📪 پیام جدید
یه فکری بکن فصل سه رو بنویس یا کتاب هموطن رو چاپ کن
بخدا اگر چاپ کنی من اگه بگیرم شب و روز تو دستمه
#دایگو
📪 پیام جدید
سلام ♥️
هموطن شاید باور نکنی ولی نمی دونم واقعا الان چه حسی دارم ، می دونی من تازه یک ساله که شروع به رمان خوندم کردم همیشه با پایان رمان هایی که می خوندم حس و حالم طبیعی بود مثلاً بعضی ها رو می گفتم خیلی عالیه یا به میزان مهارت نویسنده اش آفرین می گفتم که خیلی خوب نوشته
یا بعضی ها هم می گفتم مسخره بود ، خوشم نیامد یا ...
بعضی ها هم که با اشک تموم می شد
ولی این رمان با همه فرق داره حتی با اونایی که واقعا خوب بودند الان واقعا نمی دونم چه حسی دارم ، خوشحالی نه ناراحتی نه ، یک چیزی بینش شاید باورت نشه ولی آخرش داشتم اشک می ریختم و همزمان لبخندی بر لب داشتم ♥️💔
#دایگو
📪 پیام جدید
نمی دونم چرا ولی اونجایی که محمد راهی سفر شد یاد قسمت آخر فصل ۲ گاندو افتادم و یک حسی بهم دست داد که انگار محمد قراره توی این سفر شهید بشه 💔
#دایگو
📪 پیام جدید
وای خداحافظی با هم وطن خیلی سخته😢
نمیشه ادامه داشته باشه ؟
رمان بی نام قراره از کی شروع بشه؟
#دایگو
📪 پیام جدید
بحث سر اینه هموطن فقط یه رمان نبود..
من باهاش زندگی کردم هموطن متفاوت بود طوری بود که من متن میخوندم وای تصاویر جلو چشمم میومد احساسات درک میشد و در کل مطمئنم هیچ وقت هیچ چیز برام هموطن نمیشه
یه روز اگه شرایطم اوکی شد مطمئناً پی دی آف رو میخرم چون دلم عمیقاً تنگ میشه🥲❤️🩹
#دایگو
📪 پیام جدید
هموطن جان سلام
من خیلی تو این مدت نظر ندادم و منتظر فرجام کار بودم اومدم دیدم دو تا پارت آخره ترسیدم آخر پارت رو ببینم و تلخ باشه پس کند تر ازهمیشه پیش رفتم تو خوندنش
ولی چقدر قشنگ و به جا تموم شد چقدر خوب که رسول و امید یادشون بود که علاوه بر هویت و شخصیتی که دارند هم وطن هم دیگه هستن چقدرررر این پارت های آخر قشنگ به تصویر کشید معنی هم وطن رو
قلمت مانا هم وطن من
#دایگو