منوی ماه دوم جنگ!
با گذشت یک ماه از #جنگ_تحمیلی_سوم و تداوم حملات ایران به پایگاه های آمریکا و اسرائیل، کاملا مشخص است که جنگ بر خلاف میل مهاجمان به همان مسیری می رود که ایران می خواهد.
ترامپ برای ادامه ی جنگ به این شیوه چند مشکل اساسی دارد:
1⃣ لفاظی ها و توییت پراکنی های ترامپ، اثر خودش را بر قیمت نفت و گاز از دست داده است. قیمت نفت به سمت رکوردهای تاریخی در حال حرکت است و این به معنای تورم و رکود اقتصادی در غرب است. در این میانه، اگر یک نفتکش سعودی هم در باب المندب آتش بگیرد، بازار انرژی جهان، منفجر می شود.
2⃣ اعتراضات بی سابقه ی مردم آمریکا از الان نتیجه انتخابات میان دوره ای نوامبر و احتمالا انتخابات ریاست جمهوری بعدی آمریکا را مشخص کرده است. ونس به عنوان معاون ترامپ، خیز بلندی برداشته بود تا هشت سال بعدی، مستاجر کاخ سفید باشد. رویایی که با این وضعیت تعبیر نخواهد شد.
3⃣ آمریکا بعد از فروپاشی شوروی به ابرقدرت یکه تاز جهان تبدیل شده بود. چین و روسیه در این سال ها اگرچه سلطنت این پادشاه را به رسمیت نمی شناختند اما عملا سعی میکردند با آمریکا سرشاخ نشوند. جنگ رمضان نشان داد "پادشاه لخت است". شکست هیمنه ی ابرقدرتی آمریکا، کار را برای رقیبانش ساده تر خواهد کرد! اگر آمریکا در ایران شکست بخورد، پس لرزه هایش به اوکراین و تایوان هم خواهد رسید.
4⃣ شکست در این جنگ برای آمریکا به منزله ی از دست دادن تسلط بر کل خاورمیانه نفتی است. کشورهای خلیج فارس، فردای جنگ برای تامین امنیت به سراغ رقبای آمریکا، به ویژه چین و روسیه می روند و بعید نیست به این دو کشور پایگاه نظامی هم در کشورشان بدهند.
5⃣ مهم ترین هدف جنگ، تامین امنیت اسرائیل بوده است. در حالی که امروز با مخروبه شدن بسیاری از سامانه های راداری و پدافندی آمریکا در منطقه، اسرائیل از هر زمان دیگری ناامن تر و بی دفاع تر است!
پس آمریکا با تداوم این وضعیت که به شکست قطعی در جنگ منجر می شود، دچار تزلزل و خسران تاریخی می شود.
مجموع این عوامل در کنار ویژگی های شخصیتی ترامپ و کابینه اش، نشان می دهد آمریکا برای پایان دادن به این جنگ، نیاز به یک سکانس قهرمانانه دارد!
این یعنی ترامپ، مثل یک قمارباز ناامید، براساس تخیل سینمایی عمل خواهد کرد، نه عقل تاجرانه!
ترامپ آمادگی ذهنی و روانی کافی برای دیدن واقعیت و قبول شکست را ندارد پس عاقلانه رفتار نمی کند!
اگر این فرضیات درست باشد، ما در ماه دوم جنگ با "حمله ی زمینی محدود" آمریکایی ها روبرو خواهیم بود.
این یعنی نوبت به نقطه ی قوت دیگری برای ایران رسیده است، نیروی زمینی باانگیزه، ماهر و پرانرژی!
ایران برای جنگ، منوی مفصلی تدارک دیده است!
هانیبال، گوشت تن خودش را خواهد خورد!
حامد ملحانی
🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم":
https://eitaa.com/hamedmalhani
شروع محدود، پایان نامحدود
در ادامه ی مطلب قبلی (#منوی_ماه_دوم_جنگ) این پرسش به ذهن می آید که اگر "حملهی زمینی محدود آمریکا" اتفاق بیفتد، کدام نقطه از ایران، هدف دشمن خواهد بود؟
برای پاسخ، اول باید به این پرسش بپردازیم که هدف آمریکا از این حمله چه خواهد بود؟
سقوط نظام؟ کاهش توان آفندی؟ یا ربایش اورانیوم غنی شده؟
هیچ کدام از این اهداف با حمله ی زمینی محدود و اشغال چند کیلومتر مربع محقق نمی شود.
