eitaa logo
نفوررر𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑺𝒖𝒌𝒐𝒕 𝑬𝒋𝒃𝒂𝒓𝒊༅
378 دنبال‌کننده
446 عکس
29 ویدیو
2 فایل
سکوت اجباری🕯. سکوت کرد،نه برای خودش،برای کسی که عاشقش بود!✨️ لب هامون رو دوختن به سکوت..اما نگاهمون پر از صدا بود:) <داستانی از جنس عشق،درد، و راز هایی که نباید فاش بشن> *کاملا خیالی* | 📝𝟬𝟵𝟭 | "عضو جمعیت نویسندگان📖" | Pv: @pv_zeynabe
مشاهده در ایتا
دانلود
شروین حاجی پور💙. سن:31☁️. شغل:رستوران داره🌀. دوست حامی و فرید🌬. شخصیت:مهربون،مودی،شوخ🌚.
فرید سال افزون💙. سن:30☁️. شغل:مدیر برنامه حامی🌀. دوست حامی و شروین🌬. شخصیت:جدی،رک،پایه برای دوستاش🌚
رمانتون خیلی خیلی قشنگ بود منتظر رمان بعدی هستم 😘 . مرسی قربونت برم💘🛐
•شبتون بخیر دخترا 🙂💙•
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:1 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 𝗘𝗹𝗲𝗻𝗶💙. این آراد تا مخ من و داغون نکنه ول نمیکنه... آراد:تو چرا باید تو کافه کار کنی؟ النی:چون دوست دارم 🗿 آراد:النی یکی میزنم تو گوشتااا یه شرکت به اون بزرگی داریم چرا نمیای تو شرکت کار کنی!🔪 النی:خب نمیخوام داداش ولم کن آراد:هوففف چرا نمیخوای! النی:میفهمی امسال ترم آخر دانشگاهمه تموم شه دیگه میزم سر شغل خودم مهندسی😃 آراد:خب چرا نمیای تو شرکت کار کنی ها النی:نه بابا تو نفهمی🗿میگم نمیخوام تو دانشگاه پشت سر بگن این با پول باباش خوش میگذرونه فهمیدی؟ آراد:خب اینو کنار میام...این فن پیجی چیه از کجات در آوردی هان؟ النی:از کجا رسیدیم به کجا🗿 اراد:حرف بزن! النی:چون من فن حامیم هستم و میخوام پیج داشته باشم به تو ربطی داره؟... الینا:(در رو باز کردم و رفتم داخل اتاق)چه خبرتونه شما خونه رو گذاشتین رو سرتون! آراد:به دخترت بگو مث خدمتکارا تو کافه کار میکنه.. الینا:آراد صد بار بهت گفتم زندگی خواهرت به تو ربطی نداره میفهمی؟ آراد:اخه مادر من... الینا:مامان و یاران مامان و درد خب واقعا زندگی این دختر به تو ها🗿 آراد:اصلا من رفتم.. الینا:تو خودت اول برو شرکت بعد به این بگو آراد:خدافظ النی:(بو..سه ای روی گونه مامان زدم)خوب موقعی میرسی هاا الینا بانو🦦✨ الینا:فدات شم دختر نمیتونم بزارم اینجوری اذیتت کنه که...تو هم درکش کن این چند روز کارش زیاده.. النی:چشم💆🏻‍♀✨ الینا:من برم...کلی سفارش دارم باید بشینم لباس ها رو تحویل بدم.. النی:چشم مامان قشنگم منم دیگه کم کم برم کارامو بکنم و برم دانشگاه🤓 الینا:افرین دختر خودم موفق باشی💞 النی:قربونت🦦 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🌀.