#ناشناس
اوتمیل خوشمرهست؟ کلا میشه مزهاش رو یکم توصیف کنی
.
ببین خیلی بستگی داره چجوری درست کنی یا چی بریزی توش
در کل چیز خاصی نیست
معمولا با شیر یا آبجوش میپزن و یکم حجیمه
بعدم دیگه هرچی دوست داشته باشی میریزی توش
مثلا مغزجات یا شکلات و انواع میوه ها
گردو و موز هم بهش میاد
پیشنهاد میکنم اگه اولین بار میخوای امتحان کنی از این جو دو سرپرک فدوکس های اماده بگیر که تلویزیون هم تبلیغ میکنه
#ناشناس
https://eitaa.com/hamtafff/6216 میگی حبیبی یاد حبیبی کام تو دبای میوفتم کل احساسی بودن پاراگراف پرید😂😭
.
وای نهههههه🤣🤣اخه میدونی چیه
تو کربلا خادم ها یا اونایی که موکب دارن کلا خیلی از حبیبی استفاده میکنن
یک چایخونه بود نزدیک حرم همیشه مسئولش بلند بلند صدا میزد :حبیبی حسین..حیبی حسین...
من یاد اون میافتم
#ناشناس
https://eitaa.com/hamtafff/6217 سلام وقت بخیر
کتاب بدون مرز از آقای هاشم نصیری رمان داستانی در مورد شهید چمران هست که به شخصه نخوندم اما از به نفر تعریفشو شنیدم
.
از پیشنهادت بسی ممنونم🫂
https://eitaa.com/hamtafff/6229 چه باحال من تاحالا نرفتم برای همین ایدهای درموردش نداشتم😂
.
ایشالا به زودی قسمتت گل دختر
هدایت شده از سدخارجی
14.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من عزاداری تو رو دوست دارم🥲
@Sedkhareji ✔️
آهنگای آشغال باشگاه رو میشد تحمل کرد تا قبل محرم
اما حالا دیگه نه
باید هدفون و مداحی هام رو بیارم تو ماجرا
هدایت شده از پیرمرد
نقطۀ انتقال از جوانی به بزرگسالی دقیقا همینجاست؛ اون لحظهای که میفهمی هرچند هدف زیبایی انتخاب کردی، ولی دنیا، دار تزاحم هاست و باید اولویتبندی کرد.
خداحافظی با عالم کودکی و جوانی غمگینه، ولی رهاییبخش هم هست. اینکه میتونی با خودِ ناکاملت کنار بیای، و قبول کنی محدودیت های خودت رو، و بپذیری که همۀ آدم ها ابنسینا نمیشن. آدم هایی که هدف های خوبی برای زندگی انتخاب میکنن، همیشه در معرض خطر وسواسی شدن در راه اون هدف ها هستن. مطالعه، برای من اینجوری بوده. از نظر خودم، مطالعه و تلاش برای دسترسی به حقیقت، یکی از بهترین هدف های دنیاست، ولی حتی توی همین هدف زیبا هم نباید اونقدری غرق شد که از زندگی غافل بشی. درسته که تاریخ و فلسفه و ادبیات لازم و قشنگن، ولی زندگی عادی توی همین لحظات عادی جریان داره و چه بخوای و چه نخوای، میگذره.
من با این حقیقت کنار اومدم که من احتمالا هیچوقت نمیتونم اون مقداری که میخوام مطالعه کنم، و اونقدری که میخوام سفر کنم. شاید ناراحتکننده باشه، ولی دنیا همینه. انقدر همهچیز پرفکت نیست.
و ضمنا، همیشه باید به خاطر داشت که چیزهای خیلی مهم تری هم توی زندگی هست، که شاید خودم تا چند سال پیش نمیدونستم. مثل خانواده، مثل ایمان، و متاسفانه مثل پول. درسته... من شاید هیچوقت مراکش رو نبینم، ولی آیا این باید مانع حرکت من و مانع لذت بردن من از زندگی بشه؟ اکثر آدم های زمین مراکش رو ندیدن، که چی؟ شاید اونجا خیلی زیبا باشه، ولی گیلان هم زیباست، کردستان هم زیباست، اصفهان و شیراز هم زیبان.
امروز توی دفترم نوشتم که «دوست ندارم توی مادیات غرق، توی زندگی روزمره گُم، و توی بقا خلاصه بشم.»، و این جز نگرانی های خودم هم هست. دوست ندارم توی شصت سالگی به خودم بیام و ببینم که کل عمرم صرف همین دنیای خاکی شده. دوست دارم چیزی از من بمونه. ولی درعینحال، باید با حقایقِ شاید نهچندان شیرین هم کنار اومد. تنها چیزهایی که ارزش حرص خوردن دارن دو چیزن: خانواده، و ایمان. بقیه زندگی رو نباید سخت گرفت. چون وقتی یک چیز کمارزش رو خیلی سفت میگیری، برای نگه داشتن چیزهای مهم اصلی دستت خسته میشه. اصل رو باید چسبید و از مابقی زیبایی های جهان چشم پوشید، هرچند سخت و ناخوشایند...