eitaa logo
حَمیم..🇮🇷
227 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
421 ویدیو
10 فایل
حَمیم؟ دلسوز، نزدیک ، یار و همراه صمیمی :) و ما در هیاهوی روزگـ‌ار اگـ‌ر آرامـ‌یـ‌م دلـ‌مـان به خدایی گـ‌رم است:)💕 یه صلوات میفرستی به نیت امام زمان؟🙃 به هیچ عنوان از عکس های شخصی استفاده نشه!
مشاهده در ایتا
دانلود
برای ' شفق چَشم هایش ' مهندسی هسته ای از دیشب برای اولین روز کاریت استرس داری صبح از خواب بیدار میشی و خودت رو برای قراری که ساعت ۹ داری آماده میکنی برای اینکه استرست‌ کم بشه یه فنجون قهوه میخوری و میری که آماده بشی یه لباس قهوه ای میپوشی و روسریت‌ رو میبندی و عینک جدیدت رو به چشمات میزنی مامانو یه بوس میکنی و از خونه میری بیرون که سر وقت‌ اونجا باشی وقتی اونجا میری با دوستت که سفارشتو‌ کرده احوال پرسی میکنی و وقتی در حال صحبت کردن باهاشی‌ یکی از کارکنان‌ اونجا تو یه پروژه خراب کاری میکنه و تو تقریبا حدس میزنی که مشکل از چیه و بلند میشی که دست به کار بشی و کمکش کنی.. و اولین روز کاریت رو با حل یه مسئله تو یه پروژه بزرگ با موفقیت میگذرونی .. (:
برای "mélomanie" معلم اول مهره و تو قراره برای اولین بار معلم یه کلاس بشی :) صبح زود از خواب بلند میشی صبحانه میخوری و برای بچه گربه توی حیاط یکم غذا می‌ریزی کیفت رو آماده میکنی و لباس هات رو با خوشحالی میپوشی قاب گوشیت رو با بند عینکت ست میکنی و یکم عطر به خودت میزنی کفش هات رو که از شب قبل واکس زدی میپوشی و میری که سوار ماشینت بشی اما بابات ازت میخواد اجازه بدی امروز اون برسونتت‌ و تو کلی ذوق میکنی✨ وارد مدرسه که میشی مدیر تورو به دانش آموزا‌ معرفی میکنه و تو وارد یک کلاس شلوغ میشی میدونی باید کلی انرژی داشته باشی...
برای شخصی‌دات‌ای‌آر. رئیس ستاد ارتباطات روز اول کاریته و بلاخره با کلی تلاش و کسب مهارت به هدف بزرگت رسیدی و خیلی خوشحالی ولی از طرفی بسیار خسته ای چون دیروز تا شب با دوستات بیرون بودی و بعد اونم که رسیدی خونه اصلا خوابت نبرد برای اینکه یکم سرحال شی یه فنجون قهوه میخوری و زنگ میزنی به رفیقت که قراره با هم برید و بهش میگی که آماده شدی کت شلوارت که مامان برات اتو کرده رو میپوشی و کفش هایی که دیشب واکس زدی رو پا میکنی و یه عطر تلخ به خودت میزنی ،، ساعت و انگشترت‌ رو هم دستت میکنی رفیقت میاد دنبالت و میرید ،، وسط راه یهو ماشین خراب میشه و مجبور میشید بقیه راه رو با تاکسی برید .. به ساختمون محل کارتون که میرسید با اعتماد به نفس وارد میشید و سعی می‌کنید ذوق زدگی و خندتون رو یکم جمع کنید..
برای نیهان مهندس یه روزِ خوب بود که از خواب پا شدی و فهمیدی نتایج کنکور اومده رفتی سایت رو چک کردی و داد زدی که ریاضی محض قبول شدممممم همون دانشگاهی که میخواممم ((((: روز اول دانشگاه ذوق زده بودی و البته مضطرب تو دانشگاه همه چی خوب پیش می‌رفت و تو شده بودی جزء بچه درس خونای‌ کلاس.. تا اینکه استادت که خیلی باهات حال میکرد تو رو کرد استاد یار بعد از یه مدتی که مدرکت رو گرفتی از طرف همون دانشگاه بهت پیشنهاد دادن که استاد بشی و تو بلاخره به آرزوت رسیدی :)) و اما امروز قراره به یکی دیگه از آرزوهای قشنگت برسی.. با کمک همون استادت و یکی از رفیقات‌ که مهندس کامپیوتره یه شرکت برنامه نویسی راه انداختی و امروز روز افتتاحیه است.. لباسات رو میپوشی ساعتت رو نگاه میکنی و خوشحال از خونه میزنی بیرون🙃
برای ویولِت|violet پزشک اولین روز کاریته و قراره بری یه بیمارستان بزرگ و بشی پزشک اونجا قراره ساعت ۳ بری و شیفت بعد از ظهر کار کنی از دیروز کلی استرس داشتی و برای اینکه یکم آروم شی یه نقاشی با آبرنگ کار میکنی و میزنی به دیوار اتاقت✨ ناهار خوش مزه ای که مامان درست کرده میخوری و کلی انرژی میگیری سریع آماده میشی و راه می افتی به سمت بیمارستان اونجا که میرسی خودت رو معرفی میکنی و فرم هایی رو پر میکنی در حال انجام کارات هستی که یه خانم بارداری که میخواد زایمان کنه رو میارن‌ و از تو میخوان که سریع رسیدگی کنی...
امیدوارم همتون به اون چیزی که میخواید برسید 🫠🤍
تا تهران رفتم اومدم دارم میمیرم👩‍🦯
حَمیم..🇮🇷
داشتم سبک بازی در می آوردم و از سنم خجالت میکشیدم که دیدم یه آقایی ازینا آورد تو مترو بفروشه و تعداد کثیری دختر تقریبا ۲۰ ساله ازینا گرفتن واسه خودشون. دیگه از سن اونا خجالت کشیدم.
لواشک میخوام.
https://eitaa.com/a_chanel_in_itaa سلام خواهش میکنم عضو شو _______________________________ سلام حتما✨🦋