حا. میم
پنجره ی شکسته ی دانشگاه
تئوری "پنجره ی شکسته" یک تئوری معروف در حوزه جرم شناسی است که در سال ۱۹۸۲ توسط دو دانشمند آمریکایی مطرح شد.
تئوری پنجره شکسته می گوید:
فرض کنید تعداد اندکی از پنجره های یک ساختمان شکسته باشد، اگر این پنجره ها برای مدت طولانی درست نشوند، خرابکاران میل بیشتری برای شکستن سایر پنجره ها پیدا می کنند و تعداد بیشتری از آنها را می شکنند. اگر این وضع ادامه پیدا کند، پس از مدتی ساختمان کاملا متروکه خواهد شد و به تصرف خرابکاران درخواهد آمد.
راه حل تئوری پنجره شکسته چه بود؟ راه حل این بود هرگاه خرابکاران پنجره ای را شکستند به سرعت شیشه ی شکسته را تعوض کنید و اجازه ندهید شیشه ای شکسته باقی بماند. البته زمانی که تمام شیشه ها سالم است باید تلاش کنید مانع از شکستن شیشه ها توسط خرابکاران شوید و سریعا آنها را شناسایی و مجازات کنید اما تحت هیچ شرایطی نباید اجازه دهید پنجره ای شکسته باقی بماند.
در جامعه ی ایرانی به طور کلی و در محیط های دانشگاهی به طور خاص، با پنجره های شکسته ی زیادی روبرو هستیم!
در دانشگاه های جمهوری اسلامی، عده ای از دانشجویان، به رهبر انقلاب توهین می کنند، پرچم ایران را آتش می زنند، عکس شهدا را پاره می کنند، چاقو می کشند، هنگام اذان و نماز دانشجویان دیگر، کف و سوت می زنند، حجاب از سر بر می دارند، روزه خواری می کنند و در یک کلام همه ی هنجارهای ملی و مذهبی را در ماه رمضان سالی که با اسرائیل جنگیده ایم و شهید داده ایم می شکنند!
در این دانشگاه، پنجره ای سالم مانده است؟!
قانونی هست که دریده نشده باشد؟!
قبحی هست که شکسته نشده باشد؟!
وزارت علوم چرا این قدر منفعل است؟
این انفعال روسای دانشگاه ها از کجا می آید؟!
آقایان کجا تشریف دارند؟!
آیا قوه ی قضاییه نباید به خاطر این ترک فعل ها، اقدامی کند؟!
شورای عالی انقلاب فرهنگی کجاست؟!
مجلس شورای اسلامی چه می کند؟!
خطابه خواندن را که من هم بلدم، آن ها که قدرت و مسئولیت دارند، کجای حمایت از اسلام و ایران و انقلاب و رهبری هستند؟!
بزرگواران! راهکار، تعویض همه ی پنجره های شکسته است! و بعد از آن اجازه ندهید یک خش به شیشه ها بیفتد! به هیچ قیمتی!
وگرنه کار از دستتان در می رود و باید دوباره چند هزار شهید بدهیم تا شاید اوضاع آرام شود!
نگران ناوها نیستیم چون آنها که باید دست به ماشه باشند، بیدارند!
اما امان از این جبهه ی یله و رها و بی صاحب فرهنگی!
حامد ملحانی
https://eitaa.com/hamedmalhani
یک جزء، یک آیه (حرّض)
فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ ۚ
پس در راه خدا به جنگ برخیز. تو فقط به [وظایف و اعمال] خودت مکلّف می باشی
وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ ۖ
مؤمنان را هم تشویق کن؛
عَسَى اللَّهُ أَنْ يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا ۚ
امید است خدا آسیب و گزند کافران را [از تو و مؤمنان] بازدارد
وَاللَّهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنْكِيلًا
و خداست که صولت وقدرتش شدیدتر، وعذاب وکیفرش سخت تر است.
خداوند در آیه ی ۸۴ سوره ی نساء به پیامبر دو دستور می دهد اولا جنگیدن با کفار و ثانیا تشویق مومنین به همراهی در جنگ!
این یعنی هم جنگ سخت، هم جنگ نرم!
