هَمین حَوالی ِمَن👀
ازون ور که با دعوا از خواب بیدار میشم با دعوا میام سر سفره با دعوا سفره و بر میدارم با دعوا میرم بی
کاش حرفام به گوششون میرسید..
هیچکث نیست که به حرفام گوش بده
هیچ گوشی برای گوش دادن حرفای من نیست 💔
امتحانام معمولا اینطوری بودن که میومدم خونه با اطمینان میگفتم عالی بود امتحانم
ولی
۲۰ که نمیشم حداقلش دیگه ۱۸ بشم
بعد وقتی کارنامه صادر میشه میبینم ۱۵ شدم 😂🙈
معمولاً برا درس علوم و مطالعات متوسطه اول اینطوری بودم 😔😂
یا بدبختی به تمام معنا تونستم خودمو بخوابونم بعد اذان شد
خو دیگه الان پا شدم خوندم
حالا خواب از سرم پرید
کی بیاد منو بخوابونه حالا
اههه😒
همیشه دلم میخواست مسجدمون انقد فعال بود که دخترا هم کاری میکردن
چمیدونم مثلا انتظامات باشیم
یا چایی و شربت و اینا بیاریم
من اصلا دوست ندارم تو همچین جاهایی بیکار باشم دلم میخواد هی برم هی بیام اصلا یجا نشینم
اینطور دیگه حوصلمم سر نمیره !.:(
هدایت شده از - شآیَد!..
- قشنگترین دعا که شنیدم از محمد العدوی است که میگه:
"- یارَبِّ لا تُعَلِّق قَلبی بِما لَیسَ لی-"
پروردگارا قلب مرا
به آنچه برای من نیست؛وابسته مگردان!(: