eitaa logo
همراه با قرآن کریم📖
90 دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
47 ویدیو
1 فایل
⭕همراه با قرآن کریم https://eitaa.com/hamrahbaquran خادم القرآن گمنام
مشاهده در ایتا
دانلود
در قرآن کریم واژۀ "میزان" نُه بار و جمع آن "موازین" هفت بار آمده است. ۳ - کاربرد واژه میزان در قرآن. [ویرایش]. واژه میزان در قرآن به معانی مختلف استعمال شده است.
آیات ۷-۹ الرحمن * وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِیزانَ * أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزانِ * وَ أَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لا تُخْسِرُوا الْمِیزانَ و آسمان را بالا برد و قانون و میزان را مقرّر کرد تا در سنجش و میزان تجاوز نکنید. و وزن را بر اساس عدل بر پا دارید و در ترازو کم نگذارید. __________________________ 💠بعد از بیانِ رحمت الهی و نعمت تعلیم و بیان و حساب خورشید و ماه و سجده موجودات که نوعی توجّه به رابطه خدا با انسان و طبیعت است، این آیات نحوۀ رابطه انسان با جامعه را مطرح می‌کند.  ✅نظام هستی بر پایه میزان است. زندگی ما نیز باید بر مدار میزان باشد. «وَضَعَ الْمِیزانَ أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزانِ»  👌 جایگاه آسمان و زمین تصادفی نیست. برافراشتگی آسمان و حجم و اندازه و فاصله ستارگان، حکیمانه و جلوه‌ای از رحمت الهی است. «‏الرَّحْمنُ‏ ... وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِیزانَ‏» 💠کتاب و میزان متلازم‌اند. خداوند در سورۀ حدید می‌فرماید: «وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» (حدید،۲۵) در این آیات نیز، هم به قرآن اشاره شده، هم به میزان: «عَلَّمَ الْقُرْآنَ‏ ... أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزانِ‏»  ❌بی‌توجّهی به میزان و عدم رعایت انصاف و عدالت در حقوق مردم، انسان را به فسق و فجور می‌کشاند و فسق و فجور انسان را به تکذیب وامی‌دارد. در سورۀ مطفّفین می‏‌خوانیم: «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ» وای بر کم‏ فروشان! سپس می‌فرماید:«إِنَّ کِتابَ الفُجَّارِ ...» وآنگاه: «وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ» گویا لقمه ‏ی حرام، مقدّمه فجور، و فجور مقدّمه کفر و تکذیب می شود. 💠در قرآن کریم واژۀ "میزان" نُه بار و جمع آن "موازین" هفت بار آمده است. ۳ - کاربرد واژه میزان در قرآن. [ویرایش]. واژه میزان در قرآن به معانی مختلف استعمال شده است. ✅جامعه برای رسیدن به رستگاری دو بال می‏‌خواهد: علم و عدالت. (در دنیای امروز علم هست ولی عدالت نیست.) «عَلَّمَ الْقُرْآنَ‏ ... أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزانِ‏»  ✅ راه رسیدن به عدالت، عمل به قرآن است. «عَلَّمَ الْقُرْآنَ‏ ... أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزانِ‏»  👈 میزان و وسیلۀ سنجش باید عادلانه باشد؛ مورد وزن هرچه می‏‌خواهد باشد. «وَ أَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ»  👈عدالت مثل نماز است و باید آن را در جامعه به پاداشت. «وَ أَقِیمُوا الْوَزْنَ»  👌 عدل و میزان، هم در آسمان عامل ثبات و پایداری است، هم در زمین و هم در جامعه. «وَضَعَ الْمِیزانَ أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزانِ»  👈درر کارها، نه افراط «أَلَّا تَطْغَوْا» و نه تفریط. «لا تُخْسِرُوا» 
بر پایه است. زندگی ما نیز باید بر مدار میزان باشد. «وَضَعَ الْمِیزانَ أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزانِ»  🔴 "" است و قوانین عادلانه الهی مایه گسترش قسط و عدل در جامعه بشری است.
