سکوت اجباری🕯
سکوتی که به اجبار بود..✨
اما یه روزی اون سکوت تموم میشه و دیگه تهدیدی وجود نداره🌬
تیکه هایی از رمان📖:
حامی:چ چرا باور نمیکنین،میگم من نکردم!
..
نگین:با خبر آزاد شدن حامی چشام برق خاصی زد..
..
نیما:امشب کاری نمیکنیم،چون بهمون شک میکنن!!
..
نگین:طرفدار اومده بود..اونم فقط برای دیدن حامی..
..
حامی:مامان،مگه پسر دایی نم.رده بود،اون که زندهاس!!
..
ادامش؟بیا چنل زیر تا ادامه اش و بخونی👀:
@hamimmoonn
هدایت شده از forbidden love
349K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نازبلاهای پناه امشبم مثل دیشب شلوغ میکنید؟😭😂🎀
منتظرتونمم
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_f1um5w&btn=Panah