یکی از دلایلی که بچه بودم دوست داشتم مهاجرت و اینارو این بود که حس میکردم تعلق خاطری به جای خاصی ندارم ، در واقع یه جورایی حس میکردم خب تنهام و هرجای جهان برم برام فرقی نمیکنه و یه سری رویا ها در سر داشتم😂
ولی خب الان هدفای جدیدی پیدا کردم، تعلق خاطرم نسبت به اینجا بیشتر شده و یه جورایی در واقع یه چیزایی واسه از دست دادن دارم😂 که دوست ندارم خرابش کنم
شاید این علاقه ای که قبلا داشتم ناشی از بی هدفی بوده فکر میکردم اون ور چیز خاصیه مثلا🤷♀🤣
بعدشم دیگه بچه بودیم یه سری رویاها داشتیم وگرنه مارو چه به مهاجرت🤣🤣🤣🤣
#ناشناس
خلق کردن خیلی خفنه
یچی خلق میکنی بعد این میمونه بعد آدمای زیادی باهاش یادت می افتن و این ممکنه سال ها بمونه و تو یه اثری از اثارت هست
مثلا یه نقاشی رو خلق کنی ، یه تابلو خلق کنی ، یه فیلم ، یه رابطه ، یه یادگاری ، یه کتاب ، یه عشق
بعد حالا فکر کن خدا چقدر خفنه که یه عالم خلق کرده ، به اندازه سن دنیا هرکی هرچیزی رو میبینه یادش می افته و در حیرت این همه خفنی و قشنگی میمونه
یه بار دیگه داستان زندگیت رو مرور کن؛
و به این فکر کن که خیلی جاها واقعاً نمی ارزید
اون همه حرص خوردن، اون همه ناراحتی، اون همه عقب افتادن، اون همه غصه خوردن، اون همه اشک ریختن
از اینجا به بعدش کمتر خودت و روانت و اذیت کن.
هدایت شده از زهرایِعَلـی+👧🏻💕
عباس من یک روز پس از حسین آمده بود.
چهارم شعبان؛ به رسم ماه که پس از خورشید می آید روز بعد در آغوشش گرفتم و طواف حسینش بردم هفت بار پروانه برادرش کردم تا برای همیشه کعبه خویش را بشناسد.
تا همیشه یادش باشد که بی حسین به خدا نمی رسد، بی حسین حقیقت و زیبایی را درک نمی کند.
عزیز دلم حسین هم بسیار دوستش می داشت؛ از در که می آمد اول عباس می گفت در آغوشش میگرفت و مثل پدر اول دست هایش را می بوسید . .
خانم ام البنین فرمودن:))❤️🩹
#فور
هدایت شده از تقدیمی های آلند ✨
شماره هشت :
حمیم
@hamim_9
از طرف : 🪴 @alandgallery_ir ⛅️