_ 𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑨𝒗𝒂𝒚𝒆 𝒅𝒆𝒍_
برای من دستبه کار شدی بزای هودتم دست به کار شو
حوصلمممممم نمیششششششهههه
من اینجوریم که میرم گریه میکنم ، بعد صورتمو میشورم ، بعد خشک میکنم ، بعد جلو اینه آرایش میکنم 😔🤏🏻
_ 𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑨𝒗𝒂𝒚𝒆 𝒅𝒆𝒍_
عهههههه نهههههه
دیووونه شدممم توی اینننن دنیاااااا
یه موضوعی و فهمیدم اصنننن وایییییی
_ 𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑨𝒗𝒂𝒚𝒆 𝒅𝒆𝒍_
خواستی بگو🤏🏻🤓
یه پسره هست تو کلاس زبانمون اسمش مانیِ
بعد تو کلاس همش نگاه به من میکنه
بعد تازه فهمیدم که دوسم داره ، قصد داره باهام ازدواج کنه ، روم غیرت دارههههه
آخهههه پدصگگگگگگ درسته ما همسنیم ولی هنوززز این چیزا برا ماااا خوب نیییی عنتررررررررر
دوست دارم کلشوووو بکنممممممم
صگگگگگگ