بیومون چک شد؟ فلوت زن سابق
خب بگو دلت واسه دمپایی بنفشم تنگ شده چرا قضیه رو میپیچونی؟؟؟
خیر تنگ نشده
دروغ که نمیگممم
چجوری با امادگی کنار میاین؟
من واقعا نمیتونم.. پنج درس مونده :)))
بیومون چک شد؟ فلوت زن سابق
خیر تنگ نشده دروغ که نمیگممم
دروغ میگی مثل... پروانه
بیومون چک شد؟ فلوت زن سابق
چجوری با امادگی کنار میاین؟ من واقعا نمیتونم.. پنج درس مونده :)))
من که تمومش کردم خداروشکرررر
بیومون چک شد؟ فلوت زن سابق
ما توی پین دیلی نگفتیم چند سالمونه...
عه راست میگی..باید بگیم؟ سن یه عدده😂😭
جنگ نرم اقتصادی چیست؟ جنگ نرم سیاسی چیست؟ جنگ نرم کوفت چیست؟ جنگ نرم زهر مار چیست؟
هدایت شده از دنیای موازی؛
دونا عجله کن
باشه دارم میام .
دونا کتابی را از کتابخانه کلبه برداشت و درون کیفش گذاشت .
راستی گلوریا
ها چی شده؟؟
مگه قرار نبود منتظر لیون وکلارا بمونیم
واییی خداا
یادم رفته بود.
پس اینا کجان؟؟
صدایی از پشت درخت ها به گوش رسید .
جادوی سیاه چاله جابه جایی
و لحظه بعد لیون و کلارا روی سقف کلبه دونا و گلوریا بودند
عوو سلام بچه ها؛ دیر که نکردیم؟؟؟
نه فقط بجنبید
کلارا از روی سقف پایین پرید .
باورم نمیشه امروز بالاخره فرا رسید .
لیون که داشت بند کفشش را میبست گفت : آره همین امروزه؛ مهاجرت نهنگ های گوژپشت .
دونا اضافه کرد:
قراره از کنار ساحل خلیج هارت رد شن و مردم همه امشب توی جشن گوژ پشت شرکت میکنن .
خب دیگه بیاین بریم
کلارا زحمتش رو میکشی؟
یه لحظه.....
کلارا :
جادوی سیاه چاله؛ جابه جایی
سپس گودالی باز شد و بچه ها درونش افتادند و لحظه بعد از روی دیوار بزرگ دور شهر سردر آوردند .
ارتفاع دیوار حدود بیست متر بود
گلوریا از روی دیوار بلند شد .
بچه ها اونجارو
و به کنار خلیج اشاره کرد .
ناگهان نهنگ بزرگی از آب بیرون آمد و با از پشتش مانند فواره ای آب به بیرون زد
و رنگین کمان زیبایی به وجود آورد .
بچه ها روی دیوار نشسته بودند پاهایشان را تکان میدادن و از منظره ی زیبای غروب خورشید و نهنگ های گوژپشت لذت میبردند:))))))))
~~~
دونا و گلوریای عزیز ۵۰ شدنتون رو تبریک میگم😭😭✨✨✨
اکلیل بارون شدمممممم نزنز۸بخلنقحقجحفحلنلنر این تقدیمیییی وایییی نمیتونمششش زبانم قاصره از عظمتشش واییی😭😭
مرسییییییییییی