هم آمادگی برای قتال، هم آماده کردن ذهن و قلب مومنین برای جنگیدن!
هم تیز کردن شمشیر، هم صیقل دادن قلب مومنین!
هم توجه به جبههی مقابل، هم رفتار مناسب با جبهه ی خودی!
در مقابل دشمنان، "فقاتل"!
در مقابل دوستان، "حرّض"!
نتیجه چه می شود؟!
آسیب ندیدن پیامبر و مومنان از کافران!
و سپس پیروزی و فتح!
تکلیف امروز ما هم همین است، ترکیب "فقاتل و حرّض"!
#جزء_پنجم
#رمضان_نوشت
حامد ملحانی
https://eitaa.com/hamedmalhani
غرب از شمال غربی
در مطلب "احتمال یک قطعیت" عرض کرده بودم به لحاظ منطق سیاسی و نظامی، هر اقدام آمریکا می بایست با شورش مسلحانه ی تجزیه طلب ها همراه شود تا امکان موفقیت داشته باشد.
چند خبر مهم در این رابطه در روزهای گذشته شنیده شد:
۱. سه روز پیش، پنج گروه تروریستی کُرد (پژاک، کومله، پاک، پ.د.ک.ی و خبات) اعلام کردند با هدف سرنگونی نظام ایران، اتحادی به نام «ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران» یا Coalition of Political Forces of Iranian Kurdistan تشکیل داده اند.
۲. همزمان در سوریه بین رژیم جولانی و SDF (نیروهای دمکراتیک سوریه) که یک گروه کُرد است پس از مدت ها درگیری مسلحانه، توافقاتی ایجاد شده است و دو سه روز پیش بین فرماندهان ارشد SDF و وزیر دفاع رژیم جولانی، دیداری صورت گرفته است. آمریکا محرک اصلی این توافقات است.
۳. دیروز ابوعلی العسکری، از مسئولین گروه کتائب حزب الله عراق، هشدار داد: "کردهای منطقه باید عقلانیت خرج دهند و وارد ماجرای نظامی که هدف آن ایران است، نشوند." او همچنین به ایران توصیه کرد: "برای هر اتفاقی که مرزهای شمال غربی را تهدید می کند، آمادگی کامل داشته باشید".
۴. دیروز، گزارش هایی مبنی بر تقویت نیروهای نظامی ایران در مرزهای غربی و شمال غربی با اعزام نیروهای بیشتر به گوش رسید.
خروجی تحلیلی این خبرها این است که به محض شلیک اولین گلوله ی آمریکایی، با یورش گروه های تروریستی کردی از غرب و شمال غرب کشور روبرو خواهیم شد.
جایی که با تحولات اخیر سوریه، عملا با همدستی کردها و جولانی، یک مسیر زمینی از کردستان عراق تا اسرائیل ایجاد شده است و امکان پشتیبانی لجستیکی و اطلاعاتی اسرائیل از این نیروهای تروریستی، بیشتر از قبل به وجود آمده است!
در واقع ناوها، عامل حواس پرتی هستند تا اتفاق اصلی از سمت کردستان بیفتد و کشور وارد جنگ داخلی و تجزیه بشود.
هوشیاری سپاه و ارتش در مقابله با این هجمه، قطعی است منتها فقط دفع حملات کافی نیست!
زمان خویشتن داری تمام شده است! اگر این پل، اسرائیل را تا لب مرزهای ایران می رساند، می بایست در مسیر عکس، توسط ایران استفاده شود.
سرطان اسرائیل فقط با حمله ی زمینی ریشه کن می شود و مقدمه ی این حمله، ورود نیروهای ایران به کردستان عراق و سوریه است!
اگر کردها این بهانه را به ایران بدهند، یک فرصت طلایی برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد می شود که می تواند مسیر تاریخ را عوض کند!
به قول شهید سلیمانی عزیز: میزان فرصتی که در بحران ها وجود دارد، در خود فرصت ها نیست!
عقربه ی قطب نمای حوادث، یک جهت را نشان می دهد: غرب از شمال غربی!
