•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯✨ ִֶָ𓏲࣪ 𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:90 𝗙𝗮𝘀𝗹☁️1 [صبحروزبعد] النی؛بیدار شدم و صبحونه رو آماده کردم.. یه د
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯✨ ִֶָ𓏲࣪
𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:91
𝗙𝗮𝘀𝗹☁️1
النی:بریم من حاضرم..
آوین:باشه
النی؛داشتیم توی پاساژ میگشتیم،
که یه لباس بافت به چشم اومد..
خیلیی قشنگگگ بود
النی:آویننن وایسااا
آوین:چیشدددههه
النی:این لباسهرو😭
آوین:واییی،چه نازههه🤏🏻
النی:بخرم؟🦦
آوین:اومم،اونجا هم میتونی بپوشی😃
النی:خب بیا بریم بخرم.
النی؛لباس و پرو کردم..
خیلیی قشنگ بودد😭💓
همونو خریدم..
بعدش هم چند تا لباس و ست و...
خریدیم و رفتیم سمت خونه..
𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱👀 ִֶָ𓏲࣪
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯✨ ִֶָ𓏲࣪ 𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:91 𝗙𝗮𝘀𝗹☁️1 النی:بریم من حاضرم.. آوین:باشه النی؛داشتیم توی پاساژ میگش
پارت جدید تقدیم نگاهتون🤍𖦹
شنوای نظرات شما هستم☁️𖦹
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8n95alx&btn=میشنوم
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯✨ ִֶָ𓏲࣪ 𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:91 𝗙𝗮𝘀𝗹☁️1 النی:بریم من حاضرم.. آوین:باشه النی؛داشتیم توی پاساژ میگش
برای کوتاهی پارت،معذرت میخوام عصر دوباره پارت تایپ میکنم میفرستم🤏🏻؛