هدایت شده از -احوالات یه نفر '!
هدایت شده از ★
بعضی از زخمها قدیمیاند ، بسته شدهاند ، درد نمیکنند . اما جایشان هنوز هست و هروقت نوازششان میکنی ، جریانِ دردی خیالی از تنت میگذرد و در حافظهات زنده میشود .
گرهی کور میان من و تو افتادست
که به دندان نشود باز و بسی دشوار است
اینکه در قافله عشق تو من غمگینم
گنهی هست که بر گردن من سنگین است
بنمای روی و بمان در بر من ای جانا
که لباس من از دردِ فراق مشکین است
بنهی دست خودت بر سر من ناز کنی
که غم زلف بلندم نفسی ننگین است..