حامد ملحانی
https://eitaa.com/hamedmalhani
یک جزء، یک آیه (انت و ربک)
قَالُوا يَا مُوسَىٰ إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا ۖ
گفتند: ای موسی! تا آنان در آنجایند، ما هرگز وارد آنجا نخواهیم شد،
فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ
پس تو و پروردگارت بروید [با آنان] بجنگید که ما [تا پایان کار] در همین جا نشسته ایم
آیه ی ۲۴ سوره ی مائده به یک مکالمه ی تاریخی ۴۰۰۰ ساله مربوط است.
گوینده، قوم یهود است و مخاطب حضرت موسی علیه السلام!
این گفتگو واقعا عجیب است!
لحن این قوم سراسر توهین و تکبر و دنیاخواهی است!
خطاب به چه کسی؟ پیامبری با آن معجزات عظیم که آنها را با شکافتن نیل، از ظلم فرعون نجات داده است!
در جمله ی اول، از دستور خدا و پیامبر "تمرد" می کنند:
"تو و خدایت هر چه می خواهید بگویید، ما وارد شهر نمی شویم!"
در جمله ی دوم از این هم فراتر می روند و برای خدا و پیامبر، تعیین تکلیف می کنند و دستور می دهند:
"تو و خدایت بروید بجنگید ما همین جا می نشینیم"
یعنی نه تنها از خدا و پیامبرش تبعیت نمی کنند که به آنها از موضع بالا، فرمان هم میدهند!
در این تقابل، قوم یهود یک طرف میدان هستند و " انت و ربک" طرف دیگر میدان!
این دقیقا همان موضع شیطان است وقتی دستور سجده بر آدم صادر شد!
ابلیس هم تمرد کرد و هم برای خدا، خط مشی تعیین کرد!
اسرائیل امروز، ادامه ی همان قوم نافرمان متکبر دنیاطلب است!
یک طرف جنگ، آنهایند و یک طرف دیگر "ما و خدایمان"
زمان زیادی گذشته است. اجداد همه ی ما در خاکند. ولی این صف بندی تاریخی فرقی نکرده است!
#جزء_ششم
#رمضان_نوشت
حامد ملحانی
https://eitaa.com/hamedmalhani
یک جزء، یک آیه (اعجبک)
قُلْ لَا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ
بگو: ناپاک و پاک یکسان نیستند؛
وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ ۚ
هر چند فراوانی ناپاک ها تو را به شگفت آورد.
فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
پس ای صاحبان خرد! از خدا پروا کنید تا رستگار شوید.
آیه ی ۱۰۰ سوره ی مائده، یک مفهوم واضح و بدیهی را، مثل یک تابلوی بزرگ، به مخاطب، نشان می دهد!
خبیث و طیب، ابدا یکسان نیستند!
و بعد از آن ادامه می دهد، زیادی خبیث ها باعث تعجبت نشود!
نکند فکر کنی چون زیادند پس برحقند!
چون عِده و عُده دارند، پس پیروزند!
نکند کثرت باطل، روحیه ات را بشکند!
خبیث حتی اگر کثیر هم باشد در مقابل طیب حتی اگر قلیل باشد عاقبت شکست خواهد خورد!
این سرنوشت آینده است!
#رمضان_نوشت
#جزء_هفتم
حامد ملحانی
https://eitaa.com/hamedmalhani
طرف سلیمانی!
ترامپ، از آن جمعه ی تلخ، سوم ژانویه ۲۰۲۰، تا بیست و پنجم فوریه ۲۰۲۶ (یعنی دیروز)، حدود ۲۰ بار در مورد ترور شهید سلیمانی اظهار نظر کرده است.
او اولین بار در توییتی، مسئولیت مستقیم ترور را بر عهده گرفت و طی ۶ سال گذشته، علاوه بر فضای مجازی، چندین بار در سخنرانی های رسمی، که آخرین مورد آن دیروز در کنگره بود، به این ترور افتخار کرده است!
