eitaa logo
همشناسی فرهنگی I اسلامی تنها
453 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
410 ویدیو
30 فایل
اى مردم، ما شما را از مردی و زنى بيافريديم. و شما را گروه های پراکنده(شعوب) و پیوسته (قبيله‌ها) كرديم تا همشناسی و هم نیکی کنید هر آينه گرامى‌ترين شما نزد خدا، پرهيزگارترين شماست. خدا دانا و کاردان است.
مشاهده در ایتا
دانلود
معلم اول، صاحب خلق عظیم، اسوه مردم و رئیس مدینه حکمت، رسول خاتم(ص) فرمودند: مؤمن مانند زنبور عسل است. 🆔 hamshenasi
معلم ثانی، صاحب نبأ عظیم، باب مدینه حکمت، امیر مومنان و امام اوّل(ع) فرمود: مانند زنبور عسل باش. پس در همه ساحت های از خانه تا خیابان، از کارخانه تا دانشگاه . پاکیزه بخور پاکیزه برگذار پاکیزه برنشین. 🆔 hamshenasi
و به خصوص به علم جویان ، دانش طلبان فرمود: از هر منبع دانشى بهترينش را انتخاب كن. 🆔 hamshenasi
✨ما با‌ «گذشته» و «آینده»، «حال» می‌سازیم. 🔻ما کیستیم؟ و حال چیست؟ آیا ما انسان نیستیم همان «سین» که بین دو «ان» است؟(ان-س-ان)، سین سیر است و حرکت، و ما سائریم و در حرکت مدام از «الف تا نون» و از «نون تا الف» در دو قوس عالم، بین دو «آن» زمان. آیا «حال» همان زمانی نیست که اکنون گذشت و همان آینده نیست که اکنون آمد. آیا حال همان برزخ میان پایان گذشته و آغاز آینده نیست؟ در تبیین هستی و چیستی «حال» نه فقط ادیبان بلکه فیلسوفان نیز تشویش دارند. سیبویه حال را «ما هو کائن لم ینقطع» می داند یعنی زمانی که قطع نشده و هنوز ادامه دارد. تفتازانی نیز می گوید «المراد بالحال اجزاء من طرفی الماضی و المستقبل، یعقب بعضها بعضا من غیر فرط مهلة و تراخ»یعنی مقصود از حال اجزایی از زمان گذشته و آینده است به گونه ای که به هم متصل باشند و بین آنها فاصله نیافتد. یعنی حال چیزی جز گذشته و آینده نیست؟ 🔻نمی دانم اما آنچه مسلم است این است که انسان و جامعه ای که گذشته و آینده ای ندارد یا گذشته گریز و آینده ستیز است و یا گذشته فراموش است و آینده‌ای را منتظر نیست؛ حال ندارد بلکه او گرفتار و «گیر حال» است یا بیکار و «حال گیر» و به ویژه «حال گیر سیاسی» . 🔻برای «گیرحال سیاسی» «بدحالی» مردم ، بهانه ای بی پایان است برای «حالگیری سیاسی». او با آدم‌های "گذشته گرای آینده گشای باحال" نمی کند. اگر معرکه گیران سیاسی توده را بر ضد خردمندان می‌شورانند حال گیران سیاسی خردمندان را در معرکه سیاست، عامه پسند و توده مند می خواهند. خود پاسخگو نیستند اما پاسخ طلب چرا. رفتارشان ناشفاف است اما شفافیت دیگران را فریاد می کنند. یکی از ترفندهای کنونی شان این است که با نقدهای روزمره، مردم را گرفتار مسائل زمانه و زمینه کنونی خودشان کنند. ذهن و روان مردم را یا در چاله و چوله های حال می‌اندازند یا به اکنونی ‌آشنایی زدایی شده می برند هرچه نزدیکتر، بهتر! با فن آشنازدایی «اکنون» را زشت تصویر می‌کنند و «حال» را زشت تر. مدام از «حال» مردم می‌پرسند بی آنکه از گذشته مسبب آن بپرسند یا برای آینده بهگشت آن فکری کنند! 🔻می گویند جامعه‌ای که «حال»اش خوب و قابل دفاع باشد، نیازی نیست از تاریخش دفاع کند و به گذشته‌هایش دلخوش باشد. بله ملتی که مشاهیر گذشته اش را فراموش می کند و به فکر آیندگانش نیست، باید با «معاصران» و «معاشران» شهره اش، «حال» کند! ناچار است در میدان زندگی روزمره با کلاهش بچرخد؛ شهرگان و مسئله‌های روزمره را بهتر از اسطوره‌ها، ریشه ها و اصول اش بلد باشد و حواسش «همینجا» باشد نه «دیروز» و نه «فردا». 