پس هدف آمریکا چه خواهد بود؟
تحت فشار قرار دادن ایران برای تسلیم بی قید و شرط و پذیرش شرایط آمریکا و در نتیجه نمایش یک پایان باشکوه برای آمریکا در جنگ!
در واقع این حمله، نمادین خواهد بود و بیشتر از آنکه، ارزش نظامی داشته باشد، کارکرد سیاسی و رسانه ای خواهد داشت.
با این پیش فرض، آمریکا به جایی حمله خواهد کرد که
1⃣ به پایگاه های لجستیکی اش نزدیک باشد.
2⃣ برد رسانه ای و سیاسی قابل توجهی داشته باشد.
3⃣ به دلیل شرایط منطقه، امکان حمله ی طوفانی ایران برای بازپس گیری جغرافیای اشغال شده، در کوتاه مدت وجود نداشته باشد.
با توجه به این سه عامل، بانک اهداف آمریکایی ها بسیار محدود می شود.
نکته ی قابل توجه، بیداری و آگاهی کامل نیروهای نظامی ایران برای واکنش سریع به هر اقدام خصمانه ای است!
صد البته اگر این مرحله از جنگ توسط آمریکایی ها آنلاک شود، پاسخ ایران فقط دفع حمله ی متجاوز نخواهد بود!
شروع حمله ی زمینی محدود آمریکا، پایان نامحدود عمر یکی از رژیم های موروثی منطقه خواهد بود!
حامد ملحانی
🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم":
https://eitaa.com/hamedmalhani
کافه کاندید
سال ۱۹۷۷ اولین قسمت از سریال "ارتش سری" از شبکه ی BBC پخش شد. سریالی که داستانش در بلژیک اشغال شده توسط آلمان نازی در میانه ی جنگ جهانی دوم می گذشت.
ماجرا به شبکه ی مخفی از گروه های مقاومت در بلژیک می پرداخت که وظیفه ی فراری دادن خلبانان متفقین از اروپای تحت اشغال به بریتانیا را به عهده داشت.
سریالی با داستان هایی پیچیده و شخصیت هایی چند وجهی مثل کسلر، راینهارت، آلبرت، مونیک، لیزا، کرتیس و ...
این سریال در دهه ی هشتاد میلادی به سرعت بین بینندگان تلویزیونی محبوب شد و پس از پخش از صدا و سیمای ایران با دوبله های حرفه ای صداپیشگان آن سال ها، به یکی از خاطره انگیزترین سریال های خارجی پس از انقلاب تبدیل شد.
آنچه در این شرایط جنگی، خاطره ی محو آن سریال را برایم دوباره زنده می کند، سکانسی از آخرین قسمت سریال است!
آنجایی که ارتش نازی شکست خورده است و متفقین پیروز شده اند، مردم در میدان شهر، زنانی که با آلمانی ها همکاری کرده اند را روی صندلی نشانده اند و موی سرشان را به نشانه ی تنبیه و تحقیر، از ته می تراشند!
این البته نازل ترین نوع تنبیه برای خیانت به کشور است ولی همین مجازات بدون درد فیزیکی، آنچنان عمیق تصویر شده بود که سی و چند سال است در ذهنم مانده است!
جنگ تمام خواهد شد و ما خواهیم ماند و خائنان!
گناه خیانت به وطن، بسیار سنگین تر از تجاوز دشمن خارجی است.
آخرین روز جنگ، اولین روز تنبیه و رسیدگی به خائنین است!
نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم!
حامد ملحانی
🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم":
https://eitaa.com/hamedmalhani
بی حجاب انقلابی
یک ماه از تجمع و راهپیمایی شبانه ی مردمی ایران در #جبههی_خیابان می گذرد. مجاهدان این جبهه ی جنگ، مردم عادی هستند که پای یکپارچگی ایران و سرفرازی پرچم جمهوری اسلامی ایستاده اند.
طبیعی است در چنین جمعی، گاهی دختران و زنان کم حجاب یا بی حجابی هم حضور پیدا کنند.