در مواضع او، این محورها برجسته هستند:
۱. معرفی سردار سلیمانی بهعنوان تهدید مستقیم برای آمریکا (توجیه ترور)
۲. تصویرسازی منفی و شخصیتزدایی (پدر بمب جاده ای)
۳. نمایش قدرت و بازدارندگی آمریکا (بهره برداری تبلیغاتی و انتخاباتی)
۴. پیوند دادن عملیات به اهداف استراتژیک منطقهای (تضعیف محور مقاومت)
در سوی مقابل، امام خامنه ای نیز، طی سال های اخیر، حدود ۴۰ بار در سخنرانی ها، دیدارها و پیام ها، به شهید سلیمانی اشاره کرده است.
در سخنان آیتالله خامنهای، چند محور ثابت درباره شهید سلیمانی تکرار شده است:
۱. معرفی مکتب سلیمانی (تعریف شخصیتی-ایدئولوژیکی)
۲. تکیه بر دانش، اخلاص و شجاعت او (ویژگی های فردی)
۳. معرفی نماد مقاومت منطقهای (نقش ژئوپلیتیک)
۴. زنده بودن اثر شهادت (گفتمان شهادت)
در واقع، نوع مواجهه با شهید سلیمانی، نمونه ی مناسبی از تقابل فکری مقام معظم رهبری در یک سوی میدان و رئیس جمهور آمریکا در طرف مقابل است.
هیچ یک از شهدای محور مقاومت، چنین نقش و جایگاهی در تفکر این دو جبهه، پیدا نکرده اند.
اثر سردار سلیمانی، بر منطقه و جهان آنقدر عمیق بوده است که حتی پس از شهادتش نیز، به معیار حق و باطل تبدیل شده است.
شگفتا! شخصیتی که عمیقا تمایل داشت، کارهایش دیده نشود و موفقیت هایش برای سایرین فاکتور شود، اینچنین اوج گرفته است!
عشق به سلیمانی یا نفرت از او، معیار حق و باطل این روزها شده است.
می گویند تعداد تکرار اسم ترامپ در اسناد اپستین، از تکرار نام حضرت عیسی در انجیل بیشتر است!
پس عجیب نیست وقتی "پیامبر اپستین" بعد از ۶ سال، هنوز با کینه و نفرت در مورد این شهید حرف می زند، نائب امام زمان، او را نمونه ی واقعی مجاهد فی سبیل الله بداند!
پس چه باک! در این جنگ رایات و روایات، ما زیر عبای خمینی و خامنه ای، در طرفی ایستاده ایم که ژنرال قاسم سلیمانی ایستاده است!
حامد ملحانی
https://eitaa.com/hamedmalhani
یک جزء، یک آیه (نار و طین)
قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ۖ
خدا فرمود: هنگامی که تو را امر کردم، چه چیز تو را مانع شد که سجده نکردی؟
قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ
گفت: من از او بهترم، مرا از آتش پدید آورده ای و او را از گِل آفریدی.
صحنه را تصور کنید:
دیالوگی بین خدا و ابلیس.
خدا، دانای مطلق است. او پاسخ سوال را می داند اما لازم است این دیالوگ شکل بگیرد. بدون پرسش خداوند، ابلیس، پاسخی نمی دهد.
پس در آیه ی ۱۲ اعراف، این صحنه روایت می شود. خداوند می پرسد "من" به تو امر کردم چرا اطاعت نکردی؟ چه چیزی مانع شد؟ دلیلش چه بود؟
شیطان جواب می دهد: تو مرا از آتش خلق کردی و آدم را از گل و چون آتش از گل، برتر است پس دلیلی ندارد بر او سجده کنم!
گناهی که معمولا در این ماجرا به آن اشاره می شود، "تکبر شیطان" است!
شیطان اولین نژادپرست تاریخ است! خودش را به واسطه ی عاملی که در آن نقش نداشته، بر دیگری برتر می بیند!
اما از این گناه مهمتر، گناه دیگری است که در لایه ی زیرین دلیل شیطان نهفته است!
خدا، علت را می پرسد و شیطان، دلیل را می گوید!
اینکه این دلیل چه چیزی است در مرتبه ی بعدی اهمیت است، آنچه مهم است اراده و نیت گفتن دلیل است!
وقتی خدا می پرسد چرا؟ به محض اینکه شیطان می گوید چون ... گناه بزرگتر اتفاق می افتد!
