eitaa logo
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
391 دنبال‌کننده
429 عکس
28 ویدیو
2 فایل
داستان یک شب..🤍. داستان یک شبی که سر آغاز یک داستان طولانی‌ست☁️. شما فقط اینجا یه رمان رو نمیخونین! داستان یک زندگی را تجربه میکنین🌬. با ما همراه باشید!🌚. Start:1404/11/22 | 📝𝟬𝟵𝟭 | "عضو جمعیت نویسندگان📖" | Pv: @pv_zeynabe
مشاهده در ایتا
دانلود
میشه تولد تهیونگم رو با یه گیف و متن سنجاق شده تبریک بگین تا خوشحال شه؟😭🛐🛐🛐🛐 https://eitaa.com/joinchat/2448426704C83f7991419
نوع دلداری رفیقم:🗿💔
زینب قآنوم یه پارتمون نشه ؟
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯🤍ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ 𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:75 𝗙𝗮𝘀𝗹☁️1 آوین:شروین.. شروین:چی شد آوین یه چی بگو دیگه سکته کردم
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯✨ ִֶָ𓏲࣪ 𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:76 𝗙𝗮𝘀𝗹☁️1 حامی:هوف... آوین:چیشد،چرا تصادف کردین؟ حامی:النی درد داشت،خودت که میشناسیش گفتم بریم دکتر،گفت نه نمیخواد،منم نگران بودم،راضیش کردم بیایم دکتر..که کاش نمیومدیم..تو راه النی یه دفعه داد زد منم نگاهم رفت سمتش سرعت ماشین هم زیاد بود که.. آوین:من میدونم النی خوب میشه،باید خوب بشه شروین:آوین میخوای بری حالش رو از دکتر بپرسی؟ آوین:اره یادم رفت من میرم حالش رو بپرسم.. شروین:باشه آوین:رفتم بیرون که دیدم دکتر از اتاق اومد بیرون.. آوین:ببخشید آقای دکتر.. دکتر:شما همراه خانم رادمنش هستین؟ آوین:بله،وضعیتش چجوریه؟خوبه؟ دکتر:... 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱👀 ִֶָ𓏲࣪