eitaa logo
پآیآنمــون_ 𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑨𝒗𝒂𝒚𝒆 𝒅𝒆𝒍_
609 دنبال‌کننده
396 عکس
47 ویدیو
8 فایل
•درود‌ مآه بآنو•💙 •من اینجا رمآن مینویسم•💙 مارو به دوستات معرفی کن>>💙 📝𝟬𝟵𝟴 "عضو جمعیت نویسندگان📖" آیدیم ؛ @PvSaNaF کپی رو اصلا راضی نیستم ، اصلا🫴🏻 زاپاس: https://eitaa.com/joinchat/428213828C8123dee84c
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ⭒ ۫ ּ ִ𓏲「𝐬𝐡𝐠𝐡 𝐚𝐛𝐝𝐢𝐡 」ꢾ ׁ֗ ִֶָ֢ ࣪
ایـــن اکــــانت خیـــلے قشـــنگه! بیشـــــــترین سیــــن نصیــــب ایشــــــوט نشــــــہ ؟🙆🏻‍♀🎀
⭒ ۫ ּ ִ𓏲ִֶָ𓏲࣪ .شـبــتـونــ‌بــخـیــر‌⭒ ۫ ּ ִ𓏲🤍 ⭑ࣶࣸ ֺ✦⸼࣪⸳لــفــ‌نــدیــد‌لــطــفــاִֶָ𓏲࣪ .🤍 ⬫ ׂ ִ ۫  @hamimsana ⭒ ۫ ּ ִ𓏲
⭒ ۫ ּ ִ𓏲ִֶָ𓏲࣪ .صـبحـتون‌بــخـیــر‌⭒ ۫ ּ ִ𓏲🤍 ⬫ ׂ ִ ۫  @hamimsana ⭒ ۫ ּ ִ𓏲
پارتا آمادست .. بخدا پارت بدم ناشناس خالی باشه خودتون میدونید 🤣💔
╭───── • ◆ • ─────╮ ᮫᜔݁ʾ۪۫ׄ𝄄࣪ ֶָ ׅ𝐍𝐚𝐛𝐳𝐞 𝐙𝐞𝐧𝐝𝐞𝐠𝐢ʾ۪۫ׄ𝄄࣪ ֶָ ᮫᜔ׅ 𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹¹ آوا : ممنونم مامان هیلدا : هیچی نخوردی که ! ! آوا : میل ندارم هیلدا : نمیشه که اینجوری ! آوا : میشه .. ـ ـ رفتم داخل اتاقم .. مغزم کشش نمیداد هوف خدایا ... اگه بفهمه اون من بودم چی ؟ زندگیم سیاه میشه . ولی تقصیر من چیه ؟ منم داغشو دیدم .. منم بیخوابی کشیدم .. منم مدتها لباس مشکی رو از تنم در نیاوردم.. ـ گوشی رو برداشتم و شماره ی نیلو رو سریع گرفتم .. ـ بوق ـ بوق ـ بوق ـ الو ؟ آوا : الو خوبی ؟ ـ : سلامت کو بی ادب آوا : سلام ، باید ببینمت ـ : عه ؟ آوا : زهرمار ـ : بیا خونمون آوا : نه ، بیا کافه ـ : 𝐏𝐚𝐢𝐚𝐧𝐞 𝐏𝐚𝐫𝐭𝐞 ¹¹ @hamimsana ╰───── • ◆ • ─────╯
╭───── • ◆ • ─────╮ ᮫᜔݁ʾ۪۫ׄ𝄄࣪ ֶָ ׅ𝐍𝐚𝐛𝐳𝐞 𝐙𝐞𝐧𝐝𝐞𝐠𝐢ʾ۪۫ׄ𝄄࣪ ֶָ ᮫᜔ׅ 𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹² ـ : خب کودوم کافه ؟ آوا : نمی‌دونم ـ : بیا سرِ قبر من آوا : شِفتِه پلو 🗿 بیا جهان کوچک من .. ـ : حله (قطع کرد) ـ آوا ؛ بی‌ش...عور خدافظی نکرد🗿 پاشدم رفتم سر کمد که زنگ گوشیم به صدا در اومد .. نیلوفر بود.. ـ جواب دادم ـ آوا : هن ؟ نیلوفر : هن و کوفته ، چه ساعتی ؟ آوا : یه یک ساعت دیگه نیلوفر : باش ـ - آوا ؛ رفتم سرویس بهداشتی ، کارای مربوطه رو انجام دادم ، آب سرد رو باز کردم و همینجوری به صورتم میزدم ، اینکار حالمو خیلی خوب میکرد ... رفتم سمت کمدم ، یه دست لباس در آوردم ، پوشیدم .. رفتم سمت میز آرایش . نگاهی به خودم انداختم و توی ذهنم گفتم : خودم خوشگلم پس آرایش نمیکنم 🤓🎀(نویسنده : اعتماد به سقفو😔🎀) زل زدم به خودم ، ولی خیلی بی رنگ و رو بودم .. تینتمو برداشتم ، یه کوچولو زو زدم به ل...بمو یکوچولو به گونه هام .. دیگه واقعا حوصله نداشتم ارایش کنم😂 کفشامو برداشتمو به سمت در حرکت کردم 𝐏𝐚𝐢𝐚𝐧𝐞 𝐏𝐚𝐫𝐭𝐞 ¹² @hamimsana ╰───── • ◆ • ─────╯
نیلوفرمون ..🌝🤍 رفیق آواعه ، همسن آواست .. دانشگاه رو تموم کرده درحال حاضر بیکاره 🗿✨
استایل آوامون ⭑ࣶࣸ ֺ✦⸼࣪⸳