🔻این حال گیران سیاسی برای مردم اخبار حوادث و روایات روزمره را آن‌چنان برجسته می‌کنند و افکار عمومی را آن‌قدر به چاله های پیش پاهایشان مشغول می‌کنند تا‌ مردم نتوانند «از گذشته عبرت گیرند و افق را بنگرند و مسیر حرکت را اصلاح». طُرفه آن‌که این گذشته گریزان و آینده ستیزان، خود نیز با «امروز» حال نمی‌کنند. آنها نه با ریزه‌کاری‌های آغاز و پایان‌جهان کاری دارند نه با سرزمین‌های دور. نه با تاریخ‌، و نه با جغرافیا! بلکه تنها، نقد مدنی زیستگاه را می‌شناسند و همیشه در لحظه فکر‌ می‌کنند! 🔻امروز در سرزمین ما، آنان با دو گفتمان مواجه اند. در یک سو گفتمان گام دوم مدرنیته است که به چنین کسانی توصیه می کند کتابهای روان درمانگران اگزیستانس چون اکهارت تول یا هستی شناسان اجتماعی لحظه حال چون میشل فوکو را بخوانند تا « نیروی حال» را کشف کرده و با «تمرین نیروی حال»، «شکوه زندگی در لحظه حال» را تجربه کنند شاید «طلوع زمینی نو» پاداش آن باشد. و در سوی دیگر، گفتمان گام دوم انقلاب اسلامی که به آنان توصیه می کند اخبار زندگی و سوانح حیات را از «یوم الشهاده» تا «یوم الدین»، از «یوم البعثة» تا «یوم الظهور» با فصل های درخشان «غدیر و عاشورا» و روز های شکوهمند «۲۲بهمن» و «۳خرداد» و خاطرات روزمره روایت فتح را در شاهنامه و امام نامه بخوانند تا «نیروی گذشته» تجربه شده را دوباره حس کنند و با «تذکر نیروی گذشته»، «شکوه زندگی در لحظه دوم انقلاب» را روایت کنند شاید «ظهور زمانه ای نو» پاداش آن باشد. 🔻اگر علامه آملی ما را به عصر ملکوت، «یوم الامانه» و «یوم اللقا» می برد اگر حکیم خامنه ای ما را به عصر رسالت، یوم الظهور و ایام الله اسلام و انقلاب ارجاع می دهند نه برای گم شدن در تاریخ و پیشاتاریخ بلکه برای راهیابی در تاریخ و فراتاریخ است با تذکر به نشانه ها و آیات. اینان اهل تفکیک و تجرد نیستند بلکه اهل و تاهل اند. مبشران و منذران آیات قرآنی اند تا مردم «درون را بنگرند و حال را» و راه آمده را گم نکنند و «حال» را با اعتبار «گذشته» و افق «آینده» بسازنند که «جامعه قرآنی» و «جمهوری تقوا» ساخته شدنی است ما ملت امام حسینیم وامت امام خمینی. ما میتوانیم به حوله و قوته. ۱۴۰۰٫۷٫۱۶ ✍️علی اصغر اسلامی تنها 🆔@hamshenasi
🌷رهبر حکیم انقلاب: ماه ربیع الاول، بهار زندگی است 🆔@hamshenasi
🍂✨گونه شناسی اهل پژوهش✨🍂 فرانسیس بیکن فیلسوف انگلیسی برای بیان اهمیت مرحله روش (جمع آوری و پردازش اطلاعات)، در اثر مشهور خود به نام ارگانن نوین با یک تمثیل اهل تحقیق را به سه دسته مورچگان، عنکبوتان و زنبوران عسل تقسیم می‌کند. او می‌گوید: 1️⃣ 🐜برخی از اهل تحقیق مانند مورچه‌‌اند. ویژگی بارز مورچه این است که همیشه در حال جمع‌آوری و ذخیره مواد مورد نیاز خود است، اما هیچ‌گاه با استفاده از آنچه گردآوری کرده محصول جدیدی تولید و عرضه نمی‌کند. برخی از اهل پژوهش نیز دائم در حال جمع‌آوری اطلاعات‌اند. این افراد با آنکه تلاش زیادی می‌کنند و فیشهای زیادی نیز فراهم می‌آورند، اما نتیجه کار آنها چیزی بیشتر از انتقال و یادداشت کردن دسته‌ای از اطلاعات در محلی دیگر نیست. به تعبیر رایج، چنین افرادی معمولاً در حال تبدیل اطلاعات چاپی به اطلاعات دست‌نویس و سپس