eitaa logo
کانال همخوانی کتاب
2هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
241 ویدیو
96 فایل
معرفی کتاب آرشیو مباحث کاربردی ابرگروه همخوانی کتاب وضعیت‌شناسی حوزۀ کتاب و نشر، آموزش و توانمندسازی، بسته و سیر مطالعاتی آدرس ابرگروه همخوانی کتاب: https://eitaa.com/joinchat/2481782988C8003dd016f جهت ارتباط: @Smm_ghalam
مشاهده در ایتا
دانلود
کانال همخوانی کتاب
بسم الله برجسته‌ترین بخش از تاریخ برای من آنجایی است که زمان می‌گذرد و بعضی انسان‌ها زندگی‌شان به پایان می‌رسد و در آخرین ثانیه زندگی، به این نتیجه می‌رسند که اشتباه کرده و راهی که باید می‌رفتند را نرفته‌اند. تمام داستان کتاب پس از بیست سال برای من خلاصه در همین است. چقدر این لحظه و این اتفاق سخت است و سهمگین... داستان زندگی سلیم و زید نه در روز عاشورا و نه از روز عاشورا، که از سال‌ها و بلکه قرن‌ها قبل آغاز شده است. داستان سلیم و زید، داستان هابیل و قابیل است. یکی از این دو قربانی‌اش به پیشگاه خدا قبول افتاده و دیگری در حسرت توجهی، به جای آنکه به خود بپردازد، صورت مسئله را پاک کرده است. داستانی پر کشش، جذاب و پر از چالش ذهنی، برای مخاطبی که دغدغه رفوزه نشدن دارد. از نویسنده کتاب، چند داستان کوتاه خوانده بودم که بعد از این کتاب منتشر شده بود. اما قلمش آنقدر قوی بود که امروز پس از چند سال هنوز هم زنده بودن کلماتش، ذهنم را به خود مشغول کرده است. دغدغه نویسنده در آثارش، عدالت و عدالت خواهی است. درون مایه و بن‌مایه اصلی این کتاب نیز همین است. یکی از شخصیت‌های اصلی و موثر بر کتاب و شخصیت‌های آن، ابوذر غفاری است. سلیم مرید ابوذر است و شاگرد او. اما زید شخصیتی که استقلال فکری و عملی ندارد، تابع آن چیزی است که پدرش می‌گوید و مطابق خواست معاویه عمل می‌کند. توصیفات کتاب و شخصیت پردازی ویژه آن را، شاید کمتر کتابی در سال‌های اخیر داشته باشد. پس از بیست سال، یکی از ویژه‌ترین کتاب‌های منتشر شده سال‌های اخیر کشور است. تکه تکه و گنگ می‌نویسم. نمی‌توانم ذهنم را برای یک متن منسجم، جمع و جور کنم. آنقدر کتاب درگیر کننده و پر از نکات و لحظات حساس و دقیق توصیف شده است و آنقدر در دل هر حادثه، نکات ویژه و دقیقی در قالب داستان بیان شده، که دوست دارم به لحظه لحظه و بخش بخش آن اشاره کنم و همین باعث درگیری بیش از حد ذهن و عدم انسجام متن است. داستان طولانیست و کتاب حجیم، اما به هیچ وجه به حجم بالای کتاب توجه نکنید. خود را در اقیانوس این کتاب رها کنید و از لحظه لحظه آن لذت ببرید... 🌸 📚 @hamkhaniketab
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
☘بیانیه مدیر گروه همخوانی کتاب پیرامون شرکت در انتخابات😊 @hamkhaniketab
🌻زیباترین کتاب فروشی جهان🌻 🔸وسط جنگ باشی و هم چنان مصر باشی و یقین داشته باشی که کتاب بهترین همراه توست وقتی که تانک ها و موشک ها خونه ت رو نابود می کنند و باعث می شه که تو آواره بشی. مکان کتاب فروشی: دیر البلح در وسط استان 🇵🇸 🔻 به دیر البلح الداروم هم می گن. هم چنان که مردمان باستان فلسطین (کنعانیان) می گفتند. @hamkhaniketab
