eitaa logo
حا. میم
1.2هزار دنبال‌کننده
175 عکس
6 ویدیو
1 فایل
نوشته های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی حامد ملحانی
مشاهده در ایتا
دانلود
انسان اقیانوسی، آدم آکواریومی اگر از "آکواریوم کودکی" بیرون آمده باشید و در "اقیانوس بزرگسالی"، زندگی کردن را شنا کرده باشید حتما خوب می دانید که زندگی، انتخاب مستمر بین چند گزینه ی سخت است! می خواهید انتخاب رشته کنید، بین علاقه و آینده ی شغلی و میزان درآمد و راحتی شغل و کلاس کاری گیر می افتید! می خواهید ازدواج کنید، بین شرایط اقتصادی و ایده آل های ذهنی و واقعیت های موجود و محدودیت های خودتان گیر می افتید! می خواهید خانه بخرید بین مقدار پول و متراژ خانه و موقعیت محله و نوع منزل، گیر می افتید! هر انتخابی که می خواهید بکنید، یک جای کار می لنگد! هیچ وقت، همه چیز سر جای خودش نیست! یا وقت نیست! یا پول نیست! یا سلامتی نیست! یا حال خوش نیست! یا آدم مناسب نیست! این دقیقا خود زندگی است. و انسان، هر چه بالغ تر می شود، بیشتر یاد می گیرد خودش را با این نقص ها، سازگار کند! چرا این ها را می نویسم؟ برای تحلیل اوضاع سیاسی در این روزگار جنگ زده از آکواریوم ذهنی باید بیرون آمد! یکی می گوید کاش همین الان آتش بس بشود، راحت بشویم! آن طرف الاکلنگ، دیگری می گوید باید آنقدر جنگ ادامه داشته باشد تا اسرائیل نابود شود! هر دوی این گزاره ها، آکواریومی است! ۱. تجربه ی جنگ ۱۲ روزه نشان داده است که "آتش بس کال"، امنیت پایدار نمی آورد. اگر طرف مقابل به نقطه ای نرسد که جنگ برایش بسیار پرهزینه تر از صلح باشد، چند ماه دیگر دوباره با صدای انفجار خانه ی رهبر، از جا می پریم! امنیت موقتی، مقدمه ی ناامنی پایدار است! ۲. صدالبته که هدف غایی همه ی ما نابودی اسرائیل و فروپاشی توان استکباری آمریکاست! ولی این هدف، لزوما در کوتاه مدت و با این جنگ، امکان تحقق ندارد. در هدف گذاری و تحلیل شرایط باید واقع بین بود! نباید هیجانی و احساسی تحلیل کنیم، نباید آن قدر ایده آلیستی به جنگ نگاه کنیم که اگر آتش بس شد، احساس خسران و شکست کنیم! نباید هدف را آن قدر دور بگذاریم که تیر هیچ کداممان بهش نرسد! پایان این جنگ، ممکن است هیچ کدام از ما به "ایده آل ذهنی" خودش از صحنه ی جنگ نرسد! اما این مهم نیست. مهم این است که با عقل سرد و دل گرم، به صحنه ی جنگ‌ نگاه کنیم، نه آنقدر "خوف" داشته باشیم که گدایی صلح کنیم، نه آنقدر "رجا" داشته باشیم که محو کامل دشمن را، پروژه ای چند هفته ای ببینیم! انسان اقیانوسی، همیشه جایی بین خوف و رجا زندگی می کند! در حالی که آدم آکواریومی، یا در خوف، غوطه ور است، یا در رجا! حامد ملحانی 🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم": https://eitaa.com/hamedmalhani