آن گناه، انکار صفتی از صفات خداست و انکار صفت خدا، اگر از روی عناد باشد به انکار خود خدا منجر می شود!
شیطان دلیل می آورد که یعنی خدایا یا حواست نبوده است و نفهمیده ای که من برترم و نباید به نازل تر از خودم سجده کنم! یا دانسته، چنین اجحافی را در حق من کرده ای!
این یعنی خدا، یا جاهل است یا ظالم!
یا علم ندارد یا عدالت ندارد!
و اگر چنین باشد این چه خدایی است که عالم یا عادل نیست؟!
"خود خدا پنداری" گناهی است که انسان را نیز تا مرز کفر می برد!
می گوییم چرا نماز نمی خوانی؟ جواب می دهد رابطه ی من با خدا طوری است که به این نماز مرسوم نیازی ندارد!
می پرسیم چرا روزه نمی گیری؟ می گوید چون روزه گرفتن سختی دارد!
سوال می کنیم چرا حجاب را رعایت نمی کنی؟ پاسخ می دهد دلم می خواهد! این طور بیشتر دوست دارم! این جور مد است!
خب بزرگوار! محبت کن برای خداوند متعال یک نسخه از رساله ی توضیح المسائلت را ارسال کن! شاید متنبه شود و احکامش را عوض کند!
در زندگی هر وقت به جای خدا نشستیم و حکم خدا را کنار گذاشتیم و حکم خودمان را صادر کردیم یعنی پا جای پای شیطان در نخستین گناه گذاشته ایم!
و تلاش شیطان در همه ی این چند هزار سال تاریخ بشر همین بوده است که "تبعیت" و "بندگی" را از انسان بگیرد تا به اصطلاح، انسان، "آزاد" شود و آن طور که خودش می خواهد زندگی کند غافل از اینکه در این دنیا، یا باید از خدا تبعیت کنی یا از شیطان!
مسیر یا "یخرجهم من الظلمات الی النور" است یا "یخرجونهم من النور الی الظلمات" است!
وظیفه ی ما بندگی است! خدا بودن را بگذاریم برای خود خدا!
#جزء_هشتم
#رمضان_نوشت
حامد ملحانی
https://eitaa.com/hamedmalhani
ترامپ بن یوسف
او در روستای بنی صخر، جایی حوالی طائف عربستان، حدود سال ۴۰ هجری به دنیا آمد.
کسی که حکومتش بر عراق، پیشگویی امیرالمؤمنین و نفرین امام حسین در روز عاشورا بود.
"حجاج" که در نوجوانی، چاه کنی و چوپانی و دباغی می کرد، زیر سایه ی پدرش که از سپاهیان مروان بن حکم بود، پله های ترقی را در حکومت امویان، یکی یکی طی کرد.
اولین منصب حجاج بن یوسف، رئیس پلیس فلسطین بود!
داستان رشد و ترقی او از بیت المقدس شروع شد.
او فردی خشن، قاطع، زیرک و خونریز بود که از جنگیدن و کشتن لذت می برد.
در طول سی سال خدمت او به بنی امیه، حجاج، خادم وفادار امویان بود و جنگ های بسیاری را فرماندهی کرد.
او مصعب بن زبیر را در کوفه کشت و سپس عبدالله بن زبیر را در مکه، ۹ ماه محاصره کرد و در آخر او را هم کشت.
او سپس حاکم حجاز و بعدتر حاکم عراق شد تا پیشگویی امیرالمؤمنین و نفرین فرزندش، محقق شود.
دامنه ی جنگ های او برای تحکیم حکومت امویان، به بصره، شوشتر و حتی نزدیکی اصفهان نیز رسید.
حجاج بن یوسف، کینه ی عمیقی از شیعیان داشت تا حدی که در زمانه ی او، اظهار کفر، از ابراز علاقه به تشیع، خطر کمتری داشت.
حجاج علاوه بر سبّ امیرالمؤمنین، توهین به حضرت زهرا علیها السلام را هم تشویق می کرد.