در این شب ها، در مقابل حضور خانم های بی حجاب، دو رویکرد غلط دیده شده است:
۱. بی حجابی یا بدحجابی، گناهی اجتماعی و بدعتی است که متاسفانه از مهر ۱۴۰۱، شیوع بیشتری پیدا کرده است. امر به معروف و نهی از منکر در مقابل این معضل اخلاقی، امری پسندیده و مطلوب است اما هر چقدر که این تذکر در حالت عادی باید با دقت و ظرافت انجام بگیرد، در شرایط جنگی و در این تجمع های خیابانی، این تذکر باید ده برابر دقیق تر و ظریف تر باشد.
خانم بی حجابی که با وجود اختلاف فرهنگی، پای ایران و انقلاب ایستاده است و سربازی از لشکر خیابانی جمهوری اسلامی شده است، مجاهدی از لشکر مجاهدان خداست!
این یعنی ظاهرش ایراد ندارد؟ یعنی بی حجابیش خطا و گناه نیست؟ یعنی معیار اخلاقی ما نسبی است؟ یعنی چون با جمهوری اسلامی است پس هر جور بپوشد، کسی چیزی نگوید؟! خیر برادر من! نه خواهر من!
حرف این نیست! خطای او همچنان خطاست! اما گاهی سکوت کردن و خود را به ندیدن زدن و فرد را بخشی از جمع خود دانستن، بهترین امر به معروف است!
گاهی تکیه بر اشتراکات باعث می شود افتراقات کم رنگ شود!
اگر نهی از منکر یک گناه باعث شود فرد، معروف دیگری که دارد انجام می دهد را هم کنار بگذارد، هیچ اتفاق مثبتی نمی افتد!
پس خانم های مومن و محجبه! وقتی خانم بی حجابی در تجمع های انقلابی می بینید سعی نکنید، جدی و خشن، نهی از منکرش کنید! چون نه تنها فایده ای ندارد بلکه از فردا احتمالا یک نفر از جمع انقلابی ها کمتر می شود، به جای این کار لطفا با محبت، لبخند و تقدیر از این حس وطن دوستی، با او برخورد کنید تا ان شاءالله به حسنه ی انقلابی بودنش، حسنه ی محجبه بودنش هم به تدریج اضافه شود!
۲. آن سوی بوم، البته رفتار دیگری مشاهده می شود. برخی دوستان رسانه ای چنان از حضور این خانم های بی حجاب و بدحجاب ذوق زده شده اند که فضای مجازی را از تصویر و فیلم این طیف از حاضران پر کرده اند. در واقعیت البته درصد کمی از خانم ها، بی حجابند ولی رسانه ها برای اینکه نشان بدهند از همه ی طیف ها در این تجمعات حضور دارند، این تصاویر را ضریب رسانه ای می دهند. اگر ده ها خانم چادری گوشه ی خیابان بایستند و پرچم تکان بدهند، برای عکاس فلان خبرگزاری مهم نیست اما خدا نکند یک خانم بی حجاب با سیگاری گوشه ی لبش، عکس رهبر را توی دستش داشته باشد، می شود تیتر یک اخبار فضای مجازی!
این رویکرد جوزده، اجحاف در حق اکثریت محجبه و وارونه جلوه دادن واقعیت میدان است.
بماند که ترویج چنین تیپ و ژستی، ایراد اخلاقی هم دارد!
این جوگیری رسانه ای به دختران نوجوان ما چه پیامی می دهد؟! اگر می خواهی حتی در رسانه های انقلابی هم دیده شوی، بی حجاب انقلابی باش!
دوستان! لطفا نه از آن طرف بوم بیفتید، نه از این طرف!
نه در تجمعات، نوک انگشت نهی از منکرتان را توی چشم بی حجاب ها فرو کنید، نه آن ها را به نماد ملی انقلابیگری تبدیل کنید!
باور کنید هر دو رویکرد افراطی و تفریطی، خطاست!
حامد ملحانی
🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم":
https://eitaa.com/hamedmalhani
ضربه فنی کویت
در هفته ی چهارم جنگ، آبادان و خرمشهر، آماج حملات موشکی آمریکایی ها از مبدأ کشور کویت بوده اند.
تا جایی که برخی از اهالی بصره، در روزهای اخیر، مستقیما این نمودار منحنی شلیک موشک ها را از کویت تا ایران، مشاهده کرده اند.
اگرچه پاسخ کوبنده ی ایران، برخی از پایگاه های آمریکا در کویت را غیرعملیاتی کرده است ولی متاسفانه این حملات همچنان ادامه دارد.