میز خونین مذاکره بر اساس تجربه ی چند دهه ی گذشته، هر وقت آمریکا، سران طرف مقابلش را با ترور، ربایش، حمله ی مستقیم یا انقلاب رنگی، حذف فیزیکی یا وادار به فرار یا استعفا می کند، یکی از این سه اتفاق، رخ می دهد: ۱. سیستم از هم می پاشد و نظام سقوط می کند. مثل صدام در عراق، قذافی در لیبی و بشار اسد در سوریه. ۲. سیستم تضعیف می شود و یک فرد دست نشانده جای سران قبلی را می گیرد و با آمریکا همکاری می کند. مثل یلتسین در روسیه و رودریگز در ونزوئلا. ۳. سیستم باقی می ماند و فرد جانشین، راه رهبر قبلی را ادامه می دهد. مثل آیت الله خامنه ای در ایران. حالت اول و دوم، مطلوب نظام استکباری آمریکاست! در این برده داری قرن جدید، آمریکا می خواهد ارباب باشد و دیگران، بردگان! حالا چه سیستم کاملا از هم بپاشد و چه تضعیف شود، مراد آمریکا حاصل می شود. در حالت سوم ولی، مشکل برای آمریکا نه تنها حل نمی شود که تشدید هم می شود. چون سطح تقابل رهبر بعدی، بیشتر و تصمیمش برای مقاومت در یک جنگ وجودی، راسخ تر می شود. ترامپ این روزها حرف های ضد و نقیضی در مورد مذاکره می زند! اگر کسی فقط به توییت های آکواریومی او اکتفا کند نمی فهمد بالاخره "زمان آتش بس نرسیده است"، یا "ایران را کاملا محو کرده است" یا "کسی برای مذاکره نمانده است" و یا "مذاکره در حال انجام است"؟! مهم ترین مشکل ترامپ برای مذاکره این است که هنوز از میز مذاکره، خون رهبر شهید ایران، می چکد! پس هر چقدر هم که ترامپ، آن طرف میز بنشیند و با پروپاگاندا، این میز را واقعی جلوه بدهد، از این طرف کسی تمایلی برای نشستن بر سر "میزِ خونینِ بمباران شده" ندارد! در نتیجه برای ترامپ دو گزینه باقی می ماند، یا باید به "سیم آخر" بزند و سطح جنگ را آن قدر بالا ببرد (زدن زیرساخت، اشغال جزایر، حمله ی زمینی) که ایران، برای مذاکره و امتیاز دادن مشتاق شود یا باید پیش از شروع مذاکره، آن قدر امتیاز بدهد و توافق احتمالی را جذاب نشان بدهد که بتواند ایران را برای گفتگو مجاب کند! چه اتفاقی می افتد؟ کسی نمی داند ولی هفته ی پنجم جنگ، سمت و سوی نبرد را مشخص می کند. تنها چیزی که واضح است این است که اوضاع برای ترامپ، اصلا خوب پیش نمی رود. تیک تاک ثانیه ها، به ضرر قمارباز است! تیک تاک! تیک تاک! تیک تاک! حامد ملحانی 🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم": https://eitaa.com/hamedmalhani
خاکِ ایرانِ خدا جنگی که قرار بود سه روزه تمام شود، سه روز دیگر، یک ماهه خواهد شد. با هر متر و معیاری، تا اینجای جنگ، ترامپ در مهم ترین قمار زندگیش شکست خورده است! این شکست، برای ترامپ، غیرقابل تحمل است پس رئیس جمهور قمارباز آمریکا، شرط را بالاتر خواهد برد و قمارش را بزرگتر خواهد کرد! برای ترامپ که حتی یک روز نجنگیده است، نظر ژنرال ها و جان سربازان آمریکایی هیچ ارزشی ندارد. تنها چیزی که برای شخصیت متکبر او مهم است، باقی ماندن تصویر یک فاتح مطلق از او در تاریخ است! تنها کارتی که برای بازی در دستان او باقی مانده است حمله ی محدود زمینی و تصرف بخش هایی از خاک ایران است. تمام آنچه در مورد مذاکره و آتش بس، توسط او و رسانه هایش اعلام می شود، مقدمه ای است برای رو کردن کارت آخر! ترامپ شدیداً نیاز دارد پوتین سربازان آمریکایی به خاک ایران برسد تا برای جنگش یک پایان بندی قهرمانانه داشته باشد و برای مذاکره هم اهرم فشاری که ایران را تحت فشار قرار بدهد. این حمله به کجا خواهد بود؟! چابهار، قشم، خارک، جزایر خلیج فارس، بوشهر یا خرمشهر! گستره ای تقریبا به طول ۲۰۰۰ کیلومتر می تواند