او عملا به نسل کشی شیعیان در عراق روی آورد تا حدی که برخی خاندان های شیعه نظیر طایفه ی اشعری از کوفه به قم مهاجرت کردند و این هجرت، شروع مرکزیت قم برای گسترش شیعه شد!
مورخان می گویند حجاج در طول ۳۰ سال خدمتش به بنی امیه، ۱۲۰ تا ۱۳۰ هزار انسان را کشته است.
عاقبت در رمضان یا شوال ۹۵ هجری قمری، حجاج در شهر واسط عراق به درک واصل شد.
پیش از مرگ، به جانشینش وصیت کرد، به قبرش آب بندد تا کسی محل دفنش را پیدا نکند. بعد از مرگ حجاج، خاندانش مورد غضب خلیفه ی اموی قرار گرفتند و به یمن تبعید شدند و در تاریخ گم شدند!
امروز از این حاکم خونریز و سفاک که در روز عید قربان، شیعه سر می برید، جز خاطره ای تلخ در تاریخ هیچ باقی نمانده است!
مرور این حوادث اما برای ما شیعیان ضروری است. ایران خمینی و خامنهای، قوی ترین دوره ی شیعیان پس از امیرالمؤمنین است.
در این بازه ی هزار و چهارصد ساله، خون های مظلومین بسیاری ریخته شده است. جمهوری اسلامی، خلاصه ی تلاش شیعه در دوران غیبت برای رسیدن از علی به مهدی است!
در صلح یا جنگ، پشت میز مذاکره یا کنار لانچر موشک، ماموریت تاریخی ما، رسیدن به آن جمعه ی موعود است!
آن چیزی که ترامپ در مورد آیت الله خامنه ای نمی فهمد، دقیقا همین است. او پیرمردی هشتاد و چند ساله نیست، سید علی حسینی خامنه ای، خلاصه ی اراده ی هزار و چند ساله ی شیعه است!
او نمی شکند، زانو نمی زند و تسلیم نمی شود، چه در مقابلش حجاج باشد، چه ترامپ!
حامد ملحانی
https://eitaa.com/hamedmalhani
یک جزء، یک آیه (اجراً)
وَجَاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ
و جادوگران نزد فرعون آمدند
قَالُوا إِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ
گفتند: آیا اگر پیروز شویم، حتماً برای ما پاداش و مزد قابل توجهی خواهد بود؟
داستان حضرت موسی علیه السلام بیش از هر داستان و ماجرای دیگری در قرآن ذکر شده است. آیه ی ۱۱۳ اعراف نیز به یکی از این ماجراها می پردازد.
فرعون، با دیدن معجزات حضرت موسی، می ترسد و پایه های حکومتش را لرزان می بیند. بنابراین تلاش می کند معجزه را با جادو، پاسخ دهد!
این البته سیاست همیشگی شر است که برای هر ویژگی خیر، یک نسخه ی فیک درست می کند!
جادوگران که استیصال فرعون را می بینند، همان ابتدای ماجرا، نرخ تعیین می کنند "ان لنا لاجرا"؟! البته معلوم است نسبت به این برتری تردید دارند، چون میگویند "ان کنا نحن الغالبین؟"
اینجا دو تفاوت بین ساحران و پیامبران مشخص می شود.
اول آنکه ساحران دنبال مزد و پاداش هستند. بدون حقوق و اضافه کاری و پاداش، دست به سحر نمی شوند در حالی که در جناح حق، کسی اجر دنیوی نمی خواهد! "قل لا اسئلکم علیه اجراً"
دوم آنکه ساحران به پیروزی و موفقیت خود مطمئن نیستند. با اینکه چندین نفرند، به پشتیبانی فرعون و سپاهش مطمئنند و سال ها تجربه و مهارت کسب کرده اند باز احتمال شکست می دهند. در حالی که پیامبران در سخت ترین شرایط هم به خدا توکل می کنند و آرامش دارند که "ان معی ربی سیهدین"!
این آیه دو معیار عالی برای شناخت مردان خدا به ما می دهد:
اهل اجرخواهی دنیوی نیستند
در سختی ها، به خدا توکل می کنند
#جزء_نهم
#رمضان_نوشت
حامد ملحانی
https://eitaa.com/hamedmalhani