آیات ۷-۹ الرحمن * وَ وَ * أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزانِ * وَ أَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لا تُخْسِرُوا الْمِیزانَ و آسمان را بالا برد و قانون و میزان را مقرّر کرد تا در سنجش و میزان تجاوز نکنید. و وزن را بر اساس عدل بر پا دارید و در ترازو کم نگذارید. ______________________ 💠بعد از بیانِ رحمت الهی و نعمت تعلیم و بیان و حساب خورشید و ماه و سجده موجودات که نوعی توجّه به رابطه خدا با انسان و طبیعت است، این آیات نحوۀ رابطه انسان با جامعه را مطرح می‌کند.  ✅نظام هستی بر پایه میزان است. زندگی ما نیز باید بر مدار میزان باشد. «وَضَعَ الْمِیزانَ أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزانِ»  👌 جایگاه آسمان و زمین تصادفی نیست. برافراشتگی آسمان و حجم و اندازه و فاصله ستارگان، حکیمانه و جلوه‌ای از رحمت الهی است. «‏الرَّحْمنُ‏ ... وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِیزانَ‏» 💠کتاب و میزان متلازم‌اند. خداوند در سورۀ حدید می‌فرماید: «وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» (حدید،۲۵) در این آیات نیز، هم به قرآن اشاره شده، هم به میزان: «عَلَّمَ الْقُرْآنَ‏ ... أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزانِ‏»  ❌بی‌توجّهی به میزان و عدم رعایت انصاف و عدالت در حقوق مردم، انسان را به فسق و فجور می‌کشاند و فسق و فجور انسان را به تکذیب وامی‌دارد. در سورۀ مطفّفین می‏‌خوانیم: «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ» وای بر کم‏ فروشان! سپس می‌فرماید:«إِنَّ کِتابَ الفُجَّارِ ...» وآنگاه: «وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ» گویا لقمه ‏ی حرام، مقدّمه فجور، و فجور مقدّمه کفر و تکذیب می شود. 💠در قرآن کریم واژۀ "میزان" نُه بار و جمع آن "موازین" هفت بار آمده است. ۳ - کاربرد واژه میزان در قرآن. [ویرایش]. واژه میزان در قرآن به معانی مختلف استعمال شده است. ✅جامعه برای رسیدن به رستگاری دو بال می‏‌خواهد: علم و عدالت. (در دنیای امروز علم هست ولی عدالت نیست.) «عَلَّمَ الْقُرْآنَ‏ ... أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزانِ‏»  ✅ راه رسیدن به عدالت، عمل به قرآن است. «عَلَّمَ الْقُرْآنَ‏ ... أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزانِ‏»  👈 میزان و وسیلۀ سنجش باید عادلانه باشد؛ مورد وزن هرچه می‏‌خواهد باشد. «وَ أَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ»  👈عدالت مثل نماز است و باید آن را در جامعه به پاداشت. «وَ أَقِیمُوا الْوَزْنَ»  👌 عدل و میزان، هم در آسمان عامل ثبات و پایداری است، هم در زمین و هم در جامعه. «وَضَعَ الْمِیزانَ أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزانِ»  👈درر کارها، نه افراط «أَلَّا تَطْغَوْا» و نه تفریط. «لا تُخْسِرُوا» 
اهل‌بیت❤️علیه السلام، میزان اعمال است. 💐 رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «من میزان علم هستم؛ و علی دو کفه آن؛ و حسن علیه السلام و حسین علیه بندهای آنهاو فاطمه زهراس محور اتصال آنها وائمه اطهار بعدی نیز همینطور هستند و محبین و مبغضین با آنها وَضع می شود .