تا اینجای جنگ، مدل نبرد ایران، پاسخ و واکنش هم سطح و پایاپای بوده است. شاید برای موفقیت بیشتر، بهتر باشد این مدل تغییر کند!
چرا باید منتظر حمله ی زمینی آمریکا باشیم تا واکنش متقابل نشان بدهیم؟
وقتی مبدأ حملات مستقیم به ایران، در فاصله ی چند ده کیلومتری خاک ماست، چرا باید محدود به مرزهایی باشیم که آن سویش، دشمن به ما موشک شلیک می کند؟
چرا باید به قواعد پیش از ۹ اسفند، پایبند باشیم؟
بستن تنگه ی هرمز، ابتکار و کنشی بود که فعالانه توسط نیروهای نظامی ما به کار گرفته شد و جهان را شوکه کرد، پس چرا محدود به واکنش بمانیم و نسخه های دیگری از توانمندی هایمان را رو نکنیم؟
در ابتدای جنگ عرض کردم و امروز با اطمینان بیشتری می گویم:
"عبور از مرزهای کویت و حمله ی زمینی به پایگاه های آمریکایی، نقطه ی عطف جنگ رمضان خواهد بود!"
مزیت نسبی ایران، صدها هزار رزمنده ی تشنه ی مبارزه با آمریکایی هاست!
اگر انرژی این فنر فشرده شده، آزاد شود و از جنوب عراق و جنوب ایران، به کویت حمله ی زمینی شود، علاوه بر تنگه ی هرمز، اهرم فشار مهم دیگری در دست ایران قرار می گیرد!
تا دیر نشده باید به فن آمریکایی ها، بدل بزنیم!
کویت، گزینه ی خوبی برای ضربه ی فنی است!
حامد ملحانی
🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم":
https://eitaa.com/hamedmalhani
پرهزینه ترین جنگ یک ماهه ی آمریکا!
حدود ۲۷ میلیارد دلار در یک ماه!
یعنی روزی ۹۰۰ میلیون دلار!
معادل ارزش ۹ میلیون بشکه نفت در روز!
حامد ملحانی
🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم":
https://eitaa.com/hamedmalhani
دوپینگ جنگ
زندگی، موسیقی متن ندارد.
لحظات حساسش، اسلوموشن نمی شود.
فلش بک و فلش فوروارد ندارد.
در زمان تصمیم های حساس، کسی از تو کلوزآپ نمی گیرد.
نمی شود در لانگ شات افق زندگی، سوار بر اسب، در غروب، محو شوی.
زندگی، کیفیت 4K ندارد.
دیالوگ های ماندگار هم ندارد.
زندگی همه ی ما، فقط زندگی است، نه یک فیلم سینمایی خوش آب و رنگ!
زندگی، خیلی عادی جلو می رود و خیلی عادی تمام می شود!
با این حال، آنچه واقعی است، همین زندگی معمولی است!
و قهرمان های واقعی، از دل همین زندگی های معمولی بیرون می آیند!
اما گاهی در همین جریان عادی، لحظاتی هست که انگار فرصت سقوط و صعود عجیبی به آدم می دهند! و جنگ، یکی از مهم ترین این لحظات است!
جنگ، دوپینگ زندگی آدم معمولی هاست!
جنگ، ظرفیت آدم ها را آزاد می کند!
در جنگ، پلیدها، پلیدتر می شوند و شریف ها، شهیدتر!
جنگ، آسانسور انسانیت است، بستگی دارد دکمه ی بالا را بزنی یا پایین!
در جنگ، وهب تازه مسلمان، می رود و می چسبد به طاق آسمان و شمر کهنه مسلمان سقوط می کند به چاه ویل آسانسور جهان!
جنگ، زمان انتخاب بین گزینه ی "صحیحِ سخت" و "غلطِ آسان" است!
و امروز، در میانه ی #جنگ_تحمیلی_سوم برای هر یک از ما، یک فرصت مهم پیش آمده است! صعود خواهیم کرد یا سقوط؟!
یا صاحب الزمان! اغثنا!