پیام یکی از اعضای کانال کتاب‌خوان بامعرفت😍 گفتم شاید به خاطر اینکه آخرین ساعات نمایشگاه سفارش دادم و بعدش هم ایام تعطیلات شهادت شهدای پرواز اردیبهشت بوده، کتاب‌ها این‌قدر تأخیر داشته، نگو کتاب‌ها رفتند یه سفر همدان و بعد اومدن مشهد. آقای صدرا طایفه چمنی، خیلی آقایی! حتما نائب‌الزیارة شما هستم. ای کاش این پیام به دست شما برسه و اندکی از لطف شما رو جبران کنه. حقیقتا نامه رو که خوندم، شرمنده شدم از آقایی که همشهری بودنش هم مایه لطف دیگران به ماست...🥺 اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی @hamkhaniketab
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 به حاج آقا خمینی بگو همه دیدن و خریدنت، من ندیده خریدارت شدم 🔸سکانسی از فیلم سینمایی «صبح اعدام» به‌کارگردانی بهروز افخمی و ارادت طیب حاج‌رضایی به (ره) @hamkhaniketab
📚 بعضی کتابها هستن که خیلی خوب می تونی باهاشون ارتباط بگیری و این برمی گرده به قلم خوب نویسنده و بیان خوب و روان اون اتفاقاتی را که برای راوی داستان افتاده، طوری که من خواننده تشویق بشم به ادامه خوندنش و حتی برای یه لحظه هم که شده کتاب را نگذارم زمین. برای نمونه کتاب، 📖 دار زن ✍️ به قلم زیبای خانم: طاهره کوهکن 📇 انتشارات: شهید کاظمی 💯 یکی از همین کتابهاست، کتابی با ارزش که زندگی آقای اصغر اقلیدی را روایت می‌کنه از روزهای انقلاب تا اسارت در زندان های حزب کومله. همراه شدیم با نویسنده کتاب در اتفاقات تلخ و شیرینی که برای آقای اقلیدی، در این کتاب پیش اومد. ♦️چه روزهای سختی داشته درزندان کومله، چه صبر و استقامتی داشته در این روزها و چه قدر خانواده اش سختی کشیدند در این مدتی که او در زندان بود‌. 👌 ممنون از خانم کوهکن عزیز با قلم زیبایشون در این کتاب و انتشارات شهید کاظمی که برای ما، امکان همخوانی این کتاب را فراهم کردند. @hamkhaniketab
یک رویای شیرین و دلنشین و البته آبی 💙☁️ یک کتاب حال خوب کن .. خیلی هم هپی اند :)‌ تمام داستان‌های این نویسنده عالی ان 🌸 پر از توصیفات قشنگ .. ☺️🌿 از این کتاب بودن رو یاد گرفتم .. 🌸 📚 @hamkhaniketab
یادگار امام، مرحوم حاج سید احمد می‌گوید: «این اواخر، امام نمی‌رسیدند که کتاب‌های داستان و این‌طور چیزها را بخوانند. در نجف که بودند، شاید در روز صدها صفحه کتاب می‌خواندند، حال چه کتاب قصه و چه کتاب‌های اجتماعی. ایشان اکثر داستان‌های معروف را خوانده بودند و همین‌طور بسیاری از کتاب‌هایی را که جنبۀ سیاسی یا اجتماعی داشت، مثل « نهرو». امام کتاب «» را از اول تا آخر خوانده بودند. امام مطالعه را دوست داشتند. گاهی به قدری مطالعه می‌کردند که چشمشان خسته می‌شد. به یاد دارم در ایام تعطیلی که تابستان‌ها به یکی از شهرها یا تهران می‌آمدیم، به قدری کتاب‌های متنوع مطالعه می‌کردند که صدای کسانی که برای ایشان کتاب تهیه می‌کردند، در می‌آمد. اکثر داستان‌های بزرگ مثل؛ را مطالعه کرده بودند. اکثر نوشته‌های نویسندگان بزرگ جهان را، چه در زمینۀ اجتماعی و چه سیاسی، خوانده بودند. تاریخ ایران را بارها مطالعه کرده و تاریخ مشروطه را خوب می‌دانستند.» پابه پای آفتاب، ج ۱، ص ۱۰۶ و ۱۰۷ @hamkhaniketab