از زمینی گشتنت سینگل نمیمانم بدان
چون که جز تو بر کسی دل من نبندم بر جهان
انتظار بیهده از بهر هدیه می کشی
هدیه ات شعر من است گر نمیخواهی، نخوان
آخرِ دوست داشتن اونجاست که
آقای محمود درویش میگه :
میبینمت . .
از مرگ نجات مییابم !
تنت لنگرگاهِ من است :)!🪴🧡
بابا ها هرجا میان باید حساب کنن
اومدیم شهر بازی دارن حساب میکنن هر ساعت چند نفر سوار میشن🤣🤣🤣
دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت
آه از آیینه که تصویر تو را قاب گرفت
خواستم نوح شوم ، موج غمت غرقم کرد
کشتی ام را شب طوفانی گرداب گفت
در قنوتم ز خدا "عقل" طلب می کردم
"عشق" اما خبر از گوشه ی محراب گرفت
نتوانست فراموش کند مستی را
هر که از دست تو یک قطره می ناب گرفت
کی به انداختن سنگ پیاپی در آب
ماه را می شود از حافظه ی آب گرفت؟!
فاضل نظری