حامد ملحانی
🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم":
https://eitaa.com/hamedmalhani
پترودلار، شیشه ی عمر امپراتوری
در سال ۱۹۴۴، که جنگ جهانی دوم به انتهای خود نزدیک شده بود و چشم انداز شکست آلمان نازی، بیش از هر زمان دیگری، قابل دیدن بود، آمریکا، در توافق "برتون وودز"، سیستمی از نرخ های مبادله ی ثابت بر مبنای دلار و با پشتوانه ی طلا ایجاد کرد.
سیستمی که به ارتباط مستقیم دلار و طلا مربوط بود و برای حدود ۲۵ سال، مبنای معاملات اقتصادی جهان پس از جنگ شد و منجر به ایجاد بانک جهانی و صندوق بین المللی پول گردید!
در سال ۱۹۷۱، ریچارد نیکسون، رئیس جمهور وقت آمریکا، در مواجهه با افزایش تورم، هزینه های جنگ با ویتنام و افزایش هزینه های داخلی، به طور ناگهانی، قابلیت تبدیل دلار به طلا را متوقف کرد. این اقدام نیکسون، موجب سقوط آزاد دلار شد. در نتیجه آمریکا به دنبال راهکار جایگزینی برای حفظ ارزش دلار افتاد.
در همین شرایط، مذاکراتی بین واشینگتن و ریاض شروع شد. آمریکا می خواست، نفت فقط با دلار خرید و فروش شود و در واقع، نفت به جای طلا، پشتوانه ی دلار شود.
در حالی که این مذاکرات بین طرفین ادامه داشت در سال ۱۹۷۳ جنگ بین اعراب و اسرائیل اتفاق افتاد. این جنگ، انگیزه ی لازم به عربستان را برای پذیرش پیشنهاد آمریکا داد، تضمین امنیت عربستان از سوی آمریکا در مقابل تعهد عربستان به فروش نفت فقط به دلار!
سال ۱۹۷۴، شروع همزیستی نفت و دلار بود، ارتباطی که بعدها به "پترودلار" معروف شد!
بعد از عربستان، دیگر کشورهای تولیدکننده ی نفت هم به این روند پیوستند و دلار به ارز رایج معاملات نفتی در سرتاسر جهان تبدیل شد!
اما پترودلار چه مزیتی برای آمریکا دارد؟
کشورهای دنیا یا صادرکننده ی نفت هستند یا وارد کننده ی نفت، در نتیجه فرآیند بازیافت پترودلار دو اثر مهم دارد:
۱. تثبیت قدرت دلار به عنوان ارز مرجع:
کشورهای واردکننده برای خرید نفت به دلار نیاز دارند در نتیجه تقاضا برای این ارز بهطور ساختاری همیشه، بالا میماند. این مزیت برای آمریکا نتایج اقتصادی و سیاسی مهمی دارد. از نظر اقتصادی، جریان مداوم سرمایه دلاری از سراسر جهان به آمریکا، تقاضا برای اوراق قرضه خزانهداری را بالا میبرد، که باعث کاهش نرخ بهره و هزینه استقراض دولت آمریکا میشود. این یعنی واشینگتن میتواند کسری بودجههای بزرگ را بدون فشار تورمی سنگین تامین مالی کند.
از نظر سیاسی نیز، آمریکا می تواند دشمنانش را با تحریم دلاری در تنگنا قرار دهد.
۲. برگشت سرمایه به اقتصاد آمریکا:
کشورهای صادرکننده ی نفت، در مقابل نفتی که می فروشند، دلار دریافت می کنند. آنها وقتی مازاد دلاری خود را در اوراق خزانهداری، سهام یا پروژههای مختلف آمریکا سرمایهگذاری میکنند، بخش قابل توجهی از درآمد نفتی خود را بهطور مستقیم به چرخه اقتصادی آمریکا بازمیگردانند؛ این سرمایهگذاریها به تامین مالی بدهیهای دولت کمک کرده، نقدینگی و عمق بازارهای مالی آمریکا را افزایش میدهند و با کاهش هزینههای تامین مالی، توان رقابتی شرکتهای آمریکایی را در جذب سرمایه و گسترش فعالیتهای اقتصادی بهبود میبخشند.
در نتیجه کاملا مشخص است که هیمنه ی امپراتوری ایالات متحده ی آمریکا بر دلار بنا شده و پشتوانه ی دلار هم، نفتی است که فقط با این ارز خرید و فروش می شود. در واقع پترودلار، شیشه ی عمر آمریکاست!
در چنین وضعیتی مشخص است اگر خرید و فروش بخش قابل توجهی از نفت جهان به جای دلار آمریکا با یوآن چین انجام شود چه سونامی عظیمی برای اقتصاد آمریکا اتفاق می افتد!
پترودلار، پاشنه ی آشیلی است که ایران می تواند آن را هدف بگیرد.
اگر ایران، خروج نفت از تنگه ی هرمز را صرفا مشروط به خرید و فروش نفت براساس یوآن چین بکند، پیمان دهه ی ۷۰ آمریکا و عربستان کارایی خود را از دست می دهد و آقایی آمریکا در اقتصاد جهان، به لرزه می افتد!
شاید سرنوشت این بوده است که یک جنگ پترودلار را به دنیا بیاورد و جنگی دیگر، آن را بکشد!
خواهیم دید چه خواهد شد!
حامد ملحانی
🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم":
https://eitaa.com/hamedmalhani/593
هویج له شده ی ترامپ
سخنرانی ۲۰ دقیقه ای ترامپ به پایان رسید و تقریبا هیچ نکته ی جدیدی به مواضع قبلی او اضافه نشد. قیمت نفت بلافاصله بعد از پایان نمایش تبلیغاتی ترامپ، بالا رفت و این نشان می دهد که جهان دیگر لفاظی های او را باور ندارد!
اما تفاوت ترامپ با رئیسجمهورهای قبلی آمریکا چیست؟ چرا دست او اینقدر برای همه، رو شده است؟
روسای جمهور آمریکا پس از جنگ جهانی دوم برای کنترل جهان و تحت فشار قرار دادن دشمنانشان از دو ابزار "جنگ و دیپلماسی" یا همان "چماق و هویج" استفاده کرده اند.
در طول ۸۰ سال اخیر، هویج آمریکایی یا از طریق مذاکره ی مستقیم و ارتباط دیپلماتیکِ فعال به کار گرفته می شد و یا از طریق نهادهای بین المللی مثل شورای امنیت، سازمان انرژی اتمی، شورای حقوق بشر و ...!
ترامپ دو اشتباه اساسی کرده است:
اولا او از نهادهای بین المللی که حافظ پنهان منافع آمریکا بوده اند اعتبار زدایی کرده است. این نهادها پس از جنگ جهانی دوم عملا نگهبان منافع غرب بوده اند و هر جا آمریکا در میدان کم می آورد به کمک او می آمدند. روحیه ی متکبرانه ی ترامپ این قابلیت را حذف کرده است. سازمان ملل، شورای امنیت و متحدان اروپایی ترامپ توسط خود او بی ارزش و اعتبار شده اند، پس امروز هم در مواجهه با ایران، قابلیت بهره برداری ندارند!
ثانیا او با فرض قدرت نظامی بالای خود، دو بار در یک سال، میز مذاکره را بمباران کرده است. یعنی آنچنان به قوت چماق خود مطمئن بوده است که هویج را زیر پایش له کرده است. او در روز اول جنگ، بالاترین مقام سیاسی و نظامی طرف مقابل را ترور کرده است و در طول جنگ نیز به افرادی که می توانستند با او تعامل دیپلماتیک داشته باشند، ضربه ی فیزیکی زده است. در واقع ترامپ، خودش تمام راه ها برای دیپلماسی را مسدود کرده است! به همین دلیل، برخلاف توهم ترامپ، آن طرف میز مذاکره ی خونین، هیچ مسئول ایرانی ننشسته است و آمریکا یکی از ابزارهای خودش را برای کنترل اوضاع از دست داده است. در نتیجه فقط، میدان نظامی برای او باقی مانده است!
در غیاب هویج، ماجرا تا شکستن چماق یکی از طرفین پیش خواهد رفت. همچنان #منوی_ماه_دوم جنگ، درگیری نظامی بیشتر است!
حامد ملحانی
🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم":
https://eitaa.com/hamedmalhani
اخراج سرمربی
معروف است که در ورزش می گویند "به ترکیب تیم برنده دست نزنید"
وقتی تیمی در حال قهرمان شدن است و بازی پشت بازی، دارد می برد و بزودی قهرمان لیگ یا جام جهانی می شود هیچ کس سرمربیش را اخراج نمی کند!
اما وقتی تیمی در حال سقوط و افول است و نتیجه، راضی کننده نیست، صاحبان باشگاه معمولا در خروج را به سرمربی نشان می دهند!
