنوان "می شود یا نمی شود؟!" نوشته بودم: " در جنگ ۱۲ روزه، علیرغم خسارات وارده به ایران، اسرائیل به موفقیت و پیروزی نرسید. این عدم موفقیت، سه رکن اصلی داشت: ۱. رهبری امام خامنه ای ۲. اتحاد ملی ۳. توان آفندی نیروهای نظامی تا وقتی که این سه رکن باقیست، اسرائیل دوباره به سراغ تجربه ی مجدد جنگ نمی رود!" اگرچه این قاعده همچنان پابرجاست اما میل، هدف و ایدئولوژی اسرائیل برای جنگیدن با ایران هم همچنان وجود دارد. شوک ۷ اکتبر و سپس جنگ غزه، رژیم صهیونیستی را به این نتیجه رسانده است که چاره‌ای ندارد جز اینکه ضربه ی آخر را بزند. در سناریوی اسرائیلی "آخرین جنگ"، آرامش و بقا در ارض موعود، دیگر ممکن نیست مگر پس از نابودی کامل جمهوری اسلامی ایران! پس باید ماجرا را از زاویه ی دید سران رژیم دید. از منظر آنان، هدف اصلی، نابودی جمهوری اسلامی و تجزیه ی ایران است. برای رسیدن به این هدف، باید در جنگ بعدی، به پیروزی قاطع برسند. برای رسیدن به پیروزی ناچارند سه عامل بالا را حذف کنند. پس احتمالا طراحی رژیم صهیونیستی، چند مرحله خواهد داشت: ۱. ایجاد فتنه ای مشابه ۱۴۰۱ در کشور تا وحدت ملی از هم بپاشد و نیروهای امنیتی و نظامی درگیر مسائل داخلی شوند. شورش های مسلحانه در مناطق مرزی مثل سیستان و بلوچستان و کردستان نیز به این ماجرا اضافه خواهد شد تا فضای کشور غبارآلود شود. ۲. پس از اغتشاش خیابانی و شورش مرزی، اسرائیل برای برهم زدن اساس کشور، سوء قصد به جان رهبری را در برنامه خواهد داشت تا کشور را به لحاظ سیاسی نیز بی ثبات و روحیه ی طرفداران انقلاب را تضعیف کند. ۳. بلافاصله در این آشفتگی سیاسی و خیابانی، حمله به سایت های موشکی و مراکز نظامی و سیاسی، مشابه جنگ ۱۲ روزه شروع خواهد شد تا مطمئن شوند ایران توان پاسخ موشکی و پهپادی را ندارد. اینکه چنین سناریویی محقق می شود یا نه را گذر زمان مشخص می کند ولی به نظر می رسد نشانه های مرحله ی اول آن در حال رویت است. (ماجرای اخیر مشهد، تحرکات جیش الظلم با نام جدید در سیستان و بلوچستان و ...) دی و بهمن، ماه های حساسی هستند، اگر آگاهی مسئولین سیاسی و امنیتی و درک بالای مردم، اجازه ی وقوع فتنه ی مجددی را ندهد، ان شاءالله هیچ جنگی رخ نخواهد داد. اما اگر به هر دلیلی، مردم دو پاره شوند و رو در روی هم بایستند، باید منتظر صدای F35 های اسرائیلی باشیم! تنها به مدد صاحب الزمان امیدواریم که در این معرکه، جز او، کسی را نداریم! حامد ملحانی https://eitaa.com/hamedmalhani