هدف او باشد ولی استراتژیک ترین نقطه، جایی است که بتواند تنگه ی هرمز را از حاکمیت ایران خارج کند! اگر ترامپ چنین تصمیمی بگیرد پاسخ ایران همزمان با کشتار سربازان متجاوز، باید اشغال زمینی یکی از پایگاه های آمریکا در حاشیه ی خلیج فارس باشد. کویت، بحرین یا امارات، می تواند هدف مشروع ایران باشد! برخلاف آنچه به نظر می رسد، آتش جنگ تحمیلی سوم، در حال شعله ورتر شدن است! از این رینگ خونین، فقط یک طرف، زنده بیرون می رود و ان شاءالله آن طرف، "ایرانِ خدا" خواهد بود! حامد ملحانی 🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم": https://eitaa.com/hamedmalhani
واکنش برگشت ناپذیر واکنش های شیمیایی به دو دسته تقسیم می شوند: برگشت پذیر و برگشت ناپذیر! در واکنش های برگشت پذیر، محصولات واکنش می توانند دوباره با هم واکنش بدهند و مواد اولیه را تولید کنند. در واکنش های برگشت ناپذیر، مسیر واکنش یک طرفه است. مواد اولیه با هم واکنش می دهند و محصولات واکنش را ایجاد می کنند و تمام! برگشت به عقبی وجود ندارد! آمریکا و نوچه هایش می خواستند ایران را به زانو در بیاورند. حالا که نتوانستند می خواهند همه چیز را برگردانند به قبل از ۲۸ فوریه/ ۹ اسفند! همه چیز یعنی تنگه ی هرمز فراخ و رایگان! یعنی میز مذاکره ی بده بستان! یعنی رابطه ی ارباب و بردگان! غافل از آنکه با اولین شلیک این جنگ، یک واکنش برگشت ناپذیر آغاز شده است! هیچ چیز دیگر شبیه قبل از جنگ نخواهد شد! و هر کس سعی کند مناسبات قبل از جنگ را بازتولید کند در زمین دشمن بازی کرده است! نه پایگاه های آمریکا در منطقه مثل قبل خواهند شد! نه تنگه ی هرمز، معبر رایگان می شود! نه کشورک های شیوخ خیکی، جرات زبان درازی پیدا خواهند کرد! برای واکنش برگشت ناپذیر، بهترین مثال، سوختن چوب و کاغذ و بنزین است! بوی دود، علامت خوبی برای برگشت ناپذیری واکنش است، بویی که این روزها از دبی تا تل آویو به مشام می رسد! حامد ملحانی 🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم": https://eitaa.com/hamedmalhani
منوی ماه دوم جنگ! با گذشت یک ماه از و تداوم حملات ایران به پایگاه های آمریکا و اسرائیل، کاملا مشخص است که جنگ بر خلاف میل مهاجمان به همان مسیری می رود که ایران می خواهد. ترامپ برای ادامه ی جنگ به این شیوه چند مشکل اساسی دارد: 1⃣ لفاظی ها و توییت پراکنی های ترامپ، اثر خودش را بر قیمت نفت و گاز از دست داده است. قیمت نفت به سمت رکوردهای تاریخی در حال حرکت است و این به معنای تورم و رکود اقتصادی در غرب است. در این میانه، اگر یک نفتکش سعودی هم در باب المندب آتش بگیرد، بازار انرژی جهان، منفجر می شود. 2⃣ اعتراضات بی سابقه ی مردم آمریکا از الان نتیجه انتخابات میان دوره ای نوامبر و احتمالا انتخابات ریاست جمهوری بعدی آمریکا را مشخص کرده است. ونس به عنوان معاون ترامپ، خیز بلندی برداشته بود تا هشت سال بعدی، مستاجر کاخ سفید باشد. رویایی که با این وضعیت تعبیر نخواهد شد. 3⃣ آمریکا بعد از فروپاشی شوروی به ابرقدرت یکه تاز جهان تبدیل شده بود. چین و روسیه در این سال ها اگرچه سلطنت این پادشاه را به رسمیت نمی شناختند اما عملا