وزیر جنگ آمریکا، طبق گزارش رسانه های آمریکایی تا به حال، دستور اخراج سه ژنرال ارتش آمریکا، از جمله رئیس ستاد ارتش را داده است!
این اخراج دو احتمال را نشان می دهد:
از نظر راس هرم آمریکا، یا تا به حال عملکرد ارتش آمریکا، پیروزمندانه نبوده است و مقصران شکست، در حال تنبیه هستند یا آمریکا برنامه ی نظامی دارد که این ژنرال ها با انجامش مخالف هستند و وزیر جنگ در حال پاکسازی مخالفین در ارتش است!
هر یک از این دو احتمال که باشد، اخراج ژنرال های چهار ستاره به عنوان متخصص ترین نظامیان ارتش آمریکا در میانه ی جنگ، نشانه ی مثبتی برای ایالات متحده نیست!
این یعنی یا متخصصین نظامی آمریکا تا به حال شکست خورده اند، یا متخصصین نظامی آمریکا معتقدند قرار است بزودی شکست بخورند!
به نظر می رسد بزودی وزیر جنگ آمریکا هم توسط ترامپ به چنین سرنوشتی دچار شود!
حامد ملحانی
🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم":
https://eitaa.com/hamedmalhani
آنچه امروز اتفاق افتاد، از چند جنبه لطف خدا بود:
۱. سرنگونی یک جنگنده ی آمریکایی در مرکز ایران، به تیتر یک اخبار دنیا تبدیل شده است و روایت ترامپ از پیروزی و برتری بر ایران را به شدت زیر سوال برده است.
۲. قبل از هلی برن یا حمله زمینی احتمالی آمریکا، روحیه، انگیزه و حساسیت مردم را برای واکنش بعدی بالا برده است.
۳. اثر تسلیح عشایر و پایگاه های بسیج به سلاح های دوش پرتاب را نشان داده است. نقصی که امروز به وضوح در پدافند نامتقارن و مردمی ما دیده شد و باید زودتر برطرف شود.
۴. روحیه ی نظامیان آمریکایی پایین آمده است. آسمان برای خلبان هایشان امن نیست. روی زمین، هزاران نفر، به کوه و بیابان زده اند تا اسیر بگیرند. نیروهای پشتیبانی (یک هلیکوپتر و یک جنگنده A10) هم مورد اصابت قرار گرفته اند.
حامد ملحانی
🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم":
https://eitaa.com/hamedmalhani
ظریفاً هیچ!
دوستی پرسید: نظرت در مورد مقاله ی ظریف چیست؟
پاسخ دادم: #تقریباً_هیچ!
با تعجب پرسید: چرا؟!
عرض کردم: اولاً ظریف، از جنگ ۱۲ روزه به این طرف، یک "میت سیاسی" محسوب می شود. ایده و مدل تفکر او مرده است و حتی در وزارت خارجه ی معاون سابقش، دکتر عراقچی هم طرفداری ندارد. پرداختن مجدد به ظریف، زنده کردن دوباره ی اوست!
ثانیاً ظریف مقاله اش را به انگلیسی و در یک نشریه ی آمریکایی چاپ کرده است. مخاطب پیام او، نه نظام جمهوری اسلامی بوده است و نه مردم ایران.
او برای آمریکایی ها، این پالس را فرستاده است که خودش و تفکرش جایگزین مناسبی برای حاکمیت موجودند!
این خوش رقصی را نه آمریکایی ها جدی می گیرند و نه مردم ایران، مجال حیات می دهند!
ثالثاً مردم در خیابان و نظامی ها در میدان، مشغول جهادند. دشمن اصلی، آمریکا و اسرائیل است. پادوهای داخلی و خارجی غرب، نباید تمرکز و انرژی مردم انقلابی را بگیرند! این جریان، حقیرتر از آن است که حتی بخواهد در شعارهای کوبنده ی مردم جایی داشته باشد! بنابراین بهتر است با بی اعتنایی از کنارش بگذریم!
دوستم گفت: خدا را شکر که تقریبا هیچ نظری نداشتی! اگر نظر خاصی داشتی لابد تا تاسعاً و عاشراً هم می خواستی برایم ردیف کنی!
حامد ملحانی
🔻جهت عضویت در کانال "حا. میم":
https://eitaa.com/hamedmalhani