موشک کاغذی از سال نفسگیر هزار و چهارصد و جنگ، ۸۰ روز دیگر باقی مانده است! در ۸۰ روز، سیب دنیا یک دور که نه، هزار دور می چرخد. روزگار، همیشه در آستینش، شعبده ها دارد، این ۸۰ روز، البته بیشتر! طرح دشمن مثل روز روشن است. اگر چه نیازی به پیشگویی ندارد، ولی نقشه خوانی می خواهد. دوگانه ترامپ-نتانیاهو نسخه ی ایران را چیده است. گام اول، فتنه ی خیابانی در تهران با چاشنی اقتصاد است. اگر در ۱۴۰۱، حجاب، بهانه ی لشکر کشی خیابانی بود، در ۱۴۰۴ می کوشند دلار، ارز رایج آشوب باشد! بدون آشوب و فتنه، بدون شلوغ شدن خیابان ها، بدون پایین کشیدن کرکره ی مغازه ها و از همه مهم تر بدون بوی دود و رد خون، این نقشه، نمی گیرد. پس کارگردان صهیونیستی برای این بخش از نقشه، یک صحنه ی دراماتیک می خواهد تا موج هیجانی ایجاد کند، اتفاقی شبیه قتل ندا در ۸۸ یا مرگ مهسا در ۱۴۰۱، یا خودسوزی جوان تونسی در بهار عربی! اتفاقی که در آن، با پوشش تصویری مناسب و ظرفیت نمادسازی هالیوودی، جان یک یا چند نفر گرفته شود و بعد، این نماد، موتور محرکه ی فتنه ی جدید بشود. نتانیاهو، ناچار است ابتدا کف خیابان تهران، خون بریزد تا بتواند مجوز جنگ مجدد را از ترامپ بگیرد! پس احتمالا ما الان در لحظات آرامش قبل از یک طوفانیم! البته بسیارند کسانی که در تلاشند، جلوی این اتفاقات را بگیرند اما قهرمان اصلی این جنگ، خود مردمند! اگر آرامش و وحدت و مودت بین مردم حاکم باشد، وسوسه ی هیچ خناسی، کارگر نمی افتد! شاید شبیه شعار به نظر بیاید ولی واقعا امروز روح جمعی ایرانیان، دوربردترین موشک بالستیک کشور است! هشیار باشیم با اسکناس دلار، موشک کاغذی را جایگزین هایپرسونیک اتحاد نکنند! دعا کنید! این دعاهای خالصانه، اثر دارد! حامد ملحانی https://eitaa.com/hamedmalhani
کلت کمری یا F35؟! سه هفته ی پیش، در مطلب "آخرین جنگ" شواهد و دلایل وقوع فتنه ی دی و بهمن ۱۴۰۴ را نوشته بودم. فتنه ای که امروز با حمله به چند مسجد، پایگاه بسیج و مقر پلیس، به سرعت وارد فاز مسلحانه و خشونت آمیز شد. کاملا آشکار است همان شبکه ای که در جنگ ۱۲ روزه، جبهه ی داخلی را علیه ایران فعال کرده بود، امروز با حمله ی مسلحانه به اماکن نظامی، عملا جنگ را دوباره آغاز کرده است. آنچه امروز انجام شد، در واقع یک "تست گرم" بود تا میزان پاسخ مقابل و وضعیت افکار عمومی سنجیده شود. احتمالا از فردا شب، مشابه حملات پهپادی جنگ ۱۲ روزه، به صورت بسیار گسترده تری در اقصی نقاط کشور با حملات مسلحانه و خشونت آمیز به مراکز مذهبی و نظامی و با همان مدل، هدف و ویژگی ها، روبرو خواهیم بود. شبکه ی مزدوران اسرائیلی از یک سو نیاز دارند تا این حملات مسلحانه را بخشی از فرآیند اعتراض مردم عادی نشان بدهند تا اتحاد بین مردم را از بین ببرند و از سوی ديگر مایلند این حملات، پراکنده، غیرقابل پیش بینی و مداوم باشد تا نیروهای نظامی و امنیتی را فرسوده کنند. نتیجه ی طبیعی تفرقه ی مردم و فرسودگی نیروهای امنیتی، حمله ی مجدد اسرائیل خواهد بود. اما آیا چنین خواهد شد؟! عمیقا معتقدم این خشونت عریان، خیلی زودتر از قبل، باعث شفاف شدن عرصه ی نبرد می شود. یعنی هر خونی که ریخته شود و هر مکانی که آتش زده شود، بیشتر از قبل، ماهیت اسرائیلی "فتنه ی دلار" را آشکار خواهد کرد! در واقع اسرائیل در خرج کردن شبکه ی مزدورانش عجله کرده است. از پشت پرده خبر نداریم ولی کاملا مشخص است اسرائیل خطری را احساس کرده است که ترجیح داده، شبکه اش را در کشور بسوزاند ولی ایران، آرام نباشد. اگر چنین سناریویی صحیح باشد پس گام بعدی دشمن، حمله ی مجدد است. در چنین شرایطی آتش بس چه معنایی دارد؟ وقتی مزدوران اسرائیل، کوچه و خیابان های شهرهای کوچک و بزرگ را به آشوب کشیده اند، چه دلیلی دارد خیابان های حیفا و تل آویو در آرامش باشد؟ چه خوشمان بیاید، چه نیاید جنگ شروع شده است! فرقی نمی کند گلوله اسرائیلی از F35 خارج بشود یا از کلت کمری! آنها زده اند! ما هم باید بزنیم! حامد ملحانی https://eitaa.com/hamedmalhani
در پناه علی خُرد و خاکی و خسته از دو شبانه روز سفر با اتوبوس، مریض و ضعیف با سرفه های پی در پی و چشم عفونت کرده، بی خواب از شب بیداری های سفر، دل نگران و مضطرب دوری از خانواده، در روز دهم نبرد با اسرائیل، در میانه ی سفر بازگشت زمینی، من، تازه حاجیِ حجِ جنگ، رسیده بودم به نجف! سحر بود و حرم مولا خلوت، من، این میهمان سر تراشیده ی خاک آلود، در خلوتی حرم، در صف نماز صبح، نشسته بودم. نسیم خنکی می آمد. تنم خسته بود، دلم گرفته بود، غم این جنگ، بغض سنگینی توی گلویم شده بود. هنوز چند دقیقه ای به نماز مانده بود اما فقط اینقدر توان داشتم که در صف نماز بنشینم و سعی کنم خوابم نبرد. مثل این هشت، نه روز که هر چند دقیقه یک بار کانال های خبری را بالا پایین می کردم تا مبادا خبری را از دست بدهم، موبایل را روشن کردم. خبر، تکان دهنده بود: حمله ی آمریکا به فردو آخ که دلم هری ریخت! با خودم گفتم، "همین را کم داشتیم! در مسجد الحرام، خبر حمله ی اسرائیل و حالا در حرم امیرالمؤمنین، خبر حمله ی آمریکا!" با همین دلشوره ها، نماز صبح را خواندم. دو سه صف ِنماز جماعت که پراکنده شد، حرم خلوت تر از قبل شد. دلشوره رهایم نمی کرد. ایستادم و نگاهم را دوختم به گنبد: یا علی! ما در این دنیا، تنهای تنهاییم! نه اینکه فقط در این دنیا، ما شیعه ی شما باشیم! نه! الحمدلله شما طرفدار زیاد دارید! ولی اگر ایران نباشد، کمر شیعه خم می شود! یا علی! ما آخرین سنگر باقیمانده ایم! نگذار سقوط کنیم! یا علی! ما در این دنیا هیچ کسی را نداریم! نکند بلایی سر سیدعلی بیاید! نکند ...! بغض توی گلو، حالا راه خودش را با اشک ها پیدا کرده بود و بعد فقط سکوت بود. انگار دیگر لازم نبود چیزی بگویم. چشمم را که از گنبد گرفتم، آرام شده بودم! و این، خیلی عجیب بود! و حالا در شب میلاد امیرالمؤمنین، و در شب های شروع یک ماجرای جدید، از همان آرامش دم صبح چند ماه پیش، وام می گیرم! بگذار جهان در یک طرف بایستد و ما در یک طرف! چه باک؟! ما علی را داریم و آنها ندارند! و پیروز نهایی همه ی جنگ ها، کسی است که با علی است! حامد ملحانی https://eitaa.com/hamedmalhani