❌(ای جنّ و انس)، کدام نعمت پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ 🌍 🍓🍇🍋🍊🍐🍎 🧆 🌽🥑🥭🍍🥥🥝🍉🍌🍈🫐🧄🥜🌰 🌾 🌿🍀🌱
آیات ۱۰-۱۳ الرحمن * وَ وَضَعَها لِلْأَنامِ * فِیها وَ ذاتُ ا * وَ ا ذُو وَ 🍃🌸 فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ 🌸🍃 و را برای زمینیان قرار داد که در آن هر گونه و و و است. پس (ای جنّ و انس)، کدام نعمت پروردگارتان را انکار می‌کنید؟» __________________________________ ▪«أنام» به معنای آفریده‌‏ها، اعمّ از جنّ و انس و همه موجودات روی زمین است.  ▪«فاکِهَةٌ» به هر نوع میوه  ▪«ریحان» به هر گیاه خوش ‏بو گفته می‌شود.  ▪«اکمام» جمع «کم» به معنای پوششی است که میوه را در برمی‌گیرد، همان گونه که «کم» به معنای آستین است که دست را می‌‏پوشاند و «کمه» بر وزن قُبّه به کلاهی گفته می‌شود که سر را می‌پوشاند. شاید مراد از «اکمام» در آیه، الیافی باشد که همچون الیاف روی نارگیل، دور درخت خرما را فرا می‌گیرد.  ▪«حب» به معنای دانه  ▪«عصف» به معنای برگ‌ها و اجزایی است که از گیاه جدا می‌شود و لذا به کاه نیز «عصف» گفته می‌شود.  ▪«آلاءِ» جمع «الی» به معنای نعمت است.  📌تکرار سؤال‌های پی‌در‌پی همراه با انتقاد، دلیل آن است که هر نعمتی برای خود تصدیق و تکذیبی دارد.  👈تمام هستی یک مدبّر دارد، نه آن گونه که بعضی مشرکان برای هر یک از آسمان و زمین یک مدبّر خاص می‏‌پنداشتند. «السَّماءَ رَفَعَها ... وَ الْأَرْضَ وَضَعَها»  👈زمین برای کامیابی و بهره‌برداری همه موجودات زمینی و از جمله انسان است. «وَضَعَها لِلْأَنامِ»  👈 قرآن، ابتدا نعمت‌‏های معنوی و سپس نعمت‌های مادّی را شمارش می‌‏کند. «عَلَّمَ الْقُرْآنَ‏ ... عَلَّمَهُ الْبَیانَ‏ ... فِیها فاکِهَةٌ وَ النَّخْلُ‏»  👈میوه، نقش مهمی در تغذیۀ انسان دارد. بعد از آفرینش زمین، نام میوه آمده است. «وَ الْأَرْضَ‏ ... فِیها فاکِهَةٌ»  در میان میوه‌ها، ارزش خرما 🧆از بقیه جداست. «فِیها فاکِهَةٌ ... وَ النَّخْلُ‏»  🌾پوسته و حتّی غلاف دور میوه ها ونباتات، نعمت است. «وَ الْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ»  🥑🥥🍍🥝🌽🍉🥜🌰 🌱بوی خوشِ گیاهان، یکی از نعمت‏‌های الهی است. «وَ الرَّیْحانُ»  👈جن نیز مثل انسان، مسئول، مکلّف و بهره‏‌مند از نعمت‌های زمین است. «فَبِأَیِ‏آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ»  ✅خداوند نعمت‌ها را برای رشد و تربیت همه جانبۀ انسان و جن آفریده است. «آلاءِ رَبِّکُما»
آیات ۱۴-۱۶ الرحمن *خَلَقَ مِنْ * وَ خَلَقَ مِنْ مِنْ 🍃🌸فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ 🌸🍃 انسان را از گل خشکیده‌ای همچون سفال آفرید و جن را از شعلۀ آتشی بی‌دود آفرید، پس کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟ _________________________ ▪«صَلْصالٍ» به معنای گِل خشکیده،  ▪«فخار» به معنای سفال (گل پخته شده)  ▪«مارِجٍ» زبانه‌ای خالص و بدون دود از آتش است. مارج، آتش است ممتزج به هوا که آن را هوای مشتعل گویند. 🔻خلقت انسان مبدأ آفرینش انسان آب و خاک و گِل بدبو و گل خشکیده است. «فَإِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ تُرابٍ» (حجف۵) «خَلَقَکُمْ مِنْ طِینٍ»(انعام،۲) «مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ»*(حجر،۲۸) «مِنْ صَلْصالٍ کَالْفَخَّارِ» (الرحمن،۱۴) 🔻خلقت جن مبداءآفرینش جن از آتش و هواست. جنّ، موجودی ناپیدا است خلقت او پیش از خلقت انسان بوده است،  و مبدأ آفرینش او، باد و آتش است «خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ» الرحمن ۱۵ وَالْجَآنَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ »حجر27 « سموم » باد داغی است که اثر سمی دارد و علت اینکه آن را سموم می‌گویند این است که در « مام » بدن یعنی در منفذهای بدن وارد می‌شود. 