╭───── • ◆ • ─────╮
᮫᜔݁ʾ۪۫ׄ𝄄࣪ ֶָ ׅ𝐍𝐚𝐛𝐳𝐞 𝐙𝐞𝐧𝐝𝐞𝐠𝐢ʾ۪۫ׄ𝄄࣪ ֶָ ᮫᜔ׅ
𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹²
ـ : خب کودوم کافه ؟
آوا : نمیدونم
ـ : بیا سرِ قبر من
آوا : شِفتِه پلو 🗿
بیا جهان کوچک من ..
ـ : حله (قطع کرد)
ـ آوا ؛ بیش...عور خدافظی نکرد🗿
پاشدم رفتم سر کمد که زنگ گوشیم به صدا در اومد ..
نیلوفر بود..
ـ
جواب دادم
ـ
آوا : هن ؟
نیلوفر : هن و کوفته ، چه ساعتی ؟
آوا : یه یک ساعت دیگه
نیلوفر : باش
ـ
- آوا ؛
رفتم سرویس بهداشتی ، کارای مربوطه رو انجام دادم ، آب سرد رو باز کردم و همینجوری به صورتم میزدم ، اینکار حالمو خیلی خوب میکرد ...
رفتم سمت کمدم ، یه دست لباس در آوردم ، پوشیدم ..
رفتم سمت میز آرایش .
نگاهی به خودم انداختم و توی ذهنم گفتم :
خودم خوشگلم پس آرایش نمیکنم 🤓🎀(نویسنده : اعتماد به سقفو😔🎀)
زل زدم به خودم ، ولی خیلی بی رنگ و رو بودم ..
تینتمو برداشتم ، یه کوچولو زو زدم به ل...بمو یکوچولو به گونه هام ..
دیگه واقعا حوصله نداشتم ارایش کنم😂
کفشامو برداشتمو به سمت در حرکت کردم
𝐏𝐚𝐢𝐚𝐧𝐞 𝐏𝐚𝐫𝐭𝐞 ¹²
@hamimsana
╰───── • ◆ • ─────╯
_ 𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑨𝒗𝒂𝒚𝒆 𝒅𝒆𝒍_
╭───── • ◆ • ─────╮ ᮫᜔݁ʾ۪۫ׄ𝄄࣪ ֶָ ׅ𝐍𝐚𝐛𝐳𝐞 𝐙𝐞𝐧𝐝𝐞𝐠𝐢ʾ۪۫ׄ𝄄࣪ ֶָ ᮫᜔ׅ 𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹² ـ
استایل نیلوفرمون⭒ ۫ ּ ִ𓏲
https://eitaa.com/joinchat/2817001065Cd19ef07d3f
اینجا از آوا قانوم میزارم ...
یه ادیت زدم ، بیاید اونجا میخوام بزارمش🌝🤍💁🏻♀️
_ 𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑨𝒗𝒂𝒚𝒆 𝒅𝒆𝒍_
╭───── • ◆ • ─────╮ ᮫᜔݁ʾ۪۫ׄ𝄄࣪ ֶָ ׅ𝐍𝐚𝐛𝐳𝐞 𝐙𝐞𝐧𝐝𝐞𝐠𝐢ʾ۪۫ׄ𝄄࣪ ֶָ ᮫᜔ׅ 𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹² ـ
مثل همیشه انقدر فوقالعاده است که حرفی واسه گفتن نمیمونه 😃💘🛐
همساده می طلبم 🦦 💘 •
آمارم : + 560
آمارت : + 250
موضوعم : رمانِ حامیم
موضوعت : رمانِ حامیم ـ حامیم ..
آیدیم ؛ @PvSaNaF
چنلم ؛ @hamimsana
دنـبٰالیـهچنـلپینترسـتيمیـگردي!؟ 💟
جـآتداخـلچـنلزیـره؛✨💘
https://eitaa.com/joinchat/961218123C0c1687e619
° جوین بدیدا ° 😭🎀