۱۲_۱۵نجم
* أَ #فَتُمارُونَهُ عَلی ما یَری
* وَ لَقَدْ رَآهُ #نَزْلَةً أُخْری
* عِنْدَ #سِدْرَةِ_الْمُنْتَهی
* عِنْدَها #جَنَّةُ_الْمَأْوی
پس آیا بر سر آنچه میبیند با وی #جدال_میکنید؟
و همانا در نزولی دیگر او را دید.
نزد سدرةالمنتهی که بهشتِ امن نزد آن است.
___________________________
▪«فَتُمارُونَهُ» از «مراء» به معنای جدال همراه با شک و تردید
▪«نَزْلَةً» به معنای یکباره نازل شدن است.
🌳«سِدْرَةِ الْمُنْتَهی» نام مکانی نزدیک بهشت موعود است که مالامال از الطاف الهی است و به گفته روایات جز شخص پیامبر اسلام کسی از آن بالاتر نرفته است. (تفسیر کنزالدقائق)
💠در حدیث آمده است: آنجایی که آخرین مرحله پرواز فرشتگان یا آخرین مرحله بالا رفتن اعمال میباشد، به آن «سِدْرَةِ الْمُنْتَهی» میگویند و در روایات میخوانیم: «سدرة المنتهی» نام درختی است که همراه هر برگ آن فرشتهای در حال تسبیح است. (تفسیر نمونه و مجمعالبیان)
🙄چون در ماجرای معراج، ناباوری و تردید بسیار است، خداوند یک بار در #سورۀ_اسراء فرمود: «سُبْحانَ الَّذِی» یعنی او از کار لغو منزّه است و ✅معراج یک هدف بس عالی دارد و یک بار در این سوره فرمود: چرا در این باره جدال میکنید؟ «أَ فَتُمارُونَهُ ...»
👈گرچه همه مردم زیر نظر خداوند هستند، امّا خداوند گاهی بعضی را به طور خاص مورد نظر قرار میدهد. «وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْری» یعنی خداوند در معراج پیامبرش را یکبار دیگر مورد نظر ویژه قرار داد. همان گونه که خداوند با اینکه با همه مردم است، «وَ هُوَ مَعَکُمْ» (حدید،۴) ولی بودن او با متّقین به گونهای دیگر است. «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَوْا» (نحل،۱۲۸)
✅آری، همراه بودن و عنایت خداوند گاهی عام است و گاهی خاص. او پیامبرش را در آسمانها مهمان کرد و نزد سدرة المنتهی و بهشت موعود، مورد نظر خاص خود قرار داد.
💠این معنا در تفسیر اطیبالبیان ذکر شده، امّا در تفاسیر دیگر به گونه ای دیگر معنا شده است: پیامبر، یک بار دیگر جبرئیل را با قیافه اصلی دید و یا بار دیگر، خدا را با دید باطنی دید.
دلیل ما در انتخاب گفتار اطیبالبیان این است که این آیات در مقام تجلیل از پیامبر و معراج اوست و دیدن جبرئیل، برای پیامبر که مقامش بالاتر از جبرئیل است امتیاز و تجلیلی نیست و با سیاق آیات خیلی تناسب ندارد، و نیز دیدن باطنی خداوند، برای پیامبر همیشه بوده و نه یکبار و دو بار، ولی لطف خاص خداوند در معراج قابل توجّه بوده است، چون خداوند با هدفی خاص پیامبرش را به آسمانها برد، بنابراین نگاه خاصی به او داشت. «رَآهُ نَزْلَةً أُخْری»
💐رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود: من جبرئیل را نزد سدرةالمنتهی دیدم. جبرئیل به پیامبر گفت: انتهای حدّی که خداوند برای من گذارده همین جاست و اگر بیشتر از آن بیایم، بالهایم خواهد سوخت.
❌افراد بیایمان، تحمّل باور کردن مکاشفات و دریافتهای اولیای خدا را ندارند و با بدبینی و تردید با آنها به #جدال_میپردازند. «أَ فَتُمارُونَهُ»
👈 در مسائل نظری و فکری، بحث و تردید جای دارد، ولی در محسوسات و دیدنیها جایی ندارد. «أَ فَتُمارُونَهُ عَلی ما یَری»
👈پرسش و دلیل خواهی همیشه مورد سفارش است؛ «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ» (نحل،۴۳) ولی #مجادله و ستیز مورد توبیخ است. «أَ فَتُمارُونَهُ»
🍃🌸 بالاتر از بهشت نیز وجود دارد. «عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهی عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوی» سدرةالمنتهی به قدری مهم است که بهشت با آن عظمتش در کنار اوست.
(سدرة المنتهی) درختی در آسمان🌳🪐✨
😍در بخشی از روایات اسلامی سدرة المنتهی درختی در آسمان دانسته شده و پیرامون گستردگی سایه، تناوری ساقه، انبوهی شاخ و برگ، رنگارنگی بار و بر، پوشش زرین و دیگر خصوصیات آن تعبیرهای گوناگونی آورده شده است.
💠در تفسیر المیزان آمده است: کلمه سدرة به معنای یک #درخت_سدر 🌳است و کلمه #منتهی نام مکانی است و شاید مراد از آن #مُنتهای_آسمانها باشد چون #بهشت (#جنة_المأوی) درکنار #سدرة_المنتهی است و در آسمانها است.
🌳سدره درختی است بالای آسمان هفتم در طرف راست عرش که دانش هر فرشتهای به آن منتهی میشود.
در برخی روایات، #سدرة_المنتهی🌳 همان #درخت_طوبی🌳☘ دانسته شده است.
در برخی منابع و پژوهشهای جدید، سدرة المنتهی جایگاهی در آسمان دانسته شده است:
💠تفسیر نمونه منظور از سدرة المنتهی را «#سایبانی_عظیم_در_جوار_رحمت_خدا💖» دانسته و گفته است: درباره «سدرة المنتهی» هر چند در قرآن توضیحی نیامده، ولی در روایات اسلامی توصیفهای گوناگونی پیرامون آن آمده است. این تعبیرات نشان میدهد که منظور از آن، درختی شبیه آنچه در زمین میبنیم نیست، بلکه اشاره به سایبان عظیمی است در جِوار قُرب رحمت حق که فرشتگان بر برگهای آن تسبیح میکنند و امتهایی از نیکان و پاکان در سایه آن قرار دارند.
💐از پیامبر(ص) روایت شده است:
سپس پروردگارم با من سخن گفت و من نیز با او سخن گفتم و بهشت و جهنم و عرش و سدرة المنتهی را دیدم و سپس به مکه بازگشتم.