👌 خداوند از مادّۀ سرد بی ‏روح‏ «صَلْصالٍ» و مادّه گرم بی‏ روح‏ «مارِجٍ»، موجودات زنده می‌سازد. «خَلَقَ الْإِنْسانَ‏ ... خَلَقَ الْجَانَ‏ ...»  💠واژه جن در لغت جن در لغت به معنی پنهان و پوشیده است موجود جن به جهت پوشیدگی و مخفی بودن از دیدگان، « جن » نامیده شده است، چنان که موجود مستور در رحم مادر را « جنین » نامیده‌اند. قلب را هم از آن جهت که ظاهر نیست و از حواس ظاهر پنهان است « جنان » گفته‌اند. همچنین این واژه به معنای فرشتگان، پریان و دیوانگی آمده است، زیرا فرشتگان و پریان نامرئی هستند و مجنون نیز به کسی می‌گویند که عقل از او پنهان گشته است. « جان » هم به معنای یک نوع از جن و نوعی از مار ( مار سفید ) آمده است.که اغلب در خانه‌ها یافت می‌شود و علت این تسمیه، شاید مخفی بودن آن باشد. 💠قرآن کریم در شانزده سوره، از جن سخن گفته است. 🔹 در آیات قرآن با سه واژه « الجن »، « جانّ » و « الجنّه » به مطالبی درباره جن اشاره شده است. واژه « جن » 22 بار، واژه « جانّ » 7 بار و واژه « جنّه » هم 3 بار، مجموعاً در 31 آیه آمده‌اند که در هفده آیه، جن همراه با انسان ذکر شده است. 🔹اختصاص یک سوره قرآن به نام جن و آیات متعدد در سور مختلف، نمایانگر اهمیتی است که قرآن به این موضوع داده است. 💠مقصود از جنّ و جانّ یکی است، زیرا در برخی آیات ( حجر، 27؛ رحمن، 15 ) به خلقت جانّ اشاره شده و این خلقت، همان خلقت جنّ در مقابل خلقت انسان قرار گرفته است و برخی از مفسرین نیز مانند علامه طباطبایی با تأکید بر نوعی ارتباط میان خلقت جنّ و خلقت جانّ، جانّ را همان جنّ و یا نوعی از انواع جنّ می‌دانند.
🔴 و دو مخلوق زمینی‌اند و از عناصر مادّی آفریده شده‌اند. جنّ از منظر قرآن شبیه‌ترین موجودات به انسان است یعنی موجودی دارای اختیار، ادراک، علم، مسؤولیت و تکلیف است؛ بنابراین برای انتخاب راه صحیح نیازمند پیامبر است و پیامبر اکرم (ص) بر جن‌ها نیز مبعوث شدند. در بین جن‌ها دین، مذهب و فرقه وجود دارد و آنها مانند انسان مؤمن و کافر دارند. آنها دارای دو جنس مؤنث و مذکر هستند، تولیدمثل می‌کنند و ذریّه دارند. طول عمر جن از انسان زیادتر است اما آنها نیز دارای تولد، عمر محدود، مرگ، معاد و حساب و کتاب اخروی هستند. به دلیل اینکه عنصر اولیه خلقت جن با انسان متفاوت است آنها تفاوت‌هایی با انسان دارند. آنها قبل از نوع بشر از جنس آتش خلق شده‌اند چنان که نوع بشر از جنس خاک آفریده شده است؛ به همین جهت آنها از ویژگی‌های خصای مانند غیرمرئی بودن و سرعت بهره مند هستند و همچنین به واسطه قدرتی که دارند می‌توانند در آسمان و زمین به اشکال مختلف ظاهر شوند ولی آنها مسخر انسان می‌گردند؛ قصه حضرت سلیمان در قرآن و خدمت کردن برخی از جن‌های مؤمن برای پیامبران، امامان و افراد برگزیده در برخی روایات نمایانگر فرمانبرداری آنهاست. آری!جن از ویژگی‌هایی بهره مند است که انسان فاقد آنها می‌باشد، لکن این ویژگی‌ها، کمال واقعی شمرده نمی‌شوند، بلکه این انسان است که با کسب مقام خلیفه اللهی می‌تواند به نهایت کمال دست یابد.