چاپ دوباره همان اطلاعات هستند و هیچ پردازش و تولید تازه‌ای در کار آنها مشاهده نمی‌شود. 2️⃣ 🕷دسته دوم از اهل پژوهش به عنکبوتان شبیه اند. ويژگی بارز عنکبوت آن است که بدون جمع‌آوری ماده‌ای خاص، دائم به تنیدن تار مشغول است. منظور او از این تشبیه آن است که گروهی از نویسندگان و نظریه‌پردازان بدون اتکا به اطلاعات کافی اعلام نظر می‌کنند. کارشان صرفا دسته بندی ها و تفسیر تکراری و بی ثمر است. این گونه نظریه‌پردازی بیشتر به بافته‌های بی‌ارزش عنکبوت شباهت دارد تا نظریه‌های علمی و تحقیقاتی. 3️⃣ 🐝 محققان حقیقی‌، همچون زنبورهای عسل‌اند. زنبور عسل ابتدا به سراغ بهترین منابع، یعنی گلهای تازه و معطر می‌رود و به ‌اندازه کافی شهد آنها را جمع‌آوری می‌کند. او به آنچه جمع‌ کرده است قانع نمی‌شود و تلاش می‌کند با استفاده از یافته‌هایش محصولی مفید و ارزشمند چون عسل تولید کند. محقق واقعی نیز کسی است که بتواند با بهره‌گیری از اطلاعات گردآوری شده و پردازش آن، با ایده‌ای نو، پاسخی جدید و نوآوری و ابتکاری سودمند ارائه کند. هر چند چنین فردی از هيچ‌گونه تلاش و تتبعی برای یافتن و جمع‌آوری اطلاعات فروگذار نمی‌کند، اما مورچه‌وار در پی انبار کردن انبوه اطلاعات نیست. او همچون زنبور عسل با جستجو در میان منابع گوناگون، صرفاً مواد و اطلاعاتی را که احتمال می‌دهد به‌ نحوی در تولید محصول مورد نظرش تأثیرگذار باشد گزینش می‌کند. با گردآوری این مواد، زمینه لازم برای تولید محصول و ارائه نظریه جدید فراهم شده است. اما با جابه‌جا کردن اطلاعات و مواد اولیه اتفاق جدیدی رخ نخواهد داد؛ همان‌گونه که با انتقال شهد گلها به کندو، عسل تولید نمی‌شود. توليد دانش و ارائه محصولی سودمند و قابل استفاده نیز در گرو پردازش و تحول در اطلاعات است. در تحقیق نیز در صورتی می‌توان از یافته‌ها و معلومات قبلی به عصاره ارزشمند علم جدید و هدف والای تولید علم رسید که از مسیر پردازش و تجزیه و تحلیل اطلاعات عبور شود. پردازش اطلاعات نشان‌دهنده حضور فعال محقق در عرصه تحقیق و بارورکننده اطلاعات و فرایند تحقیق است. البته اگر این پردازش با اتکا به اطلاعات صادق، کافی و معتبر انجام نشود، محصولی جز کتابسازی و بافته‌هایی عنکبوت‌وار نخواهد داشت. در حقیقت محقق واقعی دغدغه ای اصیل، بینشی وسیع و عمیق، پرسشی نیکو و ایده نوآورانه دارد لذا در جمع آوری بهترین اطلاعات کوشش می کند و با پردازش خلاقانه، آنها را فرآوری کرده و دانش مفید و علم نافع تولید می کند. 4️⃣ البته باید به تمثیل بیکن قسم چهارم را افزود چرا که برخی نیز مگس‌اند و این مگس‌صفتان بر سر سفره پژوهش دیگران دزدانه می نشینند، انتحال و سرقت علمی کرده و آثاری از دیگران برداشته، آلوده کرده و به نام خود روانه بازار می‌کنند. 🆔hamshenasi
کتاب حال جوانان ما کتابهای روان درمانگر‌اگزیستانس اکهارت تول(Eckhart Tolle) که در جامعه ایمانی، جوانان ما می خوانند تا با راهنمایی او «سفر به خویشتن» را آغاز « نیروی‌حال» و «قدرت اکنون» را کشف‌کرده و با «تمرین نیروی‌حال»، «شکوه زندگی در لحظه‌حال» و «ملکی دیگر، ملکوتی دیگر» را تجربه کنند. شاید «طلوع زمینی نو» پاداش آن باشد. 🔥این ملکوت است یا هپروت؟ 🔥این معنویّت است یا نا-دینیّت؟ 🔥این بیداری معنوی است یا بی خیالی معنایی؟ 🔥چرا اینان معلمان معنوی جوانان ما شده و می شوند؟ 🤫 🆔 @hamshenasi