eitaa logo
𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑺𝒖𝒌𝒐𝒕 𝑬𝒋𝒃𝒂𝒓𝒊༅
392 دنبال‌کننده
446 عکس
29 ویدیو
2 فایل
سکوت اجباری🕯. سکوت کرد،نه برای خودش،برای کسی که عاشقش بود!✨️ لب هامون رو دوختن به سکوت..اما نگاهمون پر از صدا بود:) <داستانی از جنس عشق،درد، و راز هایی که نباید فاش بشن> *کاملا خیالی* | 📝𝟬𝟵𝟭 | "عضو جمعیت نویسندگان📖" | Pv: @pv_zeynabe
مشاهده در ایتا
دانلود
هر روز که به شب می‌رسد˖ֶָ֢ ׅ ֹ ៸៸ׅ یعنی تمام دغدغه‌ها را به دستِ مهتاب بسپار˖ֶָ֢ ׅ ֹ ៸៸ׅ آرام بگیر تا فردا، برایِ همان˖ֶָ֢ ׅ ֹ ៸៸ׅ «ادامه‌ دادن» و «دوست داشتن»ها، دوباره متولد شوی˖ֶָ֢ ׅ ֹ ៸៸ׅ شبتون بخیر🌚🤍˖ֶָ֢ ׅ ֹ ៸៸ׅ
نمیشه منو 25 تایی کنین؟😭😭 @Ghesemann
سلام قشنگم خوبی . سلام ممنون
مذهبی هستید؟ . خیر😐
سلام زیبا چند سالته؟؟ کجا زندگی میکنی؟؟ کلاس های مورد علاقت چیه؟؟ . سلاممم ۱۳ کاشان چرتکه.
𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑺𝒖𝒌𝒐𝒕 𝑬𝒋𝒃𝒂𝒓𝒊༅
𝗣𝗮𝗿𝘁:16 𝗙𝗮𝘀𝗹:1 دلـارامـ🎀 آوا زنگ زد گفت بیاید یه کافه آدرسشو هم فرستاد یه چی پوشیدم و سریع
𝗣𝗮𝗿𝘁:17 𝗙𝗮𝘀𝗹:1 آوا:اره واقعا یا خدا دلارام:خب اینو که گفتی حالا اینو بگو چرا به اون پلیسه اومدیم زل زده بودی آوا:تو فکر بودم🗿(دروغغ🤣) محیا:آوا ما تورو شناختیم بگو ببینم چی تو دلته شیطون!🤣 آوا:هوففف باشع....فعک کنم عاشق شدم! محیا:هووووووووو مبارکههههههههههههه دلارام:بح بحححححححححح آوا:ببندید قشنگا🗿 دلارام:بزار برم بهش بگم آوا:شوخی میکنی🗿 دلارام:اره🦦 محیا:هوففف خیلی خسته شدم من میرم خونه دلارام:اوم منم برم خونه کاری نداری آوا:نه ممنون خدافظ دلارام:خدافظ محیا:خدافظ آﻭﺍ🩰 بچه ها رفتن منم بعد اونا رفتم بارون خیلییی شدیدی میومد کل تنم خیس شده بود حیف ماشینم خراب بود وگرنه الان اینجوری خیس نبودم داشتم میلرزیدم و راه میرفتم که صدای بوق ماشینی از کنارم اومد.. نگاهم رو اونور کردم... حـامـیـ🖇 با امیر اومده بودیم کافه.. یه صدای مبارکه بلند شنیدم و نگاهم رو دادم به اون سمت این همون دختره‌اس! از اون روز نمیدونم چم شده هر روز دعا میکنم ببینمش حامی چت شده تو! تو که اهل عشق و عاشقی نبود پسر ببند حامی خواهشا عشق در کار نیست! امیر یه کاری براش پیش اومد پاشد رفت منم قهوه ام رو خوردم و رفتم بیرون بارون خیلییی تندی داشت میومد سریع رفتم توی ماشین با اینکه سریع رفتم خیس شدم ماشین رو روشن کردم و حرکت کردم از کنار جاده یه کسی داشت پیاده میرفت این خودشه! اسمش آوا بود فک کنم بوق زدم و شیشه رو دادم پایین حامی:آوا خانوم آوا:ب‌بله بفرمایید... حامی:بزارید برسونمتون خیس شدین آوا:ن‌نه موردی نیست واقعا مزاحم نمیشم حامی:مزاحم چیه خواهشا سوار شید آوا:ااما! حامی:خواهش کردم! آوا:باشه 𝗧𝗼 𝗕𝗲 𝗖𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در تاریکی شب...:) کسانی هستن که نقابی بر چهره میگدارند🌪. و بدون توجه به هیچ کس🎬 کسی که میخوان را به قت.ل میرسونن🔪. اگر تو هم رمان جن.ایی دوست داری.. جات اینجاس🖤🌚:) @hamimmoonn