سعی می‌کردند با آمریکا سرشاخ نشوند. جنگ رمضان نشان داد "پادشاه لخت است". شکست هیمنه ی ابرقدرتی آمریکا، کار را برای رقیبانش ساده تر خواهد کرد! اگر آمریکا در ایران شکست بخورد، پس لرزه هایش به اوکراین و تایوان هم خواهد رسید. 4⃣ شکست در این جنگ برای آمریکا به منزله ی از دست دادن تسلط بر کل خاورمیانه نفتی است. کشورهای خلیج فارس، فردای جنگ برای تامین امنیت به سراغ رقبای آمریکا، به ویژه چین و روسیه می روند و بعید نیست به این دو کشور پایگاه نظامی هم در کشورشان بدهند. 5⃣ مهم ترین هدف جنگ، تامین امنیت اسرائیل بوده است. در حالی که امروز با مخروبه شدن بسیاری از سامانه های راداری و پدافندی آمریکا در منطقه، اسرائیل از هر زمان دیگری ناامن تر و بی دفاع تر است! پس آمریکا با تداوم این وضعیت که به شکست قطعی در جنگ منجر می شود، دچار تزلزل و خسران تاریخی می شود. مجموع این عوامل در کنار ویژگی های شخصیتی ترامپ و کابینه اش، نشان می دهد آمریکا برای پایان دادن به این جنگ، نیاز به یک سکانس قهرمانانه دارد! این یعنی ترامپ، مثل یک قمارباز ناامید، براساس تخیل سینمایی عمل خواهد کرد، نه عقل تاجرانه! ترامپ آمادگی ذهنی و روانی کافی برای دیدن واقعیت و قبول شکست را ندارد پس عاقلانه رفتار نمی کند! اگر این فرضیات درست باشد، ما در ماه دوم جنگ با "حمله ی زمینی محدود" آمریکایی ها روبرو خواهیم بود. این یعنی نوبت به نقطه ی قوت دیگری برای ایران رسیده است، نیروی زمینی باانگیزه، ماهر و پرانرژی! ایران برای جنگ، منوی مفصلی تدارک دیده است! هانیبال، گوشت تن خودش را خواهد خورد! حامد ملحانی 🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم": https://eitaa.com/hamedmalhani
شروع محدود، پایان نامحدود در ادامه ی مطلب قبلی () این پرسش به ذهن می آید که اگر "حمله‌ی زمینی محدود آمریکا" اتفاق بیفتد، کدام نقطه از ایران، هدف دشمن خواهد بود؟ برای پاسخ، اول باید به این پرسش بپردازیم که هدف آمریکا از این حمله چه خواهد بود؟ سقوط نظام؟ کاهش توان آفندی؟ یا ربایش اورانیوم غنی شده؟ هیچ کدام از این اهداف با حمله ی زمینی محدود و اشغال چند کیلومتر مربع محقق نمی شود. پس هدف آمریکا چه خواهد بود؟ تحت فشار قرار دادن ایران برای تسلیم بی قید و شرط و پذیرش شرایط آمریکا و در نتیجه نمایش یک پایان باشکوه برای آمریکا در جنگ! در واقع این حمله، نمادین خواهد بود و بیشتر از آنکه، ارزش نظامی داشته باشد، کارکرد سیاسی و رسانه ای خواهد داشت. با این پیش فرض، آمریکا به جایی حمله خواهد کرد که 1⃣ به پایگاه های لجستیکی اش نزدیک باشد. 2⃣ برد رسانه ای و سیاسی قابل توجهی داشته باشد. 3⃣ به دلیل شرایط منطقه، امکان حمله ی طوفانی ایران برای بازپس گیری جغرافیای اشغال شده، در کوتاه مدت وجود نداشته باشد. با توجه به این سه عامل، بانک اهداف آمریکایی ها بسیار محدود می شود. نکته ی قابل توجه، بیداری و آگاهی کامل نیروهای نظامی ایران برای واکنش سریع به هر اقدام خصمانه ای است! صد البته اگر این مرحله از جنگ توسط آمریکایی ها آنلاک شود، پاسخ ایران فقط دفع حمله ی متجاوز نخواهد بود! شروع حمله ی زمینی محدود آمریکا، پایان نامحدود عمر یکی از رژیم های موروثی منطقه خواهد بود! حامد ملحانی 🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم": https://eitaa.com/hamedmalhani
کافه کاندید سال ۱۹۷۷ اولین قسمت از سریال "ارتش سری" از شبکه ی BBC پخش شد. سریالی که داستانش در بلژیک اشغال شده توسط آلمان نازی در میانه ی جنگ جهانی دوم می گذشت. ماجرا به شبکه ی مخفی از گروه های مقاومت در بلژیک می پرداخت که وظیفه ی فراری دادن خلبانان متفقین از اروپای تحت اشغال به بریتانیا را به عهده داشت. سریالی با داستان هایی پیچیده و شخصیت هایی چند وجهی مثل کسلر، راینهارت، آلبرت، مونیک، لیزا، کرتیس و ... این سریال در دهه ی هشتاد میلادی به سرعت بین بینندگان تلویزیونی محبوب شد و پس از پخش از صدا و سیمای ایران با دوبله های حرفه ای صداپیشگان آن سال ها، به یکی از خاطره انگیزترین سریال های خارجی پس از انقلاب تبدیل شد. آنچه در این شرایط جنگی، خاطره ی محو آن سریال را برایم دوباره زنده می کند، سکانسی از آخرین قسمت سریال است! آنجایی که ارتش نازی شکست خورده است و متفقین پیروز شده اند، مردم در میدان شهر، زنانی که با آلمانی ها همکاری کرده اند را روی صندلی نشانده اند و موی سرشان را به نشانه ی تنبیه و تحقیر، از ته می تراشند! این البته نازل ترین نوع تنبیه برای خیانت به کشور است ولی همین مجازات بدون درد فیزیکی، آنچنان عمیق تصویر شده بود که سی و چند سال است در ذهنم مانده است! جنگ تمام خواهد شد و ما خواهیم ماند و خائنان! گناه خیانت به وطن، بسیار سنگین تر از تجاوز دشمن خارجی است. آخرین روز جنگ، اولین روز تنبیه و رسیدگی به خائنین است! نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم! حامد ملحانی 🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم": https://eitaa.com/hamedmalhani
بی حجاب انقلابی یک ماه از تجمع و راهپیمایی شبانه ی مردمی ایران در می گذرد. مجاهدان این جبهه ی جنگ، مردم عادی هستند که پای یکپارچگی ایران و سرفرازی پرچم جمهوری اسلامی ایستاده اند. طبیعی است در چنین جمعی، گاهی دختران و زنان کم حجاب یا بی حجابی هم حضور پیدا کنند. در این شب ها، در مقابل حضور خانم های بی حجاب، دو رویکرد غلط دیده شده است: ۱. بی حجابی یا بدحجابی، گناهی اجتماعی و بدعتی است که متاسفانه از مهر ۱۴۰۱، شیوع بیشتری پیدا کرده است. امر به معروف و نهی از منکر در مقابل این معضل اخلاقی، امری پسندیده و مطلوب است اما هر چقدر که این تذکر در حالت عادی باید با دقت و ظرافت انجام بگیرد، در شرایط جنگی و در این تجمع های خیابانی، این تذکر باید ده برابر دقیق تر و ظریف تر باشد. خانم بی حجابی که با وجود اختلاف فرهنگی، پای ایران و انقلاب ایستاده است و سربازی از لشکر خیابانی جمهوری اسلامی شده است، مجاهدی از لشکر مجاهدان خداست! این یعنی ظاهرش ایراد ندارد؟ یعنی بی حجابیش خطا و گناه نیست؟ یعنی معیار اخلاقی ما نسبی است؟ یعنی چون با جمهوری اسلامی است پس هر جور بپوشد، کسی چیزی نگوید؟! خیر برادر من! نه خواهر من! حرف این نیست! خطای او همچنان خطاست! اما گاهی سکوت کردن و خود را به ندیدن زدن و فرد را بخشی از جمع خود دانستن، بهترین امر به معروف است! گاهی تکیه بر اشتراکات باعث می شود افتراقات کم رنگ شود! اگر نهی از منکر یک گناه باعث شود فرد، معروف دیگری که دارد انجام می دهد را هم کنار بگذارد، هیچ اتفاق مثبتی نمی افتد! پس خانم های مومن و محجبه! وقتی خانم بی حجابی در تجمع های انقلابی می بینید سعی نکنید، جدی و خشن، نهی از منکرش کنید! چون نه تنها فایده ای ندارد بلکه از فردا احتمالا یک نفر از جمع انقلابی ها کمتر می شود، به جای این کار لطفا با محبت، لبخند و تقدیر از این حس وطن دوستی، با او برخورد کنید تا ان شاءالله به حسنه ی انقلابی بودنش، حسنه ی محجبه بودنش هم به تدریج اضافه شود! ۲. آن سوی بوم، البته رفتار دیگری مشاهده می شود. برخی دوستان رسانه ای چنان از حضور این خانم های بی حجاب و بدحجاب ذوق زده شده اند که فضای مجازی را از تصویر و فیلم این طیف از حاضران پر کرده اند. در واقعیت البته درصد کمی از خانم ها، بی حجابند ولی رسانه ها برای اینکه نشان بدهند از همه ی طیف ها در این تجمعات حضور دارند، این تصاویر را ضریب رسانه ای می دهند. اگر ده ها خانم چادری گوشه ی خیابان بایستند و پرچم تکان بدهند، برای عکاس فلان خبرگزاری مهم نیست اما خدا نکند یک خانم بی حجاب با سیگاری گوشه ی لبش، عکس رهبر را توی دستش داشته باشد، می شود تیتر یک اخبار فضای مجازی! این رویکرد جوزده، اجحاف در حق اکثریت محجبه و وارونه جلوه دادن واقعیت میدان است. بماند که ترویج چنین تیپ و ژستی، ایراد اخلاقی هم دارد! این جوگیری رسانه ای به دختران نوجوان ما چه پیامی می دهد؟! اگر می خواهی حتی در رسانه های انقلابی هم دیده شوی، بی حجاب انقلابی باش! دوستان! لطفا نه از آن طرف بوم بیفتید، نه از این طرف! نه در تجمعات، نوک انگشت نهی از منکرتان را توی چشم بی حجاب ها فرو کنید، نه آن ها را به نماد ملی انقلابیگری تبدیل کنید! باور کنید هر دو رویکرد افراطی و تفریطی، خطاست! حامد ملحانی 🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم": https://eitaa.com/hamedmalhani
ضربه فنی کویت در هفته ی چهارم جنگ، آبادان و خرمشهر، آماج حملات موشکی آمریکایی ها از مبدأ کشور کویت بوده اند. تا جایی که برخی از اهالی بصره، در روزهای اخیر، مستقیما این نمودار منحنی شلیک موشک ها را از کویت تا ایران، مشاهده کرده اند. اگرچه پاسخ کوبنده ی ایران، برخی از پایگاه های آمریکا در کویت را غیرعملیاتی کرده است ولی متاسفانه این حملات همچنان ادامه دارد. تا اینجای جنگ، مدل نبرد ایران، پاسخ و واکنش هم سطح و پایاپای بوده است. شاید برای موفقیت بیشتر، بهتر باشد این مدل تغییر کند! چرا باید منتظر حمله ی زمینی آمریکا باشیم تا واکنش متقابل نشان بدهیم؟ وقتی مبدأ حملات مستقیم به ایران، در فاصله ی چند ده کیلومتری خاک ماست، چرا باید محدود به مرزهایی باشیم که آن سویش، دشمن به ما موشک شلیک می کند؟ چرا باید به قواعد پیش از ۹ اسفند، پایبند باشیم؟ بستن تنگه ی هرمز، ابتکار و کنشی بود که فعالانه توسط نیروهای نظامی ما به کار گرفته شد و جهان را شوکه کرد، پس چرا محدود به واکنش بمانیم و نسخه های دیگری از توانمندی هایمان را رو نکنیم؟ در ابتدای جنگ عرض کردم و امروز با اطمینان بیشتری می گویم: "عبور از مرزهای کویت و حمله ی زمینی به پایگاه های آمریکایی، نقطه ی عطف جنگ رمضان خواهد بود!" مزیت نسبی ایران، صدها هزار رزمنده ی تشنه ی مبارزه با آمریکایی هاست! اگر انرژی این فنر فشرده شده، آزاد شود و از جنوب عراق و جنوب ایران، به کویت حمله ی زمینی شود، علاوه بر تنگه ی هرمز، اهرم فشار مهم دیگری در دست ایران قرار می گیرد! تا دیر نشده باید به فن آمریکایی ها، بدل بزنیم! کویت، گزینه ی خوبی برای ضربه ی فنی است! حامد ملحانی 🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم": https://eitaa.com/hamedmalhani
پرهزینه ترین جنگ یک ماهه ی آمریکا! حدود ۲۷ میلیارد دلار در یک ماه! یعنی روزی ۹۰۰ میلیون دلار! معادل ارزش ۹ میلیون بشکه نفت در روز! حامد ملحانی 🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم": https://eitaa.com/hamedmalhani
دوپینگ جنگ زندگی، موسیقی متن ندارد. لحظات حساسش، اسلوموشن نمی شود. فلش بک و فلش فوروارد ندارد. در زمان تصمیم های حساس، کسی از تو کلوزآپ نمی گیرد. نمی شود در لانگ شات افق زندگی، سوار بر اسب، در غروب، محو شوی. زندگی، کیفیت 4K ندارد. دیالوگ های ماندگار هم ندارد. زندگی همه ی ما، فقط زندگی است، نه یک فیلم سینمایی خوش آب و رنگ! زندگی، خیلی عادی جلو می رود و خیلی عادی تمام می شود! با این حال، آنچه واقعی است، همین زندگی معمولی است! و قهرمان های واقعی، از دل همین زندگی های معمولی بیرون می آیند! اما گاهی در همین جریان عادی، لحظاتی هست که انگار فرصت سقوط و صعود عجیبی به آدم می دهند! و جنگ، یکی از مهم ترین این لحظات است! جنگ، دوپینگ زندگی آدم معمولی هاست! جنگ، ظرفیت آدم ها را آزاد می کند! در جنگ، پلیدها، پلیدتر می شوند و شریف ها، شهیدتر! جنگ، آسانسور انسانیت است، بستگی دارد دکمه ی بالا را بزنی یا پایین! در جنگ، وهب تازه مسلمان، می رود و می چسبد به طاق آسمان و شمر کهنه مسلمان سقوط می کند به چاه ویل آسانسور جهان! جنگ، زمان انتخاب بین گزینه ی "صحیحِ سخت" و "غلطِ آسان" است! و امروز، در میانه ی برای هر یک از ما، یک فرصت مهم پیش آمده است! صعود خواهیم کرد یا سقوط؟! یا صاحب الزمان! اغثنا! حامد ملحانی 🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم": https://eitaa.com/hamedmalhani
پترودلار، شیشه ی عمر امپراتوری در سال ۱۹۴۴، که جنگ جهانی دوم به انتهای خود نزدیک شده بود و چشم انداز شکست آلمان نازی، بیش از هر زمان دیگری، قابل دیدن بود، آمریکا، در توافق "برتون وودز"، سیستمی از نرخ های مبادله ی ثابت بر مبنای دلار و با پشتوانه ی طلا ایجاد کرد. سیستمی که به ارتباط مستقیم دلار و طلا مربوط بود و برای حدود ۲۵ سال، مبنای معاملات اقتصادی جهان پس از جنگ شد و منجر به ایجاد بانک جهانی و صندوق بین المللی پول گردید! در سال ۱۹۷۱، ریچارد نیکسون، رئیس جمهور وقت آمریکا، در مواجهه با افزایش تورم، هزینه های جنگ با ویتنام و افزایش هزینه های داخلی، به طور ناگهانی، قابلیت تبدیل دلار به طلا را متوقف کرد. این اقدام نیکسون، موجب سقوط آزاد دلار شد. در نتیجه آمریکا به دنبال راهکار جایگزینی برای حفظ ارزش دلار افتاد. در همین شرایط، مذاکراتی بین واشینگتن و ریاض شروع شد. آمریکا می خواست، نفت فقط با دلار خرید و فروش شود و در واقع، نفت به جای طلا، پشتوانه ی دلار شود. در حالی که این مذاکرات بین طرفین ادامه داشت در سال ۱۹۷۳ جنگ بین اعراب و اسرائیل اتفاق افتاد. این جنگ، انگیزه ی لازم به عربستان را برای پذیرش پیشنهاد آمریکا داد، تضمین امنیت عربستان از سوی آمریکا در مقابل تعهد عربستان به فروش نفت فقط به دلار! سال ۱۹۷۴، شروع همزیستی نفت و دلار بود، ارتباطی که بعدها به "پترودلار" معروف شد! بعد از عربستان، دیگر کشورهای تولیدکننده ی نفت هم به این روند پیوستند و دلار به ارز رایج معاملات نفتی در سرتاسر جهان تبدیل شد! اما پترودلار چه مزیتی برای آمریکا دارد؟ کشورهای دنیا یا صادرکننده ی نفت هستند یا وارد کننده ی نفت، در نتیجه فرآیند بازیافت پترودلار دو اثر مهم دارد: ۱. تثبیت قدرت دلار به عنوان ارز مرجع: کشورهای واردکننده برای خرید نفت به دلار نیاز دارند در نتیجه تقاضا برای این ارز به‌طور ساختاری همیشه، بالا می‌ماند. این مزیت برای آمریکا نتایج اقتصادی و سیاسی مهمی دارد. از نظر اقتصادی، جریان مداوم سرمایه دلاری از سراسر جهان به آمریکا، تقاضا برای اوراق قرضه خزانه‌داری را بالا می‌برد، که باعث کاهش نرخ بهره و هزینه استقراض دولت آمریکا می‌شود. این یعنی واشینگتن می‌تواند کسری بودجه‌های بزرگ را بدون فشار تورمی سنگین تامین مالی کند. از نظر سیاسی نیز، آمریکا می تواند دشمنانش را با تحریم دلاری در تنگنا قرار دهد. ۲. برگشت سرمایه به اقتصاد آمریکا: کشورهای صادرکننده ی نفت، در مقابل نفتی که می فروشند، دلار دریافت می کنند. آنها وقتی مازاد دلاری خود را در اوراق خزانه‌داری، سهام یا پروژه‌های مختلف آمریکا سرمایه‌گذاری می‌کنند، بخش قابل توجهی از درآمد نفتی خود را به‌طور مستقیم به چرخه اقتصادی آمریکا بازمی‌گردانند؛ این سرمایه‌گذاری‌ها به تامین مالی بدهی‌های دولت کمک کرده، نقدینگی و عمق بازارهای مالی آمریکا را افزایش می‌دهند و با کاهش هزینه‌های تامین مالی، توان رقابتی شرکت‌های آمریکایی را در جذب سرمایه و گسترش فعالیت‌های اقتصادی بهبود می‌بخشند. در نتیجه کاملا مشخص است که هیمنه ی امپراتوری ایالات متحده ی آمریکا بر دلار بنا شده و پشتوانه ی دلار هم، نفتی است که فقط با این ارز خرید و فروش می شود. در واقع پترودلار، شیشه ی عمر آمریکاست! در چنین وضعیتی مشخص است اگر خرید و فروش بخش قابل توجهی از نفت جهان به جای دلار آمریکا با یوآن چین انجام شود چه سونامی عظیمی برای اقتصاد آمریکا اتفاق می افتد! پترودلار، پاشنه ی آشیلی است که ایران می تواند آن را هدف بگیرد. اگر ایران، خروج نفت از تنگه ی هرمز را صرفا مشروط به خرید و فروش نفت براساس یوآن چین بکند، پیمان دهه ی ۷۰ آمریکا و عربستان کارایی خود را از دست می دهد و آقایی آمریکا در اقتصاد جهان، به لرزه می افتد! شاید سرنوشت این بوده است که یک جنگ پترودلار را به دنیا بیاورد و جنگی دیگر، آن را بکشد! خواهیم دید چه خواهد شد! حامد ملحانی 🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم": https://eitaa.com/hamedmalhani/593