eitaa logo
حَمیم..🇮🇷
227 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
421 ویدیو
10 فایل
حَمیم؟ دلسوز، نزدیک ، یار و همراه صمیمی :) و ما در هیاهوی روزگـ‌ار اگـ‌ر آرامـ‌یـ‌م دلـ‌مـان به خدایی گـ‌رم است:)💕 یه صلوات میفرستی به نیت امام زمان؟🙃 به هیچ عنوان از عکس های شخصی استفاده نشه!
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ★
بعضی لحظه‌هام هستن که درست همون موقع که دارم زندگی‌شون می‌کنم ، مطمئنم تو آینده قراره دلم براشون تنگ بشه .
🤣🤣🤣🤣🤣🤣
پنجاه سال بعد، وقتی داشت یک آلبوم خانوادگی را ورق می‌زد، پی برد چقدر زیبا بوده است..
چنان عید غدیرش دلربا افتاده در عالم ؛ که یک هفته جلوتر میروم از خود به قربانش (( :
- اولین روز از تابستون ۱۴۰۳✨
پنهان اگر چه داری، جز من هزار مونس من جز تو کَس ندارم، پنهان و آشکارا...!
هدایت شده از فِنتانیل.
‏من نمیفهمم چرا آدم باید فیلم ترسناک ببینه! فکر کن یه فیلمی پخش کنی و بنشینی به تماشا که بترسی. چه کاریه خب؟ از خدا بترس. این چه عمل عبث و بیهوده اییه؟
_
ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را با اسیر غم خود رحم چرا نیست تو را؟! وحشی بافقی
~
‏نمیشه به جای اینکه نور از میان زخم‌هامان وارد شود، چربی از میان آن‌ها خارج گردد؟!؟
داستان کوتاه ستون آخر در صفحه‌ی آخر هنوز خالی بود. یک خبر برای تکمیل روزنامه‌ی صبح فردا کم بود. هوتن تمام جیب‌های کت و شلوارش، که بر روی صندلی افتاده بود را به دقت جستجو کرد و تمام یادداشت‌هایش را دوباره خواند. ضبط‌ صوت کوچکش را روشن کرد و مصاحبه‌ها را مجددا گوش داد. عکس‌های دوربینش را چک کرد. نه، تمام آن خبرها را قبلا نوشته و برای سردبیر ارسال کرده بود. مستأصل و عصبانی زیر لب گفت: - اَه لعنتی، تو این همه کار و بدبختی نمی‌شد حالا این یه خبر کم نمی‌اومد... هوتن همانطور که دور هال خانه‌اش می‌چرخید به سردبیر و غرغر‌هایش فکر می‌کرد. به اجاره خانه‌ی عقب افتاده و بد‌هی‌هایش می‌اندیشید. به عدم امنیت کاریش داشت فکر ‌می‌کرد که ناگهان پشتش تیر کشید و با سر به زمین افتاد. □               □               □             □ ستون آخر در صفحه‌ی آخر روزنامه صبح فردا این طور تکمیل شد: «بازگشت همه به سوی اوست در گذشت ناگهانی خبرنگار روزنامه